بسم الله الرحمان الرحیم
محضر مبارک فقیه گرانقدر، حضرت آیت الله تربتی کربلائی حفظه الله تعالی
سلام علیکم
احتراما به استحضار میرساند، چندی است در فضاهای اجتماعی پیامی در حال
انتشار است، مبنی بر اینکه ولادت مولانا امیرالمؤمنین علیه السلام در روز
سیزده رجب، نقل مشهور است و به خاطر تأکید اهل تسنن و نظر علمای ایشان
این شهرت حاصل گردیده؛ وگرنه ولادت حضرتش یا در ششم ذی الح ج ه بود که
بعد از سه روز توقف حضرت فاطمه بنت اسد سلام الله علیهما در خانه کعبه و
خروج ایشان از آنجا، فردایش روز عرفه بوده است و پس از آن عید قربان … و
نقلهائی از این قبیل… که پیام آن به پیوست محضر مبارکتان تقدیم میگردد.
لذا برای اینکه این دست تبلیغات باعث تشویش اذهان مؤمنین نگشته و وهنی
بر مذهب نباشد، بر آن شدیم، نظر حضرتعالی را در اینباره جویا شویم، تا إن
شاءالله راه حلی باشد برای این اختلاف و رفع شبهه از قاطبه مسلمین و شیعیان
و ارادتمندان ساحت مقدس علوی علیه ال س لام شود.
ارادتمند و خادم شما رسول زارع ۴ رجب المرجب ۱۴۳۸ ۱۳ فروردین ۱۳۹۶ .
۳
بسم الله ال رحمان ال رحیم
حضور محترم حضرت آیة الله حیدر تربتی کربلائی م د ظ له
سلام علیکم لطفاً به سؤال زیر پاسخ فرمایید. –
یکی از شبهات که اخیرًا مطرح شده این استکه امیر المؤمنین علیه ال سلام در
روز نحس به دنیا آمدهاند.
آیا ولادت حضرت امیر المؤمنین عل ی بن ابی طالب علیه ال سلام در ۱۳ ماه رجب
بوده است یا خیر؟
با تشکر ۲۹ ربیع الأ ول قم المق دسة رضا دهکائی.
۴
بسم الله الرّحمان الرّحیم
الحمد لله ربّ العالمین، و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین،
و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین.
و علیکما و علی جمیع المسلّمین أنفسهم لمحمّد و آله السّ لام و رحمة الله
جواب تحقیقی و تفصیلی درباره ولادت خجسته و پر برکت مولی الموحّدین امیر
المؤمنین علیّ علیه السّلام را عالم بزرگوار علامه فتونی شریف ابوالحسن بن محمّ د
طاهر عاملی متوفای به سال ۱۱۳۸ کتاب جواهر الکلام « قدّس سرّه جدّ صاحب
ضیاء العالمین في بیان إمامة الأئّ ة « در کتاب گرانسنگ » في شرح شرایع الإسلام
جلد » المصطفین علیهم السّلام ۴ صفحه ۳۴۹ الی ۳۵۶ داده و خلاصه آن به
ضمیمه اضافاتی از ما چنین است:
مشهور آن استکه آن حضرت در روز سیزده رجب به دنیا آمده و این قول و بقیه
اقوال از شخصی به نام عتّاب بن أسید بن أبي العیص بن أمیّة بن عبد شمس بن
عبد مناف روایت و گرفته شده و به او برمیگردند، سپس میان مخالف و مؤالف
مشهور گشته.
دیگر اقوال در اینباره بدین قرار است:
۱ اینکه شب یکشنبه بیست و سوم رجب بوده. – ۱
۲ بیست و سوم ماه شعبان. – ۲
۳ در ماه رمضان بوده. – ۳
و هیچکدام از اینها را دلیل و اعتمادی نیست، و همه آنها خبر است، و از قول
معصومین علیهم السّلام نیست.
۵
عتّاب بن أسید اموی است، و حال بنی امیّه و عداوت دیرین آنان نزد طائفه حقّ ه
امامیّه رضوان الله علیهم معلوم است، او بر شهر مکّه تا زمان شهادت رسول الله
صلّی الله علیه و آله امیر بود، و ابوبکر نیز او را در مقامش باقی گذاشت و در روز
مرگ ابوبکر وفات یافت.
پسر او عبد ال ر حمان مجاهر به عداوت و دشمنی حضرت امیر المؤمنین علیّ علیه
السّلام بوده، و در روز جنگ جمل با عائشه همراه و بر پیاده سوار لشکر در جنگ
با امیر المؤمنین علیه ال سلام بود و کشته شد. ۴
و از واضحات استکه چنین کسی مورد اعتماد نیست هرچند که ولادت حضرت
را در داخل خانه خدا ذکر نموده باشد، زیرا این واقعه در منظر عموم مردم حاضر در
شهر مکّه اتّفاق افتاده و قابل انکار نبوده است.
و قول صواب و درست آن استکه شیخ طوسی قدّس سرّه در کتاب شریف
از راوی ثقه و جلیل صفوان بن مهران جمّ ال » مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد «
نقل میکند که او در کتاب خود از امام جعفر صادق علیه السّلام نقل کرده که فرمود:
وُِل د ميُر «
.» أ الْمُؤْمِنی ن ع لیْهِ السَّّلامُ في یوْمِ اْل أ حدِ لسَّبْ ع خ لوْ ن مِنْ شَّعْبا ن ۵
امیرالمؤمنین علیهال سلام در روز یکشنبه هفتم ماه شعبان متولد شدند.
صریح روایت صفوان از امام جعفر صادق علیه ال سلام استکه میلاد حضرت در
۷ شعبان بوده و قابل رد نیست.
و شیخ شهید مح مد بن م کی عاملی ق دس س ره ال شریف در کتاب شریف
جلد » ال دروس ال شرع یة في فقه الإمام یة « ۲ صفحه ۶ فرموده:
… و روي سابع شعبان، بعد مولد رسول الله ص لی الله علیه و آله بثلاثین
۶
سنة.۶
و روایت شده است که حضرت ع لی علیه » و روي « ایشان تصریح میفرماید که
ال سلام در هفتم ماه شعبان پس از سی سال از زادروز رسول الله ص لی الله علیه و
آله زاده شد.
و در زیار تی که روایت شده حضرت و ل عصر ع جل الله فرجه ال شریف با آن
امیرالمؤمنین علیه ال سلام را زیارت نموده آمده است:
السَّّلامُ ع لی الشَّّ ج رةِ ال نّ بوِ یةِ، … مي ر الْمُؤْمِنی ن! هٰذا یوْمُ «
یا موْلا ي یا أ
اْل أ حدِ و هُ و یوْمُكَّ نا ضَّیْفُكَّ فیهِ و جاُركَّ، …
.» و باسْمِكَّ، و أ ۷
سلام بر درخت نبوی، … ای مولای من ای امیر المؤمنین! این روز
یکشنبه است و آن روز تو و به نام تو است، و من در آن میهمان و
همسایه تو هستم، … .
و این یکی دیگر از موارد مظلوم یت امیرالمؤمنین علیه ال سلام استکه خبری از
شخصی اموی نزد شیعه مشهور میشود و حدیث امام و و ل معصوم را که بیان
میکنیم سبب تعجب و یا انکار برخی میگردد.
طریق شیخ طوسی قدّسسرّه به کتاب صفوان:
فهرست کتب الشّیعة و اصولهم و أسماء المصنّفین و أصحاب « ایشان در کتاب
طریق خود را به کتاب معروف صفوان چنین ذکر میکند: » الأصول
أخبرنا ابن أبي ج ید، عن إبن الولید، عن ال ص فار، عن ال سند ي بن مح مد، «
» عن صفوان ۸
و این طریق صحیح است.
۷
و باید بدانیم که شیخ طوسی قدّسسرّ ه این حدیث شریف را در کتاب شریف
که برای عمل شیعیان تألیف شده آورده، و ،» مصباح المتهجّد، و سلاح المتعبّد «
این میرساند که مورد قبول و تاکید وی بوده است.
وجوه وثاقت صفوان بن مهران الجمّال:
۱ ( شیخ نجاشی قدّسسرّه صفوان را توثیق نموده و مینویسد:
وی صاحب کتاب است. ۹
۲ وی را از شیوخ و خواصّ اصحاب » الإرشاد « ( شیخ مفید قدّسسرّه در کتاب
امام صادق علیهالسّلام و از ثقات فقهاء صالح برشمرده که به امام موسی کاظم
علیه السّلام تصریح نمودهاند )یعنی واقفی نبوده و در اعتقاد مستقیم است(.
۳ ( شیخ طوسی قدّسسرّه او را از اصحاب امام صادق علیه السّلام و صاحب
کتاب ذکر نموده است.
۴ ( در طریق المزارالکبیر، ابنالمشهدیّ قدّسسرّه واقع شده، وی در ا ول کتاب
راویان کتاب را توثیق عام نموده است.
۵ ( از جمله مشایخ ثقات است، و اجلّاء از ثقات و فقهاء و روات که برخی نیز از
اصحاب اجماع هستند و جز از ثقات روایت نمیکنند، مانند: ابن ابی عمیر، احمد
بن محمّد بن ابینصر، صفوان بن یحیی، حسن بن علیّ بن فضّال، حسن بن محبوب
و یونس بن عبد الرّحمان از او روایت نقل کردهاند.
نکاتی لازم به ذکر:
مصباح المته جد و سلاح المتع بد في « شیخ ال طائفة الح قة طوسی ق دس س ره کتاب
را که از نام آن معلوم است برای عمل مؤمنین تألیف فرموده و نه » أعمال ال سنة
۸
و غیر آنها، و در » المبسوط « و » الخلاف « کتابی علمی برای اهل علم مانند کتاب
این کتاب شریف حدیثی را که صحیح برای عمل میدانسته ذکر فرموده.
این کتاب شریف طی ده قرن گذشته محل توجه عام و خاص بوده و به آن عمل
میشده، و نسخههایفراوانیاز آندر بلاد اسلامی و غیر آنها وجود دارد، و از بسیاری از
این نسخهها معلوم میشود که نزد عا مه مردم بوده و به آن عمل میکردهاند.
نظر به ا هم یت این کتاب شریف بسیاری از فقهاء و مح دثین آنرا شرح و تتمیم و
ترجمه و یا اختیار نمودهاند، خود شیخ طوسی ق دس س ره آنرا تلخیص نموده به نام
» المصباح ال صغیر « که مشهور به » مختصر مصباح المته جد في أعمال ال سنة «
است، و س ید جلیل مجد ال دین ع لي بن الحسین بن الباقي القر شي الح لي ق دس س ر ه
از علمای امام یه قرن ۷ إختیار المصباح « آنرا اختیار و اضافه فرموده به نام
و ع لا مه ح لی ، جمال ال دین حسن بن یوسف » الکبیر و ما أضیف إلیه من الأدعیة
بن المط هر الح لي متو فای ۷۲۶ منهاج ال صلاح « آنرا اختصار و اضافه کرده به نام
از شیخ فاضل أبي الحسن سلیمان بن » قبس المصباح « و » في إختصار المصباح
الحسن ال ص هرش ت از مشاهیر شاگردان شیخ طوسی است، و ملا حیدر شیروانی و
است. » مختصر المصباح « س ید عبد الله ش بر و نظام ال دین ع لي بن مح مد هرکدام را
و س ید جلیل أبوالقاسم ع لي بن موسی بن طاووس الحس ني الح لي آنرا در ۱۰ کتاب
شرح و اضافه فرموده، و س ید جلیل ع لي بن عبد الحمید » تت مات المصباح «
الحسی ني ال نی لي متوفای به سال ۷۸۴ مختصر مصباح » إیضاح المصباح « به نام
المته جد شیخ طوسی را شرح مف صلی فرموده و … .
