سؤال- حدیثی بیان بفرمایید در رابطه با اینکه فلسفه حرام است، و به دنبال فلسفه نباید رفت.
جواب- امام جعفر صادق علیه السّلام فرمودند:
«كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ مِنْ شيعَتِنا وَ هُوَ مُتَمَسِّكٌ بِعُرْوَةِ غَيْرِنا». [۱]
دروغ مىگويد آنكه ادّعا مىكند از شيعيان ماست، حال آنكه به غير ما تمسّک مىجويد.
و فرمودند:
«كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْرِفُنا وَ هُوَ مُتَمَسِّكٌ[۲] بِعُرْوَةِ غَيْرِنا».[۳]
دروغ مىگويد كسى كه ادّعا مىكند ما را شناخته است، در حالى كه به غير ما تمسّک مىجويد.
و امام محمّد باقر علیه السّلام فرمودند:
«كُلُّ مَا لَمْ يَخْرُجْ مِنْ هٰذَا الْبَيْتِ فَهُوَ باطِلٌ».[۴]
آنچه که از این خانه (نبوّت و رسالت) خارج (و گرفته) نشده، باطل میباشد.
مولانا امیر المؤمنین عليّ بن ابیطالب علیهما السّلام نیز فرمودند:
«… يا كُمَيْلُ! ما مِنْ عِلْمٍ إِلّا وَ أَنَا أَفْتَحُهُ، وَ ما مِنْ سِرٍّ إِلّا وَ الْقائِمُ عَلَیْهِ السَّلامُ يَخْتِمُهُ. يا كُمَيْلُ! ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللهُ سَميعٌ عَلِيمٌ. يا كُمَيْلُ! لا تَأْخُذْ إِلّا عَنّا تَكُنْ مِنّا … ».[۵]
…اى كميل! دانشى نيست مگر اين كه من آن را گشودم، رازى (چیزی) نيست مگر اين كه حضرت قائم به پايان رساند. اى كميل! خاندانى که بعضى از آن از بعضى ديگر است و خدا شنوا و داناست. اى كميل! از ما بگير تا از ما باشى… .
صالح بن سهل گوید: میشنیدم امام جعفرصادق علیه السّلام این آیه را تلاوت میفرمود:
«… وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ».[۶]
… و در امام مبین (و روشن) همه چيز را به شماره آورده (و گردآوردهايم.
و درباره آن فرمود:
در امیرالمؤمنین علیه السّلام، یعنی مقصود خداوند از اینکه فرموده است: و (آگاهی از) هر چیزی را در امام مبین قرار دادیم، (مقصود از ) امام مبین امیرالمؤمنین علیه السّلام است که از هرچیزی آگاهی دارد.[۷]
و سیّدالشهداء امام حسین علیه السّلام فرمودند:
هنگامی که این آیه بر رسولالله صلّى الله عليه و آله نازل گشت، ابوبکر و عمر از جای خود برخواستند و از آن حضرت پرسیدند: ای رسولالله! آیا (امام مبین در این آیه) تورات یا انجیل و یا همان قرآن است؟ حضرت در هر سه مرتبه فرمودند: نه، آنگاه امیرالمؤمنین علیه السّلام روی آوردند، پس رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: او (امام مبین) این است، همان امامی که خداوند در او علم بر هرچیزی را جمع نموده است.[۸]
اضافه بر اینکه عقلاً و نقلاً قرآن و عترت ضامن سلامت و سعادت فراگیر برای بشر و عالم مخلوقات است و رفتن به سوی غیر قرآن و عترت، عین ضلالت و گمراهی و تباهی و (سبب) زیان مادی و معنوی است، و خود ردّ کلام خدا در قرآن و عترت و نپذیرفتن کمال آنها است.