اقوال و اخبار غیر معصوم ی ه اعتبار ندارند، و اجماعی و تواتری نیز در کار نیست،
۹
و اخبار مخالفین و کتب آنها نزد ما معتبر نیستند مگر برای احتجاج بر آنها، و
است و نه از » المقنعة « آنچه در کتاب التهذیب آمده کلام استادش شیخ مفید در
شیخ طوسی، و کتاب التهذیب شیخ طوسی شرح آن است، و آنچه را ایشان آورده
متن المقنعه شیخ مفید است، آنهم خبر است و نه حدیث، و غلط مشهور است،
و بقیه مصادر شیعه نیز که آوردهاند چنین است.
و دلائل دیگر:
۱ . فرزندان هر مردی داناترند به مولد پدران خود، و از اهلبیتاطهار علیهم
ال سلام جز این قول نقل نشده، و دیگر اقوال خبر است و از غیر معصومین، و یا از
مخالفین و اجانب است.
۲٫ از بعضی از روایات و اخبار به ظهور میرسد که مادر حضرت در ۲۰ ذیالح جة
الحرام به حضرت باردار شدند و اینکه در نه ماهگی وضع حمل نمودند، پس به
یقین ولادت حضرت بعد از ماه رجب بوده .
۳ . روایت مف صلی به سندهای عدیده از ا ئمه علیهم ال سلام و از غیر آنان به
صراحت آمده که دلالت میکند بر اینکه ولادت حضرت در دهه ا و ل ماه بوده.
بلکه ممکن است از آن روایات استفاده شود که آن ماه، ماه شعبان بوده.
۴ . صریح قرآن استکه برخی ا ی ام نحس هستند:
إّنا «ِ
.» رسَّلْنا ع لیْهِمْ ریحاً صَّْرصَّرًا في ی وْ مِ ن حْ س مُ سْ ت مِ ر ݥْ أ ۱۰
همانا ما در روزهايى شوم بادى سرد فرستاديم.
رْسَّلْنا ع لیْهِمْ ریحاً صَّْرصَّرًا «
فأ في
أّیا م ن حِ سا ت … .» ۱۱
پس ما بر آنها بادى بسیار سرد در روز شومی دیرپا فرستاديم … .
۱۰
و روایاتی درباره نحس بودن روز سیزدهم و شوم بودن کسی که در آنروز زاده شود
آمده که آنها را ملاحظه میکنید. ۱۲
۵ . در دعاء مشهور از حضرت بق ی ة الله سلام الله علیه و ع جل الله فرجه درباره دو
مولود در ماه رجب چنین آمده:
«
الّٰلهُ مّ إ نّي
أسْ
يّ الثّاني و اْبنِهِ عِليِّ ݬ أ لكَّ ب الْ م وْ لو د ی نِ في ر ج ب مُ ح مّدِ بنِ عِل
.» … ، بْنِ مُ ح مّ د الْمُنْ ت جبِ ۱۳
بدیهی استکه اگر ولادت امیرالمؤمنین علیه ال سلام در این ماه بود، حتم ا امام
زمان علیه ال سلام در این دعا ذکر میفرمود، و سخن حضرت که دو مولود این
ماه امام مح مد جواد و ع لی هادی علیهما ال سلام است معنی نداشت .
از مؤیّدین حدیث شریف و صحیح صفوان از امام جعفر صادق علیه السّلام:
علامه جلیل شیخ أحمد بن الشّیخ صالح آلطوق القطیفیّ، متوفای بعد از
سال ۱۲۴۵ جلد » الرّسالة التّاسعة عشر از رسائل آلطوق القطیفیّ « در ۴ صفحه ۴۹
فصل ۲ نوشته:
و لکن روی ال شیخ في المصباح عن صفوان الج مال، عن أبي عبدالله سلام
الله علیه قال: ولد أمیر المؤمنین علیه ال سلام في یوم الأحد لسبع خلون
من شعبان. و ال ظاهر أ ن طریق ال شیخ إلی صفوان صحیح، و ظاهر بعض
أکابر المعاصرین العمل بظاهرها.
و میگوید:
و الأص ح عندي أ نه علیهال سلام ولد یوم الأحد سابع شعبان، و ال روایة به
صحیحة؛ لأ ن ال شیخ رواها في المصباح عن صفوان بن مهران، و طریقه
۱۱
إلیه صحیح، و هو ثقة جلیل … .
ایشان تصریح دارد به صحّت سند روایت صفوان، و اینکه صحیحترین سند
است نزد اوست، دیگر اینکه بزرگان از علماء امامیّه معاصرینش عمل به ظاهر
حدیث صفوان از امام جعفر صادق علیه السّلام میکنند، و این عمل آنان
گویای این استکه قول ۱۳ رجب نزد همه شیعیان مشهور و مسلّم نبوده است.
و علامه أبوصالح محمّد المهدیّ ابن بهاء الدّین محمّد ملقّب به صالح بن الشّیخ
معتوق بن عبد الحمید الفتونّی العاملیّ النّباطیّ النجفیّ النّسّابه، متوفی ۱۱۸۳
چنین سروده: » حدیقة النّسب « هجری قمری، صاحب کتاب
بِعِ * في شَهْرِ شَعْبانَ بِ بَیْتِ ال صانِعِ ݬ مَوْلِدُهُ اْلجُمُعَةُ یوْمَ ال سا
وَ قَدْ خََلتْ مِنْهُ ثَلاثونَ سَنَه * مِنْ مَوْلِدِ ال نَبِ ي فَ اعْ لمْ سُ نَنَه
… روز هفتم ماه شعبان بود …
و شیخ حسن بن محمّد بن علیّ بن محمّد تقی بن بهاء الدّین فتونی همدانی آملی
حائری در قصیدهای که به سال ۱۲۷۸ هجری قمری در تاریخ ائّه
دوحةالمهديّ(نامیده است، چنین میگوید: « هدیعلیهمالسّلام سروده، و آنرا
و في ضُحَی اْلجُمُعَةِ قَدْ توَ لدا * مُطَ هَرًا مُکَ رَماً مُسَ دَ دًا
وَ کانَ ذا في کَعْبَةِ ال رَحْمانِ * لِسَبْعَةٍ خَلَوْنَ مِنْ شَ عْبانِ ۱۴
… هفت روز گذشته از شعبان بود.
به همین مقدار در اینجا اکتفا میشود .
إ نّ في ذٰ لكَّ لذِكْرىٰ وْ «ِ
لِ منْ كا ن لهُ قلْبٌ أ لْ قى السَّّمْ ع و هُ و شَّهیدٌ
.» أ ۱۵
لازم به ذکر است:
۱۲
اقامه مجالس اِحیاء امر اهلبیت خا صه امیر المؤمنین علیهم ال سلام در هر زمانی و
از آنها روز سیزدهم ماه رجب و ذکر فضائل آنان در چنین روزی نه تنها مانعی
ندارد که اجر و ثواب دارد، لکن بدانیم از ظلمهايى که بر این خاندان رفته این
استکه سخن صریح امام معصوم درباره تاریخ دقیق میلاد آنحضرت کنار
گذاشته شده و معمول نیست و تاریخی جعلی که منشأ آن خبری از یکی از
امویان که از دشمنان آنحضرت بودهاند میان شیعیان مشهور و معمول گشته
است، بایسته است در این امر نیز به فرمایش امام معصوم جعفر صادق علیه
ال سلام عمل کنیم و روز ولادت واقعی حضرت را به ذکر فضائل و مناقب آن
حضرت اِحیاء نموده و قلب قلب عالم موجود را شاد نماییم. از ذات الله تبارک و
تعال میخواهیم به ارادتمندان امیر المؤمنین ع لی بن ابی طالب علیه ال س لام
بصیرت بیشتر عنایت کند و توفیق پیروی از اهلبیت عصمت و طهارت علیهم
ال سلام را در همه چیز عطا فرماید.
و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین.
و السّلام علیکما و رحمة الله و برکاته.
العاصي رّبه الکریم حیدر حسین التربتي الکربلائي
غفر الله له ولوالدیه، آمین.
یوم الثلاثاء ۳۰ ربیع الأوّل سنة ۱۴۳۹ .
۱۳
تتمیم: در جواب به برخی اشکالات وارد شده از برخی جاهلان
بسم الله الرّحمان الرّحیم
الحمد لله ربّ العالمین، و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین،
و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین.
نظر به اینکه عا مه مردم میلاد پر برکت س ید الأوصیاء و أمیر المؤمنین ع لی بن أبی
طالب علیه ال سلام را در روز سیزدهم ماه رجب میدانند، و مطرح کردن این
حقیقت که اساس قول به سیزدهم رجب نادرست است و از قول یکی از امویان
است و نه از قول معصوم پذیرفتن آن برایشان سنگین است که جای خود دارد
لکن برخی جاهلان خودشیفته با مطرح کردن اشکالاتی که به نظرشان میرسد با
حقائق علمی و تاریخی مخالفت کرده و از قبول آنها سر باز میزنند، و ما جهت
تتمیم جواب یه خودمان در سال گذشته و برای روشن شدن بیشتر در اینباره به اه م
اشکالات مطرحه پاسخ میدهیم، تا خدمتی به ساحت مول المو حدین علیه
ال سلام و مؤمنین به ولایتش باشد.
اشکال ۱: چگونه تولدی که هر بچه شیعه در ۱۳ رجب میداند را شما خدشه
میکنید و هفتم ماه شعبان را جشن میگیرید؟!
جواب زیرا اساس این شهرت را میدانیم و آنرا فاقد اعتبار دانسته و قول روشن –
معصوم علیه ال سلام را اصل میدانیم.
اشکال ۲: در ضمن رسول اکرم ص لی الله علیه و آله او را به امارت برگزیدهاند. ۱۶
جواب لازم به ذکر استکه او پس از فتح م که اسلام آورده، و او را بر اهل م که که –
یا مانند او تازه مسلمان و یا از طلقاء و یا منافق بودند امارت داد، آنهم در برخی
۱۴
از امور اجرائی و معاذ را برای تعلیم فقه و دین مردم قرار دادند، لذا امارت او
چندان چیزی نبود، اضافه بر آن اینکه او بدون اجازه از رسول الله ص لی الله علیه و
آله اقامه امر حج را به دست گرفت.
و رسول الله ص لی الله علیه و آله حسب ظاهر افراد با آنان رفتار میکرد و نه باطن و
ایمان آنان، تا بگوییم که او مؤمن و عادل و ثقه بوده است، و صرف امارت گرفتن
دلالت بر ایمان که امری باطنی است نمیکند.
و میگوییم: کسانی چون ابوموسی اشعری نیز امارت داشتند و کسانی چون
عثمان را نیز بر برخی از اماکن وال نمودند، و برخی چون خالد بن الولید س فاک نیز
بر برخی سر یهها بودند و کسانی چون شلمغانی وکالت امام را داشتند و عاقبت
اظهار کفر باطنی خود نمودند و مطرود و تکفیر شدند، و دیگران … و این دلالت بر
عدالت و وثاقت آنان نمیکند، و معصوم بنابر حکمتهايى چنین میکردند.
نتیجه: دلیلی بر توثیق ع تاب وجود ندارد، و هیچ مدحی درباره ع تاب نیست، و دو
روایتی را که درباره انتصاب ایشان به امارت بر شهر م که توسط رسول الله ص لی
الله علیه و آله آوردهاند مأخذ آن تفسیر منسوب به امام حسن زک ی عسکری علیه
ال سلام است، و دلالت بر توثیق او نمیکند.
اشکال ۳ : صرف اِبقاء ع تاب به امارت م که بهوسیله ابوبکر دلیل بر عداوت نیست،
زیرا افرادی از اصحاب امیر المؤمنین علیه ال سلام بودند که ابقاء یا انتخاب شدند.
جواب گذشته از عداوتها و کینهها و اذ یتهای قریشیان و بنی ام یه به خاندان –
وحی از آغاز اسلام که مف صل است، شخص ع تاب بن أسید از بنی ام یه است و
مدحی که دا ل بر ایمان و عدالت و ح تی وثاقت ایشان از طریق امام یه وجود ندارد،
۱۵
پس خبر او اعتبار ندارد.
اضافه بر آن، هیچ خبری دا ل بر ارتباط حسنه او با خاندان وحی وجود ندارد،
بلکه بنابر شواهد تاریخی ح تی از کتب مخالفین، ایشان پس از شهادت رسول الله
ص لی الله علیه و آله از ترس کشته شدن به دست مردم تا م دتی متواری و مخفی
شد، تا اینکه سهیل بن عمرو مخزومی باقی ماند و خطبهای خواند و از اقدام
قریشیان بر ارتداد عمومی آنان جلوگیری کرد، آنگاه که مردم از قصد خود
بازگشتند ع تاب نیز از مخفیگاه خود خارج و ظاهر گشت. ۱۷
دیگر اینکه اگر او مانند اصحاب سقیفه سخیفه ملعونه نبود او را در پست خود
ابقاء نمینمودند، فتأ مل ج ید ا . ۱۸
سؤال یکم ما: آیا ع تاب خود در سنی بوده تا اینکه شاهد تولد امیر المؤمنین علی
علیه ال سلام باشد؟ و یا اینکه او از دیگری نقل نموده است؟ در نتیجه عن ح سٍّ
بوده و یا عن حدسٍّ؟ و در صور تی که از کس دیگری نقل نموده است آن شخص
مجهول است، و اگر از خود نقل نموده که بازهم درست نیست زیرا که او هنوز به
دنیا نیامده است و بازهم خبر او نادرست است.
در اینجا باید دو مطلب ذکر شوند تا نتیجه درست به دست بیاید:
آنچه درباره او در کتب تاریخ آمده:
۱ او در سال فتح م که سال – ۸ هجرت اسلام آورد، و در ششم ماه ش وال که رسول
الله ص لی الله علیه و آله از م که به سوی حنین و برای جنگ با هوازن خارج گردید
او را به ولایت م که گمارد. ۱۹
و جنگ حنین در ۱۰ ماه ش وال سال ۸ هجرت واقع گشت.
۱۶
لازم به ذکر است، در تاریخ آمده که رسول الله ص لی الله علیه و آله او را بر امارت حج
نگمارده بودند و او از سر خود و بدون اجازه آنحضرت امارت حج را نیز به دست گرفت.
۲ امیر المؤمنین علیه ال سلام که به شهادت رسیدند – ۶۳ سال از عمر شریفشان
گذشت، آنحضرت در سال ۳۰ بعد از عام الفیل به دنیا آمدند و رسول الله ۳۰
سال از عمر شریفشان گذشته بود، ۱۰ سال تا بعثت رسول الله ص لی الله علیه و آله
و ۱۳ سال پس از بعثت را در م که بودند، و ۱۰ سال در بق یه عمر رسول الله ص لی
الله علیه و آله با آنحضرت در مدینه بودند، و ۲۵ سال دوران غصب خلافت بود
و ۵ سال دوران خلافت ظاهری حضرتش که مجموع آن میشود ۶۳ سال.
بعثت رسول الله ص لی الله علیه و آله ۱۰ سال بعد از ولادت آنحضرت اتفاق افتاد،
و در سال ۱۳ بعثت هجرت رسول الله ص لی الله علیه و آله از شهر م که به مدینة
ال رسول انجام گرفت، میلاد امیر المؤمنین علیه ال سلام ۲۳ سال قبل از هجرت
رسول الله ص لی الله علیه و آله بوده است، و فتح م که در سال ۸ هجری اتفاق
افتاده است، نتیجه اینکه عمر شریف دنیايى امیر المؤمنین علیه ال سلام هنگام
فتح م که ۳۱ سال بوده است. ۲۰
طبق روایت تفسیر منسوب به امام حسن زک ی عسکری علیه ال سلام، زمانی که رسول
الله ص لی الله علیه و آله او را امارت م که دادند ۱۸ ساله بوده، و بنابر نقل بیشتر
کتابهای مخالفین کمتر از ۲۰ سال داشته و برخی گفتهاند ۲۱ ساله بوده است. ۲۱
نتیجه: اینکه ع تاب بن أسید در آن زمان به دنیا نیامده و شاهد زادروز
امیرالمؤمنین علیه ال سلام نبوده است، و قطع ا از دیگری نقل کرده که آن شخص
مجهول است، و خبر مرسل است و فاقد اعتبار.
۱۷
سؤال دوّم ما: آیا کسی که با حکومت غاصبانه و ظالمانه پس از شهادت رسول الله
ص لی الله علیه و آله تا مرگ ا ول همکاری کرده، و هیچ گزارشی از ارتباط حسنه او
با اهلبیت اطهار علیهم ال سلام وجود ندارد فردی ثقه است و خبر او اعتبار دارد؟
اشکال: چرا قول ابن ع یاش استاد ابن شاذان قمی و نجاشی را نیاوردهاید؟
جواب میگوییم: أبو عبد الله أحمد بن مح مد بن عبید الله بن الحسن بن ع یاش بن –
إبراهیم بن أ یوب الجوهر ي ، بنابر شهادت رجال بزرگ شیخ نجاشی در کتاب
:» رجال ال نجا شي « معروف به » فهرست أسماء مص نفي ال شیعة «
» کان سمع الحدیث و أکثر و اضطرب في آخر عمره … رحمهالله و سامحه « ۲۲
:» ال ر جال « و شیخ طوسی در کتاب
» کثیر الروایة إ لا أ نه اخت ل في آخر عمره « ۲۳
:» فهرست کتب ال ش یعة و أصولهم و أسماء المص ن فین و أصحاب الأصول « و در کتاب
» کان سمع الحدیث و أکثر، و اخت ل في آخر عمره « ۲۴
» رحمهالله و سامحه « : اضطراب داشته است، و از کلام شیخ نجاشی که میگوید
معلوم می شود که اضطراب او در دین بوده است و نه اختلال روانی و روحی، و
ما نمیدانیم آیا خبر ولادت حضرت در ۱۳ رجب را در زمان حال استقامتش ذکر
مصباح « کرده یا نه، و در نهایت اینکه نقل شیخ طوسی ق دس س ره در کتاب
از قول او که متوفای » المته جد ۴۰۱ آورده خبر است و نه روایت از معصوم، و او در
قرن ۴ میزیسته پس او شاهد و همعصر با مول المو حدین علیه ال سلام نبوده و از
دیگری نقل نموده است، آن اشخاص در طریق خبر او چه کسانی هستند؟ معلوم
نیست، و در نتیجه خبر او طریقی مجهول دارد و فاقد اعتبار است.
۱۸
و س ید ر ضی در کتاب » الإرشاد « و همچنین آنچه را که کتاب شیخ مفید در کتاب
و دیگران درباره تاریخ میلاد در » خصائص الأ ئمة « ۱۳ رجب آوردهاند همه خبر
است و مرسل و نه روایتی از معصوم علیهم ال سلام.
لکن آنچه را که ما بر ولادت خجسته حضرت در روز یکشنبه هفتم شعبان
المع ظم دلیل آوردهايم، قول صریح و روشن و دقیق و ل معصوم مش خص و از
کتابی معتبر و مشهور نز امام یه تغ مدهم الله برحمته و کتاب عمل است و نه کتاب
علمی، و سندی م تصل و راویان آن همه ثقه هستند، و سند آن صحیح است.
اشکال ۴: شهرت حدیثی و روائی را همه قبول دارند، و وقتی حدیثی مشهور
است با آن روایت معارض میشود، ترجیح با روایت مشهور میشود، پس ۱۳
رجب اولی است برای باور ولادت مولی.
جواب آنچه را که ذکر کردهاید خبر است و نه حدیث و روایت مشهور، و مرسل –
است و فاقد سند و اصلی معتبر، حال چگونه تعارض دارد؟.
فرض بر اینکه برای این روز مع ین ۱۳ رجب شهرتی باشد، زمانی که علم دار يم
مأخذ آن از کجاست و عدم اعتبار آن برایمان معلوم است، و از غیر معصوم است،
و در مقابلش اقوال دیگری هست، بلکه حدیثی از معصوم و با منبعی معتبر و
سندی صحیح وجود دارد، آن شهرت نیز بیاعتبار میگردد، فلیتأ مل ج ید ا.
اشکال ۵ : روایت صفوان روایتی مرسل است.
– » روی صفوان « : میفرماید » مصباح المته جد « جواب میگوییم شیخ در کتاب
از صفوان روایت شده یعنی » روي عن صفوان « : صفوان روایت نموده و نمیفرماید
خودش » الفهرست « اینکه او به ص حت طریق خود به صفوان که آنرا در کتاب
۱۹
ذکر کرده است باور داشته، آیا به این مرسل میگویند؟!!!
و شیخ مفید مینویسد: وی از شیوخ و خواصّ اصححاب امحام جعفحر صحادق علیحه
السّلام و از فقهای مورد وثوق و صالح است. ۲۵
و شیخ نجاشی ق دسس ره صفوان را توثیق نموده و مینویسد:
صفوان بن مهران بن المغیرة الأسدي مولاهم ث م مولی بني کاهل منهم،
کوف ي، ثقة، یک نی أبا مح مد، کان یسکن بني حرام بالکوفة و أخواه حسین
و مسکین. روى عن أبي عبد الله علیه ال سلام، و کان صفوان ج مالًا ، له
کتاب یرویه جماعة؛ أخبرنا أحمد بن عل ي بن نوح قال: ح دثنا أحمد بن عبد
الله بن قضاعة قال: ح دثنا أبي قال: ح دثنا أبي، عن صفوان بن مهران بکتابه. ۲۶
از کلام او معلوم میشود: او ثقه و صاحب کتاب است، و کتاب او نزد امام ی ه
معروف بوده است، و جماعتی از امام یه کتاب او را روایت نمودهاند و شیخ نجاشی
نیز به کتاب او طریق دارد.