احادیث خاصّی نیز دالّ بر وجوب اجتناب از فراگیری علوم از غیر قرآن و عترت میباشد که از جمله آنها علومی ممنوعهاند که خلاف حقیقت و دین الهی میباشند و از آنهاست فلسفه. حال به نام الهی و یا حکمت الهی و یا عرفان و یا کشف و شهود و یا هر چیز دیگری که باشد، زیرا بشر از نوعی عقل نسبی و جزئی برخوردار است و بدون وجود و پیروی از راهبر منتخب الهی، راه به صراط مستقیم نمیبرد و یقیناً غیر راه مستقیم، انحراف از مسیر حقیقت و کمال بوده بلکه مسیر ضلالت است و پیرو آن بیراههها از ضالّین و مغضوبین علیهم میباشد.
و در خصوص فلسفه که زادگاهش سرزمینهای کفر و شرک (یونان) و غیر آن میباشد، هرچند رنگ و لعاب اسلامی به آن داده شده، ولی نتوانستهاند حقیقت آنرا که انکار بسیاری از حقائق الهی است، کتمان کنند.
خداوند فتح تکوین و تشریع و علوم و معارف را به محمّد و آلمحمّد صلوات الله علیهم اجمعین کرد و به آنان ختم نمود: در بسیاری از احادیث و زیارتهایی که از حضرات معصومین علیهم السّلام به ما رسیده آمده است:
«بِكُمْ فَتَحَ اللهُ، وَ بِكُمْ يَخْتِمُ».[۹]
خداوند به (سبب و واسطه) شما اهلبیتوحی (تکوین و تشریع را) باز نموده و خاتمه میدهد.
خداوند مرجع علمی (و باب علوم الهی) را محمّد و آل او صلوات الله علیهم قرار داده است:
«فَاسْئَلوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمونَ».
از طرفی صراط مستقیم که هیچ خطا و اشتباهی در آن وجود ندارد، قرآن صامت و ناطق، همه در اهلبیت عصمت و طهارت میباشد:
بريد عجلى گوید: امام باقر عليه السّلام درباره آیه:
«وَ أَنَّ هٰذا صِراطي مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ، وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ».[۱۰]
و همانا اين است راه راست من پس از آن پيروى كنيد، و از راههاى ديگر كه موجب تفرقه شما از راه اوست متابعت نكنيد.
فرمود:
آیا میدانى منظور از «و این راه راست من است پس از آن پیروی کنید» چيست؟
گفتم: نه، فرمود:
ولايت علىّ و اوصياء است.
فرمود:
و ميدانى اينكه «پيروى هر راهى نكنيد» يعنى چه؟
گفتم: نه، فرمود:
مقصود ولايت فلانی و فلانی (غاصب اولیو غاصب دومی ) است،
فرمود:
و آیا ميدانى مقصود از «اگر چنین کنید از راه جدا میشوید» چيست؟
گفتم: نه، فرمود:
يعنى از راه علىّ عليه السّلام (اگر جدا شوید).[۱۱]
و امام جعفر صادق علیه السّلام فرمود:
«إِنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالىٰ أَنْزَلَ فِي الْقُرْآنِ تِبْيانَ كُلِّ شَيْءٍ، حَتّىٰ وَ اللهِ ما تَرَكَ اللهُ شَيْئاً يَحْتاجُ إِلَيْهِ الْعِبادُ، حَتّىٰ لا يَسْتَطيعَ عَبْدٌ يَقُولُ لَوْ كانَ هٰذا أݩݩُنْزِلَ فِي الْقُرْآنِ إِلّا وَ قَدْ أَنْزَلَهُ اللهُ فيهِ». [۱۲]
خداى تبارک و تعالى در قرآن بيان هر چيز را فرو فرستاده، تا آنجا كه به خدا سوگند چيزى را از احتياجات بندگان فروگذار نفرموده، و تا آنجا كه هيچ بندهاى نتواند بگويد: اى كاش اين در قرآن آمده بود، جز آنكه خدا آنرا در قرآن فرو فرستاده است.