و شیخ طوسی او را از اصحاب امام جعفر صادق علیه السّلام دانسته و در کتاب
خود مینویسد: » الفهرست «
صفوان بن مهران الج مال له کتاب. أخبرنا ابن أبي ج ید، عن ابن الولید،
عن ال ص فار، عن ال سند ي بن مح مد، عنه. ۲۷
و از کلام شیخ طوسی نیز معلوم است که صفوان دارای کتاب است و شیخ طوسی
به کتاب او طریقی صحیح دارد، و آنچه را که شیخ طوسی در کتابهایش از
صفوان نقل نموده بدین وسیله از ارسال خارج شدهاند، فافهم.
۲۰
اشکال ۶: اگر ادعای جنابعالی در این مورد صحیح بود، در کتاب ال تهذیب نیز همان
طریق صحیح به کتاب صفوان را انتخاب و نقل مینمودند، چرا چنین نکردند؟
جواب میگوییم: این اشکال دلالت بر عدم تحقیق و سطحی نگری مستشکل –
میکند، زیرا که:
۱ – » تهذیب الأحکام في شرح المقنعة « شیخ طوسی تغ مده الله برحمته تألیف کتاب
را در ۲۵ و یا ۲۶ سالگی خود یعنی در سال ۴۰۸ و در زمان حیات استاد خود شیخ
مفید در بغداد شروع کرده و در سال ۴۱۳ آنرا تمام نموده است.
و در ا ول ال تهذیب مرقوم فرموده:
… و أن أترجم ک ل باب حسب ما ترجمه … .
از فرموده او معلوم میشود قصد آوردن آنچه معارض با کلام استادش بوده را
نداشته است، و صرف ا قصد شرح و ذکر دلا ئل روائی آنچه را که شیخ مفید آورده
بوده است، أ یها الطالب المبتدي العجول! فتف هم ج ید ا .
۲ جناب شیخ ال طائفة الح قة مح مد بن الحسن ال طو سي ق دس س ره کتاب شریف –
و » المبسوط « و » ال تهذیب « را سالها پس از تألیف کتاب » مصباح المته جد «
که مرجع یت عا م » غیر ذلك « و » مسائل الخلاف « و » الجمل و العقود « و » ال نهایة «
» ال ته ذیب « امام یه برایش مستق ر شده تألیف کرده است و نه قبل از تألیف کتاب
که قول ۱۳ استادش شیخ مفید آورده، ایشان در ا ول » المقنعة « رجب که از کتاب
فرموده: » مصباح المته جد « کتاب
سألتم أ ی دکم الله أن أجمع )لکم( عبادات ال س نة ما یتک ر ر منها و ما لا یتک ر ر،
و أضیف إلیها الأدعیة المختارة عند ک ل عبادة علی وجه الإختصار دون
۲۱
ال ت طویل و الإسهاب، فإ ن استیفاء الأدعیة یطول، و ر ب ما م ل ه الإنسان و
تض ج ر منه، و أسوق ذلك سیاقة یقتضیه العمل، و ذکر ما لا ب د منه من
مسائل الفقه فیه، دون بسط الکلام في مسائل الفقه و تفریع المسائل
علیها، فإ ن کتبنا المعمولة في الفقه و الأحکام تتض م ن ذلك علی وجه لا
مسائل – « و » الجمل و العقود « و » ال ن هایة « و » المبسوط « مزید علیه ک
و المقصود من هذا الکتاب مج ر د العمل، و ذکر » غیر ذلك « و » الخلاف
الأدعیة ا ل تي لم نذکرها في کتب الفقه، … .
فرموده: » مصباح المته جد « و در آخر کتاب
و » النهایة « … و لتفصیل هذه الأشیاء و فروعها شرح طویل ذکرناه في کتبنا
فمن أراده رجع إلیه و هذا القدر فیه » غیر ذلك « و » الجمل « و » المبسوط «
کفایة هاهنا … .
معلوم میشود که:
۱ متأ خر از تألیف کتب فقهی مبسوط ایشان – » مصباح المته جد « تألیف کتاب
» الجمل و العقود « » ال نهایة « » المبسوط « ؛ است که برخی از آنها را نام میبرد
و از آنها کتاب ال ته ذیب است. » و غیر ذلك « » مسائل الخلاف «
۲ و از کلام ایشان معلوم میشود که این کتاب در اعمال سال است از عبادات –
و أسوق ذلك سیاقة یقتضیه العمل، و ذکر ما لا ب د منه …« و برخی فروع فقهی
و نه کتابی علمی برای تف قه و فقهاء بلکه کتاب » … ، من مسائل الفقه فیه
عمل است، و ایشان آنها را قبول داشته است.
مینویسد: » مسائل الخلاف « و در کتاب
۲۲
» تهذیب الأحکام « … و قد ذکرنا طرفاً کثیرًا من ذلك في کتابنا المعروف ب
و ان کان هذان الکتابان مقصورین علی ما نخت ص ،» الإستبصار « و کتاب
بروایته، و أنا مجیبکم إلی ما سألتم بعون الله و ق و ته، حسب ما سألتم.
معتمدًا فیه الإیجاز حسب ما اقترحتم، و من الله تعالی أستم د المعونة و
ال ت وفیق، بم ن ه و لطفه، إ ن ه ول ي ذلك، و القادر علیه. ۲۸
و » ال ته ذیب « میفرماید که: در دو کتاب مشهورمان » مسائل الخلاف « در کتاب
طرفههای بسیاری از این مسائل را پیشتر ذکر نمودهايم … . » الإستبصار «
مصباح « نوشته شده است، و در » الخلاف « پیش از کتاب » ال تهذیب « که کتاب
نوشته است، بنابر این کتاب » الخلاف « نوشته بود که آنرا پس از کتاب » المته جد
از آخرین کتابهای تألیفی اوست، و آخرین نظر خود را » مصباح المته جد « شریف
است آورده، فلیتف قه الغافل!!!. » أعمال ال سنة « در آن کتاب که در
و الحمدلله ر ب العالمین، و ص لی الله علی مح مد و آله
و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین
منتصف لیلة الجمعة ۶ رجب الأص ب ۱۴۴۰
قم ع ش آلمح مد ص لی الله علیهم
عبیدهم حیدرحسین التربتي الکربلائي
۲۳
پی نوشتها
۱ مطالب ال سؤول: ص – ۶۳ و مسا ر ال شیعة.
۲ بحار الأنوار: ج – ۳۵ ص ۷ خ ۱۰ .
۳ کنز الفوائد: ج – ۱ ص ۲۵۵ .
۴ شیخ مفید در کتاب الجمل و ال نصرة لس ید العترة في حرب البصرة: ص – ۳۹۱ : مینویسد:
در جنگ جمل حضرت علی علیه ال سلام بر کشتهها میگذشتند که رسیدند به جنازه عبد
سُهُمْ صَری « : ال رحمان بن ع تاب و فرمودند
ْ
.» هٰذا یَعْسُوبُ اْلقَوْمِ و رَأ ع ا کَما تَرَوْ نَهُ
بحار الأنوار: ج ۳۲ ص ۲۱۲ ب ۳ ح ۱۶۷ نهج البلاغة: و من کلام له علیه ال سلام لما م ر –
بطلحة و عبد ال رحمان بن ع تاب بن أسید و هما قتیلان یوم الجمل صْبَ
َ
: لقَدْ أ بُ
َ
حَ أ و مُحَ مَدٍّ
نْ
َ
کْرَهُ أ
َ
مَا و الِله لقَدْ کُنْتُ أ
َ
بِِٰذَا الْمَکانِ غَریب ا، أ تَکُ ونَ قُ رَیْشٌ قَتْلٰی تَحْتَ بطُونِ اْلکَواکِبِ
عْیانُ بني
َ
فْلَتَتْني أ
َ
دْرَکْتُ وتْري مِنْ بني عَبْدِ مَنافٍّ و أ
َ
أ جُمَ حٍّ لقَ تْلَعُو
َ
دْ أ
َ
ا أ مْرٍّ
َ
عْناقَهُمْ إِلٰ أ لَْم
هْلَهُ فَوُقِصُوا دُونَهُ.
َ
یَکُونُوا أ
۵ مصباح المته جد: ج – ۲ ص ۸۵۲ روى صفوان الج مال، عن أبي عبد الله جعفر بن مح مد –
ولِدَ میرُ «ُ : علیهما ال سلام قال
َ
.» أ الْمُؤْمِنیَن عَلَیْهِ ال سَلامُ في یَوْ مِ اْلأَ حَدِ لِ سَبْ عٍّ خَلَوْنَ مِنْ شَعْبانَ
۶ از او: مرآة العقول في شرح أخبار آلال ر سول: ج – ۵ ص ۲۷۶ و بحار الأنوار: ج ۳۵ ص ۷ ب ۱ و
الحدائق ال ناضرة في أحکام العترة ال طاهرة: ج ۱۷ ص ۴۳۳ و کشف الغطاء عن مبهمات
ال شریعة الغ راء: ص ۱۲ و جواهر الکلام في شرح شرائع الإسلام: ج ۲۰ ص ۸۹ .
۷ جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع: ص – ۳۱ زیارة أمیر المؤمنین علیه ال سلام بروایة –
من شاهد صاحب ال زمان علیه ال سلام و هو یزور بِا في الیقظة لا في ال نوم یوم الأحد و هو
یوم أمیر المؤمنین علیه ال سلام: ال سَلامُ عَلَی ال شَجَرَةِ ال نَبَوِ یَةِ، و ال دَ وحَةِ الْهاشِمِ یَةِ الْمُضیئَةِ،
مِامَةِ، و عَلٰی ضَجیعَیْكَ آدَمَ و نُوحٍّ عَلَیْهِمَا ال سَلامُ. ال سَلامُ
اْلإ وُنِقَةِ بِ ال نُبُ وَةِ، الْم ثُْمِرَةِ بِ الْم
هْلِ بیْتِكَ ال طَ یِبیَن ال طاهِرینَ. ال سَلامُ عَلَیْكَ و عَلَی الْمَلا
َ
عَلَیْكَ و عَلٰی أ ئِکَةِ الْمُحْدِقیَن بِكَ
۲۴
میرَ الْمُؤْمِنیَن! هٰذا یَوْمُ اْلأَحَدِ و هُوَ یَوْمُكَ
َ
وَ الْحا فیَن بِقَبْرِكَ. یا مَوْلايَ یا أ نَا
َ
وَ بِاسْمِكَ، و أ
جِرْني، فَإِ نَكَ کَر يٌم تُحِ بُ ال ضیافَةَ، و
َ
ضِفْني یا مَوْلايَ، و أ
َ
ضَیْفُكَ فیهِ و جارُكَ، فَأ مُورٌ
ْ
مَأ
جِارَةِ، فَافْعَلْ ما رَغِبْتُ إَِلیْكَ فیهِ، و رَجَوْتُهُ مِنْكَ، بَِنْزَِلتِكَ و آلِ
اْلإ بِ تِهِ لَبَیْتِكَ عِنْدَ الِله، و مَنْزِ
جْمَ
َ
مَ و عَلَیِْهمْ أ
اللهُ عَلَیْهِ و آلِهِ و سَل
عِنْدَکُمْ، و بِحَ قِ اْبنِ عَ مِكَ رَسُولِ الِله صَلی عیَن.
۸ الفهرست رقم – ۳۵۷ .
۹ الفهرست رقم – ۵۲۵ .
۱۰ سوره ) – ۵۴ ( القمر آیه ۲۰ .
۱۱ سوره ) – ۴۱ ( ف صلت آیه ۱۷ .
۱۲ مکارم الأخلاق: ص – ۴۷۴ فصل ۶ ال ثالِثَ عَشَرَ یَوْمُ – …« : عن ال ص ادق علیه ال سلام
.» … نَحْسٍّ مُسْتَمِ رٍّ فَا تَقُوا فیهِ جَمیعَ اْلأَعْمالِ
ال د روع الواقیة، س ید ع لي بن طاووس: ص ۲۶۲ فصل ۲۳ – ح دثنا أبو نصر مح مد بن أحمد بن –
حمدون الواسط ي قال: ح دثنا أبو الفرج مح مد بن ع لي القنا ني قال: ح دثنا أحمد بن مح مد بن
موسی قال: مح مد بن ع لي بن معمر الکو في قال: ح دثنا ع لي بم مح مد ال ز اهد قال: ح د ثنا
عاصم بن حمید قال: قال جعفر بن مح مد صلوات الله علیه و قد سئل عن إختیارات الأ یام
اْلیَوْمُ ال ثالِثَ عَشَرَ مِنَ ال شَهْرِ یَوْمٌ نَحْسٌ ، و هُوَ یَ وْمٌ سُوءٌ، فَ ا تَقِ فیهِ …« : فقال
وْ عُ ماَلهُ و غَیْرَ ذٰ
َ
ال سُلْطانَ أ لِكَ، و لا تَطْلُ بَ فیهِ حا
َ
.» … جَ ة أصْ لا
وسائل ال ش یعة: ج ۱۱ ص ۴۰۰ ب ۲۷ ح ۱۵۱۰۹ – ۲ ع لي بن موسی بن جعفر بن طاوس في –
کتاب ال دروع الواقیة بإسناده عن الشیخ أبي جعفر ال طو سي، عن جماعة، عن أبي المف ضل
مح مد بن عبد الله بن الم طلب الشیبا ني و ذکر أ نه کثیر ال روایة حسن الحفظ ، عن مح مد – –
بن معقل بن و ضاح العج لي، عن مح مد بن الحسن بن بنت إلیاس، عن أبیه، عن صدقة بن
غزوان، عن أخیه سعید بن غزوان، عن یونس بن ظبیان، عن أبي عبد الله جعفر بن مح مد
۲۵
ال ثالِثَ عَشَرَ یَوْمُ …« : ال صادق علیهال سلام أ نه ذکر لهم إختیارات الأ یام إل أن قال
نَحْسٍّ یُکْرَهُ في مْرٍّ و یُ تَقیٰ
َ
أ
کُ ل و غَیْرُهُ و طانِ فیهِ الْمُنازَعاتُ و الْحُکُومَةُ و لِقاءُ ال سُلْ
وْ هَرَبَ فیهِ سَلِمَ
َ
سُ و لا يُُْلَقُ ال شَعْرُ و مَنْ ضَ لَ أ
ْ
.» … لا یُدْهَنُ فیهِ ال رَأ
بحار الأنوار: ج ۵۶ ص ۹۶ ب ۲۲ ح ۱ أقول: رأیت في بعض الکتب المعتبرة روی فضل الله بن –
ع لي بن عبید الله بن مح مد بن عبد الله بن مح مد بن مح مد بن عبید الله بن الحسین بن ع لي
بن مح مد بن الحسن بن جعفر بن الحسن بن الحسن بن ع لي بن أبي طالب تو لاه الله في
ال دارین بالحسنی، عن أبي عبد الله جعفر بن مح مد بن أحمد بن الع باس الدوریس ت ، عن أبي
مح مد جعفر بن أحمد بن ع لي المون سي الق م ي، عن ع لي بن بلال، عن أحمد بن مح مد بن
یوسف، عن حبیب الخیر، عن مح مد بن الحسین ال صائغ، عن أبیه، عن مع لی بن خنیس
ال ثالِثَ عَشَ رَ تیرْرُ وزُ اسْ مُ …« : قال: دخلت علی ال صادق جعفر بن مح مد علیه ال سلام
الْمَلَكِ الْمُوَ کلِ بِال نُجُومِ یَقُولُ اْلفُرْسُ إِ نَهُ یَوْ مٌ ثَ قیلٌ شُ ؤْمِ يٌ جِ د ا و یَقُولُ ال صادِقُ :
إِ نَهُ یَوْمُ نَحْسٍّ مُسْتَمِ رٍّ فَا تَقُوهُ في جَمیعِ اْلأَعْمالِ مَ ا اسْ تَطَعْتُمْ و لا تَقْصِدُوا و لا
تَطْلُبُوا ف صْ لا
َ
یهِ الْحاجَةَ أ و لا تَدْخُلُوا فیهِ عَلَی ال سُ لْ طانِ و غَیْرِهِ جُ هْدَکُمْ و لا حَوْلَ و
.» … لا قُ وَةَ إِ لا بِالِله اْلعَِ لي اْلعَظیِم
بحار الأنوار: ج ۵۶ ص ۱۰۲ ب ۲۲ ح ۴ و أقول: وجدت في بعض کتب المن جمین مروی ا عن –
ال ثالِثَ عَشَرَ تیرُ اسْمُ مَ لَكٍّ … « : مولانا ال صادق علیه ال سلام في أ یام شهور الفرس
مُوَ کَلٍّ بِاْلکَ واکِبِ یَوْمُ نَحْسٍّ هْلِ
َ
یَصْلُحُ لِمُجاَلسَةِ أ ال صَلاحِ و الِإ شْتِ غالِ بِال دُعاءِ و
.» … لْیَحْذَرْ فیهِ جَمیعَ اْلأَعْمالِ لا سِ یَما لِقاءَ اْلأَ کابِرِ
بحار الأنوار: ج ۵۶ ص ۱۰۵ ب ۲۲ ح ۵ روایة أخری روی أبونصر يُیی بن جریر التکری ت في –
کتاب المختار في الإختیارات عن أبي الحسن القاریء عن الحسن بن أحمد بن روح، عن مح مد
اْلیَوْمُ ال ثالِثَ عَشَرَ …« : بن إبراهیم، عن أبي عبد الله جعفر بن مح مد علیهال سلام أ نه قال
۲۶
.» … نَحْسٌ رَديءٌ فَتَوَ قَ فیهِ لِقاءَ ال سُلْطانِ و غَیْرَهُ و احْذَرْ فیهِ ال رَمْيَ فَإِ نَهُ مَشُومٌ
بحار الأنوار: ج ۵۶ ص ۱۰۸ ب ۲۲ ح ۶ أقول: و قد روي أیض ا في بعض الکتب عن ال صادق –
ال ثالِثَ عَشَرَ تیرٌ …« : علیه ال سلام إختیارات أ یام شهور الفرس علی وجه آخر هکذا
سَعْدٌ في فَرْوَرْ د رْدِیبِهِشْتَ نَحْسٌ في تیرٍّ وسَطٌ في
ُ
.» … ینَ و أ سائِرِ ال شُهُورِ
مستدرك الوسائل: ج ۸ ص ۱۴۶ ب ۲۱ ح ۹۲۵۳ ال س ید أبوالقاسم ع لي بن ر ضي الدین ع لي –
ال ثالِ ثَ عَشَرَ یَ وْمٌ …« : بن طاوس في زوائد الفوائد، عن ال صادق علیه ال سلام أ نه قال
نَحْسٌ فیهِ هَلَكَ اْبنُ نُوحٍّ عَ لَیْهِ ال سَلامُ ةُ ل
َ
وَ امْرَأ وطٍّ و هُوَ یَوْمٌ مَذْ حالٍّ
مُومٌ في کُ ل
فَاسْتَعِذْ بِالِله مِنْ شَ رِهِ و مَنْ ولِدَ فیهِ کانَ مَشْئُ وم ا عَ سیرَ ال رِزْقِ کَثیرَ الِْحقْدِ نَکِدَ
الْخُلُقِ و مَنْ وْ
َ
تُ تَقیٰ « : و الله أعلم. و في روایة أخری .» مَرِضَ فیهِ أ في لیْلَتِهِ یُخافُ عَلَیْهِ
فیهِ الْمُنازَعاتُ و لِقاءُ ال سَلاطینِ و الْحُکُوماتُ و حَلْقُ ال سِ
ْ
رَأ و دُهْنُ ال شَعْرِ و مَنْ
و سفینة البحار: ج .»… هَرَبَ فیهِ سَلِمَ و إِنْ ولِدَ فیهِ ذَکَرٌ لَْم یَعِش ۸ ص ۷۶۸ …«
الیوم ال ث الث عشر: یوم نحس فا تق فیه المنازعة و لقاء ال س لطان و ک ل أمر، و لا
ت دهن فیه رأس ا و لا تحلق فیه شعر ا و من ض ل فیه أو هرب سلم، و من مرض فیه
.» أجهد و المولود فیه ذکر إ نه لا یعیش
۱۳ مصباح المته جد: ص – ۸۰۵ قال ابن ع یاش: و خرج إل أهلي علی ید الشیخ الکبیر أبي
القاسم رضي الله عنه في مقامه عندهم هذا الدعاء في أ یام رجب:… . و الإقبال بالأعمال
الحسنة: ج ۳ ص ۲۱۵ الفصل ۲۳ و من الدعوات ک ل یوم من رجب، ما رویناه أیض ا عن
ج دي أبي جعفر الطو سي ق دس الله روحه، فقال: قال ابن ع یاش: و خرج إل أهلي علی ید
الشیخ أبي القاسم رضي الله عنه في مقامه عندهم هذا الدعاء في أ یام رجب:. البلد الأمین و
ال درع الحصین: ص ۱۸۰ و المصباح للکفعمي )ج نة الأمان الواقیة(: ص ۵۳۰ و بحار الأنوار:
ج ۵۰ ص ۱۴ ب ۱ ح ۱۴ عن المصباحین، و بحار الأنوار: ج – ۵۰ ص ۱۱۶ ب ۱ ح ۵ عن المته جد،۲۷
و بحار الأنوار: ج ۹۵ ص ۳۹۴ ب ۲۳ عن المته جد، و زاد المعاد مفتاح الجنان، الع لامة –
مح مد باقر المجل سي: ص ۱۷ الفصل ۳ قال: و روى ال شیخ الطو سي و ال س ید و آخرون بسند
معتبر عن الإمام صاحب الزمان أ نه من ال س نة أن یقرأ هذا الدعاء في ک ل یوم من أ یام
رجب، و ریاض الأبرار في مناقب الأ ئمة الأطهار، ال س ید نعمة الله الجزائر ي: ج ۲ ص ۴۳۹
الفصل ۱ از المته جد.
۱۴ مولود کعبه، ع لامه اردوبادی، ترجمه عیسی اهری: ص – ۱۵۸ .
۱۵ سوره ) – ۵۰ ( ق آیه ۳۸ .
۱۶ بحار الأنوار: ج – ۲۱ ص ۱۲۱ ب ۲۶ ح ۲۰ تفسیر الإمام علیه ال سلام قَ –
وُْلهُ عَ زَوَجَل: و مَنْ
نْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ و سَعیٰ
َ
ظْلَمُ مَمنْ مَنَعَ مَساجِدَ الِله أ
َ
أ نْ
َ
وٰلئِكَ ما کانَ لََُمْ أ
ُ
في خَراِبِا أ
یَدْخُلُوها إِ لا خائِفیَن لََُمْ في ال دُنْیا خِزْيٌ و لََُمْ في اْلْخِرَةِ عَذابٌ عَظیمٌ. قال الإمام: قالَ
الْحَسَنُ ظْهَرَ بِا
َ
اللهُ عَلَیْهِ و آلِهِ بَِ کَةَ و أ
بْنُ عَِ لي عَلَیْهِمَا ال سَلامُ: لما بعَثَ اللهُ مُحَ مَد ا صَلی
عْیانَُهمْ
َ
دَعْوَتَهُ و نَشَرَ بِا کَلِمَتَهُ و عابَ أ ساءُوا
َ
خَذُوهُ و أ
َ
في عِبادَِتِهمُ اْلأَصْنامَ و أ مُعاشَرَتَهُ و
سَعَوْا في خَرابِ الْمَساجِدِ الْمَبْنِ یَةِ کانَتْ لِلْقَوْمِ بي
َ
صْحابِ مُحَ مَدٍّ و شیعَةِ عَِ لي بنِ أ
َ
مِنْ خِیارِ أ
ماتَهُ الْمُبْطِلُونَ فَسَعیٰ
َ
طالِبٍّ عَلَیْهِمَا ال سَلامُ کانَ بِفِناءِ اْلکَعْبَةِ مَساجِدُ يُُْیُونَ فیها ما أ
هٰ ذىٰ
َ
ؤُلاءِ الْمُشْرِکُونَ في خَراِبِا و أ صْحابِهِ
َ
مُحَ مَدٍّ و أ و إِلْجائِهِ إَِل الْخُرُوجِ مِنْ مَ کَةَ نَحْوَ الْمَدینَةِ
نَني
َ
اْلتَفَتَ خَلْفَهُ إَِلیْها و قالَ: اللهُ یَعْلَمُ أ خْرَجُوني عَنْكِ لَما آ
َ
هْلَكِ أ
َ
نَ أ
َ
حِ بُكِ و لوْ لا أ
ُ
أ ثَرْتُ
وْحَی اللهُ إَِلیْهِ: یا
َ
عَلَیْكِ بلَد ا و لا اْبتَغَیْتُ عَلَیْكِ بدَ لا و إِ ني لَمُغْ تمٌ عَلٰی مُفارَقَتِكِ. فَأ مُحَ مَدُ!
عَلَیْكَ ال سَلامَ و یَقُولُ: سَنَرُ دُكَ إِلٰ هٰذَا اْلبَلَدِ ظافِر ا غاِنم ا س
ُ
اْلعَِ لُي اْلأَعْلٰی یَقْرَأ الِم ا قادِر ا قاهِر ا،
وَ ذٰلِكَ قَوُْلهُ تَعال: ذي فَرَضَ عَلَیْكَ اْلقُرْآنَ لرا دُكَ إِلٰ
إِ نَ ال مَعادٍّ، یَعْني إِلٰ مَ کَةَ غاِنم ا ظافِر ا
هْلِ مَ کَ
َ
صْحاَبهُ فَا تَصَلَ بِأ
َ
اللهُ عَلَیْهِ و آلِهِ أ
خْبَرَ بِذٰلِكَ رَسُولُ الِله صَلی
َ
فَأ ةَ فَسَخِرُوا مِنْهُ،
مْنَعُ عَنْ
َ
فَقالَ اللهُ تَعالٰ لِرَسُولِهِ: سَوْفَ یُظْفِرُكَ اللهُ بَِ کَةَ و يََْري عَلَیْهِمْ حُکْمي و سَوْفَ أ
َ
وْ دَخَلَها مُسْتَخْفی ا مِنْ أ
َ
حَدٌ مِنْهُمْ إِ لا خائِف ا أ
َ
دُخُولََِا الْمُشْرِکیَن حَ تٰی لا یَدْخُلُها أ نَهُ إِنْ عُثِرَ
۲۸
مَرَ عَلَیْهِمْ
َ
عَلَیْهِ قُتِلَ، فَلَ ما حُتِمَ قَضاءُ الِله بِفَتْحِ مَ کَةَ و اسْتَوْسَقَتْ لهُ أ عَ تابَ سیدٍّ فَلَ مَا
َ
بْنَ أ
ا تَصَلَ بِِمْ خَبَرُهُ قاُلوا: إِ نَ مُحَ مَد ا لا یَزالُ یَسْتَخِ فُ بِنا حَ تٰی و لٰ عَلَیْنا غُ لام ا حَدَثَ ال سِ نِ
اْبنَ ثََاِنَي عَشْرَةَ سَنَ ة و نَحْنُ مَشایِخُ ذوي ]ذَُوو[ اْلأَسْنانِ و جیرانُ حَرَمِ الِله اْلأَمْنِ و خَیْرِ بقْعَةٍّ
سیدٍّ
َ
اللهُ عَلَیْهِ و آلِهِ لِعَ تابِ بنِ أ
عَلٰی وجْهِ اْلأَرْضِ. و کَتَبَ رَسُولُ الِله صَلی عَهْد ا عَلٰی مَ کَةَ و
اللهُ عَلَیْهِ و آلِهِ( إِلٰ جیرانِ بیْتِ الِله الْحَرامِ و
ولِهِ: مِنْ مُحَ مَدٍّ رَسُولِ الِله )صَلی
َ
کَتَبَ في أ سُ کانِ
ما بعْدُ فَََنْ کانَ مِنْکُمْ بِالِله مُؤْمِن ا و بُِحَ مَدٍّ رَسُولِهِ في
َ
حَرَمِ الِله! أ فْعالِهِ
َ
قْوالِهِ مُصَ دِق ا و في أ
َ
أ
خي مُحَ مَدٍّ رَسُولِهِ و نَبِ یِهِ و صَفِ یِهِ و وصِ یِهِ و خَیْرِ خَلْقِ الِله
َ
مُصَ وِب ا و لِعَِ لي أ بعْدَهُ مُوالِی ا فَهُوَ
وْ لِشَْ
َ
مِ نا و إَِلیْنا، و مَنْ کانَ لِذٰلِكَ أ ءٍّ مِنْهُ مُخالِف ا فَسُ صَْحابِ ال سَعیرِ لا یَقْبَلُ
حْق ا و بعْد ا لِأ
دَ مُحَ
بَد ا و قَدْ قَل
َ
د ا أ
عْمالِهِ و إِنْ عَظُمَ و کَبُرَ یُصْلیهِ نارَ جَهَ نََّ خالِد ا مُخَل
َ
اللهُ شَیْئ ا مِنْ أ مَدٌ
حْکامَکُمْ و مَصاِلحَکُمْ و قَدْ
َ
سیدٍّ أ
َ
رَسُولُ الِله عَ تابَ بنَ أ فَ وَضَ إَِلیْهِ تَنْبیهَ غافِلِکُمْ و تَعْلیمَ
دَبِ الِله مِنْکُمْ لِما عَلِمَ مِنْ فَضْلِهِ
َ
دیبَ مَنْ زالَ عَنْ أ
ْ
وَدِ مُضْطَرِبِکُمْ و تَأ
َ
جاهِلِکُمْ و تَقْويَم أ
اللهُ عَلَیْهِ و آلِهِ(
عَلَیْکُمْ مِنْ مُوالا ةِ مُحَ مَدٍّ رَسُولِ الِله )صَلی و مِنْ رُجْحانِهِ في ال تَعَ صُبِ لِعَِ لي
عَْدائِنا مُعادٍّ و هُوَ لکُمْ سَماءٌ
وْلِیائِنا مُوالٍّ و لِأ َ
خٌ و لِأ
َ
وَ ل الِله فَهُوَ لنا خادِمٌ و في الِله أ ظَلیلَةٌ و
رْضٌ زَکِ یَةٌ و شَمْسٌ مُضیئَةٌ قَدْ فَ ضَلَهُ اللهُ عَلٰی کا فَتِ
َ
أ کُمْ بِفَضْلِ مُوالاتِهِ و مَحَ بَتِهِ لِمُحَ مَدٍّ و عَِ لي
هَُ وَ ال طَ یِبیَن مِنْ آلَِِما و حَکم کْمَلَ
َ
عَلَیْکُمْ یَعْمَلُ بِا یُریدُ اللهُ فَلَنْ یُخْلِیَهُ مِنْ تَوْفیقِهِ کَما أ
مِنْ مُوالا ةِ مُحَ مَدٍّ و عَِ لي عَلَیْهِمَا ال سَلامُ شَرَفَ هُ و حَ ظَهُ لا یُؤٰامِرُ رَسُولَ الِله و لا یُطالِعُهُ بلْ هُوَ
ال سَدیدُ اْلأَمیُن فَلْیَطْمَعِ الْمُطیعُ مِنْکُمْ بِحُسْنِ مُعامَلَتِهِ شَریفَ الْجَزاءِ و عَظیمَ الِْحباءِ و لیَتَوَ قَی
الْمُخالِفُ لهُ شَدیدَ اْلعَذابِ و غَضَبَ الْمَلِكِ اْل عَزیزِ اْلغَ لابِ و لا يَُْتَ جَ مُحْتَ جٌ مِنْکُمْ في
مُخاَلفَتِهِ بِصِغَرِ سِ نِهِ فَلَیْسَ اْلأَ کْبَرُ هُوَ اْلأَفْضَلَ بلِ اْلأَفْضَلُ هُوَ اْلأَ کْبَرُ و هُوَ اْلأَ کْبَرُ في مُوالاتِنا و
عْدائِنا فَلِذٰلِكَ جَ
َ
وْلِیائِنا و مُعاداةِ أ
َ
مُوالا ةِ أ طاعَهُ
َ
عَلْناهُ اْلأَمیرَ عَلَیْکُمْ و ال رَئیسَ عَلَیْکُمْ فَََنْ أ
عَهْدَهُ
َ
فَََرْحب ا بِهِ و مَنْ خاَلفَهُ فَلا یُبَ عِدِ اللهُ غَیْرَهُ. قالَ: فَلَ ما وصَلَ إَِلیْهِمْ عَ تابٌ و قَرَأ وَ وقَفَ
فیهِمْ مَوْقِف ا ظاهِر ا نادىٰ في جَماعَتِهِمْ حَ تٰی هْلِ مَ کَةَ! إِ نَ رَسُولَ
َ
حَضَرُوهُ و قالَ لََُمْ: مَعاشِرَ أ
۲۹
اللهُ عَلَیْهِ و آلِهِ رَماني بِکُمْ
الِله صَلی شِهاب ا مُحْرِق ا لِمُنافِقِکُمْ و رَحْمَ ة و برَکَ ة عَلٰی مُؤْمِنِکُمْ و إِ ني
عْلَمُ ال ناسِ بِکُمْ و بُِنافِقِکُمْ
َ
أ و سَ وْفَ آمُرُکُمْ بِال صَلاةِ فَیُقامُ راعِي ال ناسَ فَََنْ
ُ
فُ أ
تَََل
َ
بِِا ثَ أ
وَجَدْتُهُ قَدْ لزِمَ الْجَماعَةَ اْلتَزَمْتُ لهُ حَ قَ الْمُؤْمِنِ عَلَی الْمُؤْمِنِ و مَنْ وجَدْتُهُ قَدْ بعُدَ عَنْها
فَ تَشْتُهُ فَإِنْ وجَدْتُ لهُ عُذْر ا عَذَ رْتُهُ جِدْ لهُ عُذْر ا ضَرَبْتُ عُنُقَهُ حُکْم ا مِنَ الِله مَقْضِ ی ا
َ
وَ إِنْ لَْم أ
مانَةٌ و اْلفُجُورَ خِیانَ
َ
ما بعْدُ فَإِ نَ ال صدْقَ أ
َ
طَُ هرَ حَرَمَ الِله مِنَ الْمُنافِقیَن، أ
تِکُمْ لِأ عَلٰی کا فَ ةٌ و لنْ
تَشیعَ اْلفاحِشَةُ في قَوْمٍّ ،ِ قَوِ یُکُمْ عِنْدي ضَعیفٌ حَ تٰی آخُذَ الْحَ قَ مِنْهُ، و
ال ذُ ل ضَرَبَُِمُ اللهُ بِ لاإِ
ضَعیفُکُمْ عِنْدي وها
نْفُسَکُمْ و لا تُذِل
َ
قَوِ يٌ حَ تٰی آخُذَ الْحَ قَ لهُ. ا تَقُوا اللهَ و شَ رِفُوا بِطاعَةِ الِله أ
بُِِخاَلفَةِ رَ بِکُمْ. فَفَ نْفَذَ اْلأَحْکامَ مُهْتَدِی ا بُِدَى الِله
َ
نْصَفَ و أ
َ
عَلَ و الِله کَما قالَ، و عَدَلَ و أ
غَیْرَ مُحْتاجٍّ إِلٰ مُؤامَرَةٍ و لا مُراجَعَةٍّ.
۱۷ کنز العمال: ج – ۱۳ ص ۴۳۰ .
۱۸ قاموس ال رجال: ج – ۷ ص ۱۰۲ رقم ۴۷۷۹ ع تاب بن أسید الأمو ي: قال: ع ده ال ثلاثة في –
أسلم یوم الفتح، و استعمله الن ب ص لی الله « أصحاب ال رسول ص لی الله علیه و آله و س لم
و إ ني فیه متو قف، لا س یما بعد » علیه و آله و س لم علی م کة، و تو في یوم موت أبي بکر
کونه من بني أم یة. أقول: ورد فیه مدائح کثیرة في التفسیر المنسوب إل العسکر ي علیه
ال سلام إ لا أ نه تفسیر مجعول منکر، و لو لا کونه مثلهم لما أبقاه أبو بکر أمیر ا.
۱۹ ال طبقات الکبری: ج – ۳ ص ۱۳۹ .
البدایة و ال نهایة: ج ۴ ص ۳۲۵ : و ذکر ابن إسحاق أ نه )رسول الله ص لی الله علیه و آله( من
م کة في خامس ش وال. قال: و استخلف علی أهل م کة ع تاب بن أسید بن أبي العیص بن
أم یة بن عبد شمس الأمو ي. قلت: و کان عمره إذ ذاك قریب ا من عشرین سنة … .
ال سیرة الحلب یة: ج ۳ ص ۱۰۴ : و و ل)رسول الله ص لی الله علیه و آله( ع تاب بن أسید و عمره
إحدی و عشرون سنة أمر م کة و أمره أن یص لي بال ناس و هو أ ول أمیر ص لی بِ کة بعد الفتح جماعة.
و در بسیاری از کتب تاریخ و سیره مانند این نقلها که ذکر شد آمده است.
۳۰
۲۰ مصباح المته جد و سلاح المتع بد: ص – ۷۹۱ شهر ربیع الأ ول: أ ول لیلة منه هاجر ال ن ب –
ص لی الله علیه و آله من م کة إل المدینة سنة ثلاث عشرة من مبعثه، و فیها کان مبیت
أمیر المؤمنین علیه ال سلام علی فراشه، و کانت لیلة الخمیس، و في لیلة ال ر ابع منه کان
خروجه ص لی الله علیه و آله من الغار متو جه ا إل المدینة.
الکافي: ج ۱ ص ۴۳۹ أبواب ال تاریخ، باب مولد ال ن ب ص لی الله علیه و آله و وفاته: ولد ال ن ب
ص لی الله علیه و آله لا ثنت عشرة لیلة مضت من شهر ربیع الأ ول في عام الفیل یوم الجمعة
مع ال زوال، و روي أیض ا عند طلوع الفجر قبل أن یبعث بأربعین سنة، و حملت به أ مه في
أ یام ال تشریق عند الجمرة الوسطی، و کانت في منزل عبد الله بن عبد الم طلب و ولدته في
شعب أبيطالب في دار مح مد بن یوسف في ال زاویة القصوى عن یسارك و أنت داخل ال دار، و
قد أخرجت الخیزران ذلك البیت فص یرته مسجد ا یص لي ال ناس فیه، و بقي بِ کة بعد مبعثه
ثلاث عشرة سنة، ث هاجر إل المدینة و مکث بِا عشر سنین، ث قبض ص لی الله علیه و آله
لا ثنت عشرة لیلة مضت من ربیع الأ ول یوم الإ ثنین و هو ابن ثلاث و ستین سنة، و تو في
أبوه عبد الله بن عبد الم طلب بالمدینة عند أخواله و هو ابن شهرین، و ماتت أ مه آمنة بنت
وهب بن عبد مناف بن زهرة بن کلاب بن م رة بن کعب بن لؤ ي بن غالب و هو ص لی الله
علیه و آله ابن أربع سنین، و مات عبد الم طلب و لل ن ب ص لی الله علیه و آله نحو ثَان سنین،
و تز وج خديَة و هو ابن بضع و عشرین سنة، فولد له منها قبل مبعثه ص لی الله علیه و آله
القاسم و رق یة و زینب و أ م کلثوم و ولد له بعد المبعث ال ط یب و ال طاهر و فاطمة علیهم
ال سلام. و روي أیض ا أ نه لم یولد بعد المبعث إ لا فاطمة علیها ال سلام، و أ ن ال ط یب و الط اهر
ولدا قبل مبعثه، و ماتت خديَة علیها ال سلام حین خرج رسول الله ص لی الله علیه و آله من
ال شعب و کان ذلك قبل الهجرة بسنة، و مات أبوطالب بعد موت خديَة بسنة، فل ما
فقدهما رسول الله ص لی الله علیه و آله شنأ المقام بِ کة و دخله حزن شدید و شکا ذلك إل
خْرُجْ مِنَ
ُ
جبرئیل علیه ال سلام، فأوحی الله تعال إلیه: أ هْلُها فَلَیْسَ لكَ بَِ کَةَ
َ
اْلقَرْیَةِ ال ظاِلِم أ
۳۱
بي
َ
ناصِرٌ بعْدَ أ طالِبٍّ، و أمره بالهجرة.
الکافي : ج ۸ ص ۳۳۸ ح ۵۳۶ )مح مد بن يُیی، عن أحمد بن مح مد بن عیسی، عن الحسن – –
مع لق( ابن محبوب، عن هشام بن سالم، عن أبي حمزة، عن سعید بن المس یب قال: سألت
ع لي بن الحسین علیه ال سلام: ابن کم کان علي بن أبي طالب علیه ال سلام یوم أسلم؟
و کانَ کافِر ا؟! قَ طُ إِ نَما کانَ لِعَِ لي عَلَیْهِ ال سَ
َ
فقال: أ
لامُ حَیْثُ بعَثَ اللهُ عَ زَوَجَ لَ رَسُوَلهُ صَلی
اللهُ عَلَیْهِ و آلِهِ عَشْرُ سِنیَن و لَْم یَکُنْ یَوْمَئِذٍّ کافِر ا، و لقَدْ آمَنَ بِالِله تَبارَكَ و تَعالٰ و بِرَ سُولِهِ
هُمْ إَِل
اللهُ عَلَیْهِ و آلِهِ و سَبَقَ ال ناسَ کُل
صَلی یِمانِ بِالِله و بِرَسُولِهِ و إَِل ال صَلاةِ بِثَلاثِ
اْلإ
اللهُ عَلَیْهِ و آلِهِ ال ظُهْرَ رَکْعَتَیِْن و کَذٰلِكَ
ولُ صَلاةٍّ صَ لاها مَعَ رَسُولِ الِله صَلی
َ
سِنیَن و کانَتْ أ
سْلَمَ بَِ کَ
َ
فَرَضَهَا اللهُ تَبارَكَ و تَعال عَلٰی مَنْ أ اللهُ
ةَ رَکْعَتَیِْن رَکْعَتَیِْن و کانَ رَسُولُ الِله صَلی
عَلَیْهِ و آلِهِ یُصَ لیها بَِ کَةَ رَکْعَتَیِْن و یُصَ لِیها عَِ لٌي عَلَیْهِ ال سَلامُ مَعَهُ بَِ کَةَ رَکْعَتَیِْن مُ دَ ةَ عَشْرِ
اللهُ عَ
سِنیَن حَ تٰی هاجَرَ رَسُولُ الِله صَلی فَ عَلِ ی ا عَلَیْهِ ال سَلامُ في
لَیْهِ و آلِهِ إَِل الْمَدینَةِ و خَل
اللهُ عَلَیْهِ و آلِهِ مِنْ مَ کَةَ
حَدٌ غَیْرُهُ و کانَ خُرُوجُ رَسُولِ الِله صَلی
َ
مُورٍّ لَْم یَکُنْ یَقُومُ بِا أ
ُ
أ في
ولِ یَوْمٍّ مِنْ رَبیعٍّ اْلأَ ولِ و ذٰلِكَ یَوْ
َ
أ مُ الْخَمیسِ مِنْ سَنَةِ ثَلاثَ عَشْرَةَ مِنَ الْمَبْعَثِ و قَدِمَ
الْمَدینَةَ لِاثْنَتَْ عَشْرَةَ لیْلَ ة خَلَتْ مِنْ شَهْرِ رَبیعٍّ اْلأَ ولِ مَعَ زَوالِ ال شَمْسِ فَنَزَلَ بِقُبا فَصَلی
ال ظُهْرَ رَکْعَتَیِْن و اْلعَصْرَ رَکْعَتَیِْن ثَ لَْم یَ الْخَمْسَ
زَلْ مُقیم ا یَنْتَظِرُ عَلِ ی ا عَلَیْهِ ال سَلامُ یُصَ لي
قامَ عِنْدَهُمْ بِضْعَةَ عَشَرَ یَوْم ا
َ
صَلَواتٍّ رَکْعَتَیِْن رَکْعَتَیِْن و کانَ نازِ لا عَلٰی عَمْرِو بنِ عَوْفٍّ فَأ
تُقیمُ عِنْدَنا فَنَ تَخِذَ لكَ مَنْزِ لا
َ
یَقُوُلونَ لهُ: أ بي
َ
نْتَظِرُ عَِ لَي بنَ أ
َ
وَ مَسْجِد ا؟ فَیَقُولُ: لا إِ ني أ
سْرَعَهُ إِنْ شاءَ
َ
نْ یَلْحَقَني و لسْتُ مُسْتَوْطِن ا مَنْزِ لا حَ تٰی یَقْدَمَ عَِ لٌي و ما أ
َ
مَرْتُهُ أ
َ
طالِبٍّ و قَدْ أ
ا
اللهُ فَقَدِمَ عَِ لٌي عَلَیْهِ ال سَلامُ و ال نَِ بُ صَلی للهُ عَلَیْهِ و آلِهِ في بیْتِ عَمْرِو بنِ عَوْفٍّ فَنَزَلَ مَعَهُ
اللهُ عَلَیْهِ و آلِهِ لما قَدِمَ عَلَیْهِ عَِ لٌي عَلَیْهِ ال سَلامُ تَحَ وَلَ مِنْ قُ
ثَ إِ نَ رَسُولَ الِله صَلی با إِلٰ بني
ساِلِم بنِ عَوْفٍّ و عَِ لٌي عَلَیْهِ ال سَلامُ مَعَهُ یَوْمَ الْجُمُعَةِ مَعَ طُلُوِع ال شَمْسِ فَخَ طَ لََُمْ مَسْجِد ا و