و اما احادیثی بسیار در ردّ و عدم قبول فلسفه و حتّی تحت نام حکمت از خاندان عصمت و طهارت به ما رسیده است که به دو حدیث از آن احادیث بسنده میکنیم و همین برای کسی که واقعاً حقجو و پیرو راستین حق باشد کفایت میکند:
امام جعفرصادق علیه السّلام در ضمن سخنان طولانی خود به مفضّل بن عمرو فرمودند:
«… فَتَبّاً وَ خَيْبَةً وَ تَعْساً لِمُنْتَحِلِي الْفَلْسَفَةِ، كَيْفَ عَمِيَتْ قُلُوبُهُمْ عَنْ هٰذِهِ الْخِلْقَةِ الْعَجيبَةِ حَتّىٰ أَنْكَرُوا التَّدْبيرَ وَ الْعَمْدَ فيها؟! … ».[۱۳]
… مرگ و نااميدى بر فلسفهبافان باد، چگونه دلشان كور بود از اين آفرينش عجيب تا جایی که منكر قصد و تدبير درباره آن شدند … .
فقیه محقّق ملا احمد اردبیلی در کتاب حدیقة الشّیعة به سند معتبر خود از امام حسن زکیّ عسکری علیه السّلام نقل میکند که آن حضرت به ابوهاشم جعفری فرمودند:
«يا أَبا هاشِمٍ! سَيَأْتي زَمانٌ عَلَى النّاسِ وُجُوهُهُمْ ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ، وَ قُلُوبُهُمْ مُظْلِمَةٌ مُنْكَدِرَةٌ[۱۴]، السُّنَّةُ فيهِمْ بِدْعَةٌ، وَ الْبِدْعَةُ فيهِمْ سُنَّةٌ، الْمُؤْمِنُ بَيْنَهُمْ مُحَقَّرٌ، وَ الْفاسِقُ بَيْنَهُمْ مُوَقَّرٌ، أݩݩُمَراؤُهُمْ جاهِلُونَ جائِرُونَ، وَ عُلَماؤُهُمْ في أَبْوابِ الظَّلَمَةِ سائِرُونَ[۱۵]، أَغْنِياؤُهُمْ يَسْرِقُونَ زادَ الْفُقَراءِ، وَ أَصاغِرُهُمْ يَتَقَدَّمُونَ عَلَى الْكُبَراءِ، وَ كُلُّ جاهِلٍ عِنْدَهُمْ خَبيرٌ، وَ كُلُّ مُحيلٍ عِنْدَهُمْ فَقيرٌ، لا يَتَميَّزُونَ[۱۶] بَيْنَ الْمُخْلِصِ وَ الْمُرْتابِ، لا يَعْرِفُونَ الضَّأْنِ مِنَ الذِّئابِ، عُلَماؤُهُمْ شِرارُ خَلْقِ اللهِ عَلىٰ وَجْهِ الْأَرْضِ، لِأَنَّهُمْ (أَلا إنَّهُمْ) يَميلُونَ إِلَى الْفَلْسَفَةِ وَ التَّصَوُّفِ، وَ أَيْمُ اللهِ إِنَّهُمْ مِنْ أَهْلِ الْعُدُولِ وَ التَّحَرُّفِ، يُبالِغُونَ في حُبِّ مُخالِفينا، وَ يُضِلُّونَ[۱۷] شيعَتَنا وَ مُوالِيَنا، فَإِنْ[۱۸] نالُوا مَنْصَباً لَمْ يَشْبَعُوا عَنِ الرِّشاءِ، وَ إِنْ خُذِلُوا عَبَدُوا اللهَ عَلَى الرِّياءِ، أَلا إِنَّهُمْ قُطّاعُ طَريقِ الْمُؤْمِنينَ، وَ الدُّعاةُ إِلىٰ نِحْلَةِ الْمُلْحِدينَ، فَمَنْ أَدْرَكَهُمْ فَلْيَحْذَرْهُمْ، وَ لْيَصُنْ دينَهُ وَ إِيمانَهُ».
ای ابوهاشم! زمانی فرا خواهد رسيد كه مردم چهرههايی خندان و گشاده و دلهايی سیاه و تاريك دارند، سنّت در ميان آنان بدعت و بدعت سنّت باشد، و مؤمن در ميان ايشان خوارو بیمقدار شده و فاسق گرامی و صاحب اعتبار، فرمانروايانشان نادان و ستمگر و علمای آنها به دربار ستمگران آمد و شد دارند، ثروتمندانشان زاد وتوشه مستمندان را به سرقت میبرند و کوچکترها بر بزرگترها پيشی میگيرند، از نظر آنها هر فرد نابخرد و حیلهگری شخصیّتی آگاه به شمار میآيد و هر انسان هوشمندی از ديدگاهشان فقير است. ميان افراد باایمان مخلص و فاسد اهل ترديد تمايزی قائل نيستند، و گوسفند را از گرگ بازنمیشناسند. علمای آنان بدترين مخلوقات خداوند روی زمين هستند زيرا به فلسفه و تصوّف میگرايند، به خدا سوگند! آنان اهل تجاوز و بازگشتن از حق و تحريف به باطلاند. در دوست داشتن مخالفين ما مبالغه میكنند و شیعیان و دوستداران ما را گمراه میكنند، پس اگر منصبى يابند از رشوهها سير نشوند و اگر فروگذاشته شوند، يعنى اگر منصبى به ايشان نرسد به ريا، خدا را عبادت كنند؛ بدان و آگاه باش! آنان راهزن مؤمنان و دعوتگران به کیش بد دیناناند، هركه آنان را دريابد بايد از آنها حذركند و دين و ايمان خود را حفظ نمايد».
سپس فرمودند:
«يا أَبا هاشِمٍ! هٰذا ما حَدَّثَني أَٮݪݪݪݪݓي، عَنْ آبائِهِ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ، وَ هُوَ مِنْ أݩݩَسْرارِنا، فَاكْتُمْهُ إِلّا عَنْ أݩݩَهْلِهِ».[۱۹]
«ای ابوهاشم! اين سخنی است كه پدرم ازپدرانش از جعفربن محمّد علیهما السّلام به من بازگفت، و جزو اسرار ماست، پس آن را جز از اهلش پنهان دار».
و محقّق مقدّس اردبیلی گوید: و اخبار درين باب بسيار است.
توجّه کنید: این حدیث شریف را فقیهی محقّق مانند ملا احمد اردبیلی از فقهایی محقّق چون شیخ مفید نقل نموده و فقهایی والا مقام چون شیخ حرّ عاملی صاحب وسائل الشیعه بنابر اعتمادی که داشتهاند نقل نمودهاند.
***
[۱]– صفات الشّيعة: ص٣ ح٤- حدّثنا محمّد بن عليّ ماجيلويه رحمة الله عليه قال: حدّثني عمّي محمّد بن أبي القاسم، عن محمّد بن عليّ الكوفيّ، عن محمّد بن سنان، عن المفضّل بن عمر، قال: قال الصّادق علیه السّلام: كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ مِنْ شيعَتِنا وَ هُوَ مُتَمَسِّكٌ بِعُرْوَةِ غَيْرِنا. از او: وسائل الشّيعة: ج٢٧ ص١١٧ ب٩ ح۳۳۳۵۹- ٢٦ و بحار الأنوار: ج٢ ص٩٨ ب١٤ ح۴۹٫
[۲] – الوسائل: مُسْتَمْسِكٌ.
[۳]– معاني الأخبار: ص٣٩٩ باب النوادر ح۵۷- حدّثنا محمّد بن موسی المتوکّل قال: حدّثنا عليّ بن ابراهیم بن هاشم، عن أبیه، عن ابن أبي عمیر، عن إبراهیم بن زیادقال: قال الصادق علیه السلام: كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَعْرِفُنا وَ هُوَ مُتَمَسِّكٌ بِعُرْوَةِ غَيْرِنا.از او: وسائل الشّيعة: ج٢٧ ص١٢٩ ب١٠ ح۳۳۳۹۷- ۱۶ و مستدرك الوسائل: ج١٧ ص٣٠٩ ب١٠ ح۲۱۴۳۱- ۸.