نَصَبَ قِبْلَتَهُ فَصَ لٰی بِِمْ فیهِ الْجُمُعَةَ رَکْعَتَیِْن و خَطَبَ خُطْبَتَیِْن ثَ راحَ مِنْ یَوْمِهِ إَِل الْمَدینَةِ
۳۲
ت کانَ قَدِمَ عَلَیْها و عَ
عَلٰی ناقَتِهِ ال لٌي عَلَیْهِ ال سَلامُ مَعَهُ لا یُفارِقُهُ يََْش بَِشْیِهِ و لیْسَ يََُ رُ
نْ یَنْ
َ
لُونَهُ أ
َ
اللهُ عَلَیْهِ و آلِهِ بِبَطْنٍّ مِنْ بطُونِ اْلأَنْصارِ إِ لا قامُوا إَِلیْهِ یَسْأ
رَسُولُ الِله صَلی زِلَ
وا سَبیلَ
عَلَیْهِمْ فَیَقُولُ لََُمْ: خَل اللهُ عَلَیْهِ
مُورَةٌ فَانْطَلَقَتْ بِهِ و رَسُولُ الِله صَلی
ْ
ال ناقَةِ فَإِ نَها مَأ
ذي تَرىٰ
وَ آلِهِ واضِعٌ لَها زِمامَها حَ تَی انْتَهَتْ إَِل الْمَوْضِعِ ال و أشار بیده إل باب مسجد –
رسول الِله ص لی الله علیه و آله ا لذي یص لی عنده بالجنائز فَوَقَفَتْ عِنْدَهُ و برَکَتْ و وضَعَتْ –
جِرانَها عَلَی اْلأَرْضِ یُوبَ مُبادِر ا حَ تَی احْتَمَلَ
َ
بُو أ
َ
قْبَلَ أ
َ
اللهُ عَلَیْهِ و آلِهِ و أ
فَنَزَلَ رَسُولُ الِله صَلی
اللهُ عَ
دْخَلَهُ مَنْزَِلهُ و نَزَلَ رَسُولُ الِله صَلی
َ
رَحْلَهُ فَأ لَیْهِ و آلِهِ و عَِ لٌي عَلَیْهِ ال سَلامُ مَعَهُ حَ تٰی بِنَي
لَهُ مَسْجِدُهُ بنِیَتْ لهُ مَساکِنُهُ و مَنْزِلُ عَِ لي عَلَیْهِ ال سَلامُ فَتَحَ وَلا إِلٰ مَنازِِلِهما… .
قصص الأنبیاء علیهم ال سلام، القطب ال راوند ي: ص ۳۱۶ ح ۳۹۴ و إ ن أباه )ص لی الله –
علیه و آله( تو في و أ مه حبلی و قدمت أ مه آمنة بنت وهب علی أخواله من بني عد ي من
ال ن جار بالمدینة … و أقام بعد البعثة بِ کة ثلاث عشرة سنة ث هاجر منها إل المدینة بعد أن
استتر في الغار ثلاثة أ یام و دخل المدینة یوم الإ ثنین الحادي عشر من شهر ربیع الأ ول و بقي
بِا عشر سنین ث قبض ص لی الله علیه و آله یوم الإ ثنین للیلتین بقیتا من صفر سنة إحدی
عشرة من الهجرة.
الإقبال بالأعمال الحسنة: ج ۳ ص ۱۰۵ _ و قد روینا عن شیخنا المفید رضوان الله تعال علیه
من کتاب حدائق ال ریاض عند ذکر شهر ربیع الأ ول ما هذا لفظه: أ ول یوم منه هاجر ال ن ب
ص لی الله علیه و آله من م کة إل المدینة سنة ثلاثة عشرة من مبعثه، و کان ذلك یوم
الخمیس، یستح ب صیامه لما أظهر الله فیه من أمر نب یه و ال نجاة من عد و ه.
المصباح )جنة الأمان الواقیة(، الکفعم ي: ص ۵۱۰ ربیع الأ ول سمي بذلك لارتباع ال ناس –
فیه و کذا ربیع ال ثاني لأ ن صلاح أحوالهم کانت في هذین ال شهرین في الر بیع … و في أ ول
لیلة منه هاجر ال ن ب ص لی الله علیه و آله من م کة إل المدینة سنة ثلاث عشرة من مبعثه
ص لی الله علیه و آله و کان ذلك لیلة الخمیس و فیها کان مبیت ع لي علیه ال سلام علی
۳۳
فراش ال ن ب ص لی الله علیه و آله و في صبیحة هذه ال لیلة صار المشرکون إل باب الغار و أقام
ال ن ب ص لی الله علیه و آله في الغار ثلاثة أ یام بلیالیه ن و خرج في رابعه متو جه ا إل المدینة
فوصلها یوم ال ثاني عشر.
۲۱ مستدرکات علم رجال الحدیث: ج – ۵ ص ۲۰۱ ال رقم ۹۲۲۰ ع تاب بن أسید بن العیص بن –
أم یة بن عبد شمس أبو عبد الرحمان القر شي الأمو ي: أسلم یوم فتح م کة. یظهر من تفسیر
الإمام أ نه أ مره رسول الله ص لی الله علیه و آله علی أهل م کة و له ثَانیة عشر سنة. و کتب
إلیهم في ذلك کتاب ا یستفاد منه مدحه و جلالته. فراجع إل بحار الأنوار: ج ۲۱ ص ۱۲۲ و
۱۷۴ . تو في یوم موت أبي بکر. و ابنه عبد ال رحمان بن ع تاب قتل مع من قتل من أصحاب
الجمل. قوله یوم فتح م کة حین سمع أذان بلال علی ظهر الکعبة: الحمد لله ا لذي قبض أبي
ح تی لم یر هذا الیوم. بحار الأنوار: ج ۲۲ ص ۵۴ . و الظاهر أ نه کان قبل إسلامه. فل ما أسلم محا
عاره الإسلام؛ لا نه يَ ب ما قبله.
۲۲ رجال ال نجا شي: ص – ۸۵ الرقم ۲۰۷ أحمد بن مح مد بن عبید الله بن الحسن بن ع یاش –
بن إبراهیم بن أ یوب الجوهر ي أبو عبد الله. و أ مه سکینة بنت الحسین بن یوسف بن یعقوب
بن إسماعیل بن إسحاق بنت أخي القاضي أبي عمر مح مد بن یوسف. کان سمع الحدیث و
أ کثر و اضطرب في آخر عمره، و کان ج ده و أبوه من وجوه أهل بغداد أ یام آل حماد و القاضي
أبي عمر. له کتب، منها: کتاب مقتضب الأ ثر في عدد الأ ئمة الا ثني عشر، کتاب الأغسال،
کتاب أخبار أبي هاشم داود بن القاسم الجعفر ي، کتاب شعر أبي هاشم، أخبار جابر الجع في،
کتاب الإشتمال علی معرفة ال رجال و من روى عن إمام إمام، کتاب ما نزل من القرآن في
صاحب ال زمان ]علیه ال سلام[، کتاب في ذکر ال شجاج، کتاب عمل رجب، کتاب عمل
شعبان، کتاب عمل شهر رمضان، کتاب أخبار ال س ید، کتاب اللؤلؤ و صنعته و أنواعه،
کتاب ذکر من روى الحدیث من بني ناشرة، کتاب أخبار وکلاء الأ ئمة الأربعة. رأیت هذا
ال شیخ، و کان صدیق ا ل و لوالدي، و سمعت منه شیئ ا کثیر ا، و رأیت شیوخنا یض عفونه،
۳۴
فلم أرو عنه شیئ ا و تج نبته، و کان من أهل العلم و الأدب القو ي و ط یب الشعر و حسن
الخط، رحمه الله و سامحه، و مات سنة إحدى و أربعمائة.
۲۳ ال رجال، ال شیخ ال طو سي: ص – ۴۱۳ الرقم ۵۹۸۳ – ۶۴ أحمد بن مح مد بن ع یاش، یک نی –
أبا عبد الله، کثیر الروایة إ لا أ نه اخت ل في آخر عمره، أخبرنا عنه جماعة من أصحابنا، مات
سنة إحدى و أربعمائة.
۲۴ فهرست کتب ال ش یعة و أصولهم و أسماء المص ن فین و أصحاب الأصول: ص – ۷۸ الرقم ۹۹
أحمد بن مح مد أحمد بن مح مد بن عبید الله بن الحسن بن ع یاش بن إبراهیم بن أ یوب –
الجوهري، أبو عبد الله، کان سمع الحدیث و أ کثر، و اخت ل في آخر عمره، و کان ج ده و أبوه
وجهین ببغداد، و أ مه سکینة بنت الحسین بن یوسف بن یعقوب بن إسماعیل بن إسحاق،
بنت أخي القاضي أبي عمر مح مد بن یوسف. و ص نف کتبا منها: کتاب مقتضب الأ ثر في
عدد الأ ئمة الإ ثني عشر علیهم ال سلام، کتاب الأغسال، کتاب أخبار أبي هاشم الجعفري،
کتاب شعر أبي هاشم الجعفري، أخبار جابر الجعفي، کتاب الإشتمال علی معرفة الرجال، فیه
من روى عن إمام، إمام، مختصر، کتاب ما نزل من القرآن في صاحب الأمر علیه ال سلام،
کتاب في ذکر الشجاج، کتاب عمل رجب، کتاب عمل شعبان، کتاب عمل شهر رمضان،
کتاب أخبار الس ید، کتاب في اللؤلؤ و صنعته و أنواعه، کتاب ذکر من روى الحدیث من
بني ناشرة، کتاب أخبار وکلاء الأئمة علیهم ال سلام الأربعة، مختصر. أخبرنا بسائر کتبه و
روایاته جماعة من أصحابنا عنه، و مات سنة إحدى و أربعمائة.
۲۵ الإرشاد: ج – ۲ ص ۲۱۶ .
۲۶ الفهرست رقم – ۵۲۵ .
۲۷ الفهرست: ص – ۲۴۳ ال رقم ۳۵۷ .
۲۸ الخلاف: ج – ۱ ص ۴۶ .
۳۵
۳۶
آیت الله شیخ حیدر تربتی کربلائی