[۴] – مختصر البصائر: ص١٩٨ باب في فضل الأئمّة صلوات الله علیهم و ما جاء فيهم من القرآن العزيز… ح۱۷۹/ ۲۰ و وسائلالشّيعة: ج٢٧ ص١٣٠ ب١٠ ح۳۳۳۹۹- عن سعد بن عبد الله في بصائر الدّرجات، عن أحمد بن محمّد بن عيسى، عن الحسين بن سعيد و العبّاس بن معروف، عن حمّاد بن عيسى، عن ربعيّ بن عبد الله بن الجارود، عن الفضيل بن يسار، قال: سمعت أبا جعفر علیه السّلام يقول: كُلُّݥݥ ما لَمْ يَخْرُجْ مِنْ هٰذَا الْبَيْتِ فَهُوَ باطِلٌ. الإختصاص: ٣١- و قال أبو جعفر الباقر علیه السّلام: كُلُّݥݥ شَيْءٍ لَمْ يَخْرُجْ مِنْ هٰذَا الْبَيْتِ فَهُوَ وَبالٌ. از او: مستدركالوسائل: ج١٧ ص٣٠٩ ب١٠ ح۲۱۴۳۲- ۹ و ج١٧ ص٢٨٢ ب٧ ح۲۱۳۵۳- ۵۲ و در آن است: فَهُوَ باطِلٌ.
[۵]– بشارة المصطفى: جزء٢ ص٢٥- أخبرنا الشيخ أبو البقاء إبراهيم بن الحسين بن إبراهيم البصري بقراءتي عليه في المحرم سنة ست عشرة و خمسمائة بمشهد مولانا أميرالمؤمنين علي بن أبيطالب علیه السّلام قال: حدثنا أبو طالب محمد بن الحسن بن عتبة قال: حدثنا أبوالحسن محمد بن الحسين بن أحمد قال: أخبرنا محمد بن وهبان الدبيلي قال: حدثنا علي بن أحمد بن كثير العسكري قال: حدثني أحمد بن المفضل أبوسلمة الأصفهاني قال: أخبرني راشد بن علي بن وائل القرشي قال: حدثني عبد الله بن حفص المدني قال: أخبرني محمد بن إسحاق عن سعيد بن زيد بن أرطاة قال: لقيت كميل بن زياد و سألته عن فضل أميرالمؤمنين علي بن أبي طالب علیه السّلام فقال: أ لا أخبرك بوصية أوصاني بها يوما هي خير لك من الدنيا بما فيها فقلت: بلى قال: قال لي عليّ علیه السّلام:. تحف العقول: ص١٧١ مانند البشارة. وسائل الشّيعة: ج۲۷ ص۱۰۳ ح۳۳۳۲۸ از تحف، بحار الأنوار: ج٧٤ ص٢٦٦ ب١١ ح١ از البشارة، و ج٧٤ص٤١٢ ب١٥ ح٣٨از تحف. مستدرك الوسائل: ج١٥ ص١٦٦ ب٦١ ح۱۷۸۷۸- ۱ و ج١٧ص٢٦٧ ب٧ ح۲۱۳۰۲- ۱ از البشارة.
[۶]– سوره (۳۶) يس (صلّی الله علیه و آله) آیه ۱۳٫
[۷]– تأويل الآيات الظّاهرة: ص٤٧٧ و تفسیر البرهان: ج٤ ص٥٦٩ ح۸۹۰۶/ ۱۸- عن محمّد بن العبّاس رحمه الله قال: حدثنا عبد الله بن أبي العلاء، عن محمد بن الحسن بن شمون، عن عبد الله بن عبد الرحمن الأصم عن عبد الله بن القاسم عن صالح بن سهل قال سمعت أبا عبد الله عليه السّلام يقرأ: «وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ»، قال: في أميرِ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِ السَّلامُ. بحار الأنوار: ج٢٤ ص١٥٨ ب٤٦ ح۲۴ از كنز جامع الفوائد و تأويل الآيات الظّاهرة، كنز الدقائق: ج١١ ص٦٢ از شرح الآيات الباهرة.
[۸] – معاني الأخبار: ص٩٥ باب معنى الإمام المبين … و الأمالي- حدّثنا أحمد بن محمّد الصّائغ قال: حدّثنا عيسى بن محمّد العلويّ قال: حدّثنا أحمد بن سلّام الكوفيّ قال: حدّثنا الحسين بن عبد الواحد قال: حدّثنا الحارث بن الحسن، قال: حدّثنا أحمد بن إسماعيل بن صدقة ،عن أبي الجارود، عن محمّد بن عليّ الباقر، عن أبيه، عن جدّه علیهم السلام قال: لَمّا اُنْزِلَتْ هذِهِ الْآيَةُ عَلىٰ رَسُولِاللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: «وَ كُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْناهُ في إمامٍ مُبينٍ»، قامَ أبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ مِنْ مَجْلِسِهِما فَقالا: يا رَسُولَاللهِ! هُوَ التَّوْراةُ؟ قالَ: لا. قالا: فَهُوَ الْإِنْجيلُ؟ قالَ: لا. قالا: فَهُوَ الْقُرْآنُ؟ قالَ: لا. قال: فَأقْبَلَ أميرُ الْمُؤْمِنينَ عَلِيٌّ عَلَیهِ السَّلامُ فَقالَ رَسُولُاللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: هُوَ هٰذا إنَّهُ الْإمامُ الَّذي أحْصَى اللهُ تَبارَكَ وَ تَعالى فيهِ عِلْمَ كُلِّ شَيْءٍ. الأمالي، الصّدوق: ص١٧٠ مجلس٣٢ ح۵ مانند المعاني بااختلافی و در آن است: عن أبي جعفر محمّد بن عليّݬݬ الباقر علیهما السّلام قال: لَمّا نَزَلَتْ … . تأويل الآيات الظاهرة: ص٤٧٧ از ابن بابویه، تفسیرنور الثقلين: ج٤ص٣٧٩ ح۲۷ و بحارالأنوار: ج٣٥ ص٤٢٧ ب٢٣ ح۲ از المعاني.
۱- الكافي: ج۴ ص۵۷۵ باب زيارة قبر أبي عبد الله الحسين علیه السّلام: «…وَ بِكُمْ فَتَحَ اللهُ، وَ بِكُمْ يَخْتِمُ اللهُ، … ». و منلايحضرهالفقيه: ج۲ ص۶۱۵ زيارة جامعة لجميع الأئمة علیهم السّلام: «… بِكُمْ فَتَحَ اللهُ، وَ بِكُمْ يَخْتِمُ،…».
و بحارالأنوار: ج۲۳ ص۳۱۳ ب۱۸: قال عليّ بن الحسین علیهما السّلام: « … وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ مَعَنا فَلَيْسَ مِنَ الْإسْلامِ في شَىْءٍ، بِنا فَتَحَ اللَّهُ الدّينَ، وَ بِنا يَخْتِمُهُ،…» . هرکسی که با ما نباشد بهرهای از اسلام نبرده، خداوند به سبب و وسیله ما دین را باز نمود، و به سبب و وسیله ما آن را می بندد… .
و بحارالأنوار: ج۲۶ ص۲۵۹ ب۵ ح۳۷:- … محمّد بن سنان، عن الإمام جعفرالصّادق عليه السّلام أنّه قال: «نَحْنُ جَنْبُ اللهِ، و… وَ بِنا فَتَحَ اللهُ، وَ بِنا خَتَمَ اللهُ، وَ نَحْنُ الْأوَّلُونَ، وَ نَحْنُ الْآخِرُونَ، وَ نَحْنُ أخْيارُ الدَّهْرِ، وَ نَواميسُ الْعَصْرِ، وَ نَحْنُ سادَةُ الْعِبادِ، وَ ساسَةُ الْبِلادِ، وَ نَحْنُ النَّهْجُ الْقَويمُ، وَ الصِّراطُ الْمُسْتَقيمُ، وَ نَحْنُ عِلَّةُ الْوُجُودِ، وَ حُجَّةُ الْمَعْبُودِ، لا يَقْبَلُ اللهُ عَمَلَ عامِلٍ جَهِلَ حَقَّنا، وَ نَحْنُ قَناديلُ النُّبُوَّةِ، وَ مَصابيحُ الرِّسالَةِ، وَ نَحْنُ نُورُ الْأنْوارِ، وَ كَلِمَةُ الْجَبّارِ، وَ نَحْنُ رايَةُ الْحَقِّ الَّتي مَنْ تَبِعَها نَجا، وَ مَنْ تَأخَّرَ عَنْها هَوىٰ، وَ نَحْنُ أئِمَّةُ الدّينِ، وَ قائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلينَ، وَ نَحْنُ مَعْدِنُ النُّبُوَّةِ، وَ مَوْضِعُ الرِّسالَةِ، وَ إلَيْنا تَخْتَلِفُ الْمَلائِكَةُ، وَ نَحْنُ سِراجٌ لِمَنِ اسْتَضاءَ، وَ السَّبيلُ لِمَنِ اهْتَدىٰ، وَ نَحْنُ الْقادَةُ إِلَى الْجَنَّةِ، وَ نَحْنُ الْجُسُورُ وَ الْقَناطِرُ، وَ نَحْنُ السَّنامُ الْأَعْظَمُ، وَ بِنا يَنْزِلُ الْغَيْثُ، وَ بِنا يَنْزِلُ الرَّحْمَةُ، وَ بِنا يُدْفَعُ الْعَذابُ وَ النَّقِمَةُ، فَمَنْ سَمِعَ هٰذَا الْهُدىٰ فَلْيَتَفَقَّدْ في قَلْبِهِ حُبَّنا، فَإنْ وَجَدَ فيهِ الْبُغْضَ لَنا وَ الْإنْكارَ لِفَضْلِنا فَقَدْ ضَلَّ عَنْ سَواءِ السَّبيلِ، لِأنّا حُجَّةُ الْمَعْبُودِ، وَ تَرْجُمانُ وَحْيِهِ، وَ عَيْبَةُ عِلْمِهِ وَ ميزانُ قِسْطِهِ، وَ … ».
ما جنب الله هستیم… خداوند به واسطه ما افتتاح نمود و به ما ختم كرد. ما اولين و آخرين هستيم. ما بهترين جهانيان و نواميس زمان و سرور بندگان و رهبر دنيا و راه استوار و صراط مستقيم هستیم. ما هستیم علت وجود و حجت معبود. خداوند عمل هر كسی را كه جاهل به حقّ ما باشد نمىپذيرد. ما چراغدان نبوّت و چراغهاى رسالت و نور نورها و كلمة الله و پرچم حق هستيم که هر كس در زير آن پرچم باشد نجات يابد و هر كه از آن تخلّف ورزد، گمراه شود. ما پيشوايان دين و رهبران سفيد چهرگان و معدن نبوّت و پايگاه رسالت هستيم. ملائكه به سوى ما در رفت و آمد هستند. ما چراغ روشنگر و راه هدايت و رهبر بسوى بهشت و پل بر روى گذرگاهها و كوهان بزرگيم. به واسطه ما باران مىبارد و از (فرود آمدن) عذاب و بلا جلوگيرى مىشود. هر كه شنيد اين هدايت را در جستجوى محبّت ما در قلب خود باشد. اگر در آن بغض و انكار فضل ما را ديد بداند كه از راه راست منحرف شده زيرا ما حجّت معبود و مترجم وحى و خزينه علوم و ميزان عدالت خدایيم و … .
[۱۰] – سوره (۶) الأنعام آیه ۱۵۴٫
[۱۱]– تفسير العيّاشي: ج١ ص٣٨٣ ح۱۲۵- عن بريد العجليّ، عن أبي جعفر عليه السّلام قال: «وَ أنَّ هذا صِراطي مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ، وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ». قال: أ تَدْري ما يَعْني بِـ «صِراطي مُسْتَقيماً؟». قلت: لا. قال: وَلايَةَ عَلِيٍّݤݤݤ وَ الْأَوْصِياءِ. قال: وَ تَدْري ما يَعْني «فَاتَّبِعُوهُ؟». قال: قلت: لا. قال: يَعْني عَلِيَّ بْنَ أَبي طالِبٍ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ. قال: وَ تَدْري ما يَعْني: «وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ؟». قلت: لا. قال: وِلايݨݨݨَةَ فُلانٍ وَ فُلانٍ وَاللَّهِ. قال: وَ تَدْري ما يَعْني: «فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ؟». قلت: لا. قال: يَعْني سَبيلَ عَلِيّݬٍݤݤ عَلَیهِ السَّلامُ. البرهان في تفسير القرآن: ج٢ ص٤٩٨ ح۳۷۲۶/۴ و تفسير نور الثقلين: ج١ ص٧٧٨ ح۳۴۳ و بحار الأنوار: ج٣٥ ص٣٧١ ب١٦ ح۱۶ و ج٦٤ ص٣١ از العیّاشيّ.
[۱۲] – الكافي: ج١ ص٥٩ باب الرّدّ إلى الكتاب و السنّة و …ح۱- محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد بن عيسى، عن عليّ بن حديد، عن مرازم ،عن أبي عبد الله علیه السلام قال:. تفسيرالقمي: ج٢ ص٤٥١- حدّثنا محمّد بن جعفر قال: حدّثنا محمّد بن أحمد، عن محمّد بن عيسى، عن عليّ بن حديد، عن مرازم، عن أبي عبد الله علیه السّلام قال: إِنَّ الْقُرْآنُ تِبْيانُ كُلِّ شَيْءٍ، حَتّىٰ وَ اللهِ ما تَرَكَ اللهُ شَيْئاً يَحْتاجُ الْعِبادُ إِلَيْهِ إِلّا بَيَّنَهُ لِلنّاسِ، حَتّىٰ لا يَسْتَطيعَ عَبْدٌ يَقُولُ لَوْ كانَ هٰذا نَزَلَ فِي الْقُرْآنِ إِلّا وَ قَدْ أَنْزَلَ اللهُ تَبارَكَ وَ تَعالىٰ فيهِ.
بحارالأنوار: ج٨٩ ص٨١ ب٨ ح۹ از تفسير القمّيّ.
[۱۳] – توحيدالمفضّل: ص٦٨. از او: بحارالأنوار: ج٣ ص٧٥ ب٤ ح و ج٥٨ص٣٢٦ ب٤٧.
[۱۴] – الإثبات: مُکَدَّرَةٌ، المستدرک: مُتَكَدِّرَةٌ.
[۱۵] – المستدرک: – سائِرُونَ.
[۱۶] – الهدایا و المستدرک: يُمَيِّزُونَ.
[۱۷] – الهدایا: يُبْغِضُونَ.
[۱۸] – المستدرک: إِنْ.
[۱۹] – حديقة الشّيعة: ص٧٨٧ فصل٢- و ديگر حديثى است كه سيّد ما سيّد مرتضى ابن الداعي الحسينيّ الرازيّ رحمه اللّه روايت مىكند به سند معتبر از شيخ مفيد رضى اللّه عنه، و او روايت مىكند از احمد بن محمّد بن الحسن بن احمد بن الوليد، و او از پدرش محمّد بن الحسن، و او از سعد بن عبد اللّه، و او از محمّد بن عبد الجبّار، و او از حضرت امام حسن عسكري عليه السّلام كه آن حضرت مخاطب ساخت ابو هاشم جعفرى را و فرمود:. و الهدايا لشيعة أئمّة الهدى: ج١ ص١٠٠ المقدّمة١٠- و في الحديث بإسناد الشّيخ المفيد رحمه الله،- مانند الحدیقة-. الإثناعشريّة: صص۳۳-۳۴ از الحدیقة، إثبات الهداة: ج٤ ص٢٠٤ فصل٣٥ ح۲۴۸ از الحدیقة بعضی از آنرا، مقامع الفضل، آقا محمّد علی کرمانشاهی فرزند وحید بهبهانی: ج٢ ص٥٤٢ و مستدركالوسائل: ج١١ ص٣٨٠ ب٤٩ ح۱۳۳۰۸- ۲۵ و مستدرك سفينة البحار: ج ۸ص۲۹۹ از الحدیقة. منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة: ج١٤ ص١٧ المقام٨ از حديقة الشّيعة، و قال: و رواه المحدّث الجزائريّ أيضاً في الأنوار النّعمانیّة مرسلاً عن العسكريّ عليه السّلام مثله.
حضرت آیت الله شیخ حیدر تربتی کربلائی

