سؤال- در روایتی آمده: من جدّد قبر اً أو مثّل مثالاً فقد خرج من الإسلام. ( من لا یحضره الفقیه جلد١صفحه١٨٩)- کسی که قبری را نوسازی کند یا صورت جانداری را بکشد از اسلام خارج شده.
نظر حضرت عالی در خصوص روایت مذکور چیست؟
جواب– محمّد تقی مجلسی در شرح فارسی من لا یحضره الفقیه جلد٢ صفحه٥١٢ متن حدیث و شرح آنرا از من لا یحضره الفقیه آورده است و اقوال در اختلاف کلمه: جدّد، وی چنین مینویسد:
روايت كرده: احمد بن محمّد بن عيسى از محمّد بن سنان از ابو الجارود از اصبغ بن نباته كه حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه فرمودند كه: هر كه تجديد كند قبر را يا مثالى بكشد يعنى صورتى از صور مجسّمه يا اعمّ از مجسّمه و غير مجسّمه بكشد و يا بسازد يا شخصى را مقتدا كند كه حق سبحانه و تعالى او را امام و مقتدا نكرده باشد يا هر سه مراد باشد، پس از اسلام بيرون مىرود، اما آخر كه ظاهر است اما باقى بر هر تفسيرى محمول بر مبالغه است يا اگر از روى مخالفت معصوم عمداً كند كه در اين صورت كافر مىشود. و اين حديث به اصطلاح متأخّرين ضعيف است امّا نزد متقدّمين صحيح است چون از كتاب اصبغ بوده است و آن اوّل كتابى بود كه شيعه تصنيف كردند و از جمله اصول است و مشايخ خلاف كردهاند در معنى خبر و لفظ آن امّا صفّار پس او به جيم مىخوانده است و بس، و ابن وليد كه استاد صدوق است و تلميذ صفّار از استاد خود روايت كرده استكه جايز نيست تجديد و تازه كردن قبر و نه گل ماليدن بر آن بعد از آنكه مدتها گذشته باشد و در اول آن را گل ماليده باشند چون در عرف مىگويند كه تازه كرده است قبر را و ليكن اگر شخصى بميرد و قبر او را گل بمالند جايز است كه قبرهاى ديگر را مرمت كنند بىآنكه تجديد كنند و از نو بسازند و حكمتش آن استكه اندراس قبور سبب رقّت زايران است و آن سبب مرحمت صاحبان قبور. و ابن الوليد از استاد ديگرش سعد بن عبد الله نقل كرده استكه او به حاى بىنقطه مىخوانده است به آنكه در نسخه او از كتاب اصبغ نقطه نداشته است يا اگر نقطه داشته باشد ضبط آن نكرده بودند كه از استادان شنيده باشند و نقطه كتاب را تجويز مىكردهاند كه از سهو نسّاخ باشد و بنا بر اين تحديد به معنى تيز كردنست يعنى خر پشته ساختن و احاديث از رسول خدا و ائمّه بسيار وارد شده استكه نمىبايد كه قبر خر پشته باشد بلكه مسطّح و چهار گوشه مىبايد و سنّيان از پسر ابو هريره نقل كردهاند كه او گفته است در كتاب خود كه اگر چه سنّت آن استكه مسطّح و مربّع باشد و ليكن چون شيعه چنين مىكند سنّى على رغم شيعه مُسَنَّم مىكند تا قبر شيعه و سنى از يكديگر امتياز داشته باشد. و ابن وليد از برقى نقل كرده استكه او من جدّث مىخوانده است و جدّث بمعنى قبر است و نمىدانيم كه مراد او چيست و مرادش ظاهر است كه يعنى قبر را قبر كند كه نبش قبر كند كه ميّتى ديگر در آن بگذارد و ليكن قانون قدما نبوده استكه از كسى تا مراد او را نشنوند بگويند كه مراد او اينست و اين را نشنيده بودند. و ابن وليد گفته استكه آنچه اعتقاد من است آنست كه جدّد به جيم است و معنى او نبش قبر است زيرا كسى كه نبش قبر كند او را قبر كرده است و ما را محتاج گردانيده كه آن را تازه كنيم پس ابن وليد لفظ صفّار را اختيار كرده است و معنى برقى را.
و صدوق گفته استكه من مىگويم كه تجديد به آن معنى كه صفار گفته است و تحديد به حاى مهمله كه سعد خوانده است و جدّث كه برقى گفته است همه حق است به حسب واقع چون همه از حيثيّت احاديث ديگر ثابت است و داخل است در معنى اين حديث چون ظنّ خوب به مشايخ مقتضى آن استكه اين معانى را ايشان از معصوم شنيده گفته باشند و هر كه مخالفت امام كند از روى عناد و تازه كردن قبر و خرپشته ساختن و شكافتن قبر و يكى از اينها را حلال داند پس از اسلام به در رفته است و اعتقاد من آن استكه آن حضرت فرموده است كه هر كه مثالى بكشد يعنى بدعتى قرار بدهد و مردمان را به آن بدعت دعوت كند يا دينى وضع كند از اسلام بدر مىرود و آنچه من مىگويم از روى اخباری استكه از ائمّه هدى صلوات الله عليهم بمن رسيده است اگر درست گفتهام حقّى است كه حق سبحانه و تعالى بر زبانهای ايشان جارى كرده است در ضمن اخبار و اگر خطا كردهام از من شده است.
و احتمال دارد مرادش اين باشد كه چون ائمّه هدى صلوات الله عليهم رخصت اجتهاد در حديث دادهاند و اجتهاد احتمال غلط دارد پس اگر حق گفتهام ايشان فرموده بودند پس آن حق از گفته ايشان است به حسب واقع و اگر خطا كرده باشم خطائى است كه از من صادر شده است. و تاويل كلام صدوق به نحوى كه ممكن بود كرده شد و صدوق به مراد خود اعلم است و الله العالم.
و شيخ مفيد رضى الله عنه به خاء معجمه خوانده است، به معنى شكافتن قبر كه ميّتى ديگر در آن بگذارند يا به واسطه دزديدن كفن و غير آن.
و شيخ طوسى رحمه الله گفته استكه هر يك از اين معانى محتمل است و حق سبحانه و تعالى اعلم است و كسى كه خبر را فرموده است و اين معنى حق است پس بنا بر گفته شيخ طوسى از چنين خبرى كه اينهمه احتمال در او رود و مضبوط نباشد عمل نتوان كرد اما چون در نسخ تهذيب و غيره چون خبر به عنوان جيم مضبوط است دور نيست كه عمل به آن توان كرد كه قائل شوند به كراهت تجديد و امّا تسنيم پس ظاهر است كه باطل است و احاديث ما در تربيع و مسطّح كردن كه خلاف تسنيم است مستفيض است. تمام شد شرح جامع مجلسی.
و به نظر میرسد که روایت مزبور تاویلی داشته باشد که آنرا شیخ صدوق در کتاب دیگر خود کتاب معانی الأخبار: ص١٨١ ح۱ به سند خود از امام صادق علیه السّلام آورده است. روایت نموده استکه حضرت امام جعفرصادق علیه السّلام فرموده باشند:
«مَنْ مَثَّلَ مِثالاً أَوِ اقْتَنىٰ كَلْباً فَقَدْ خَرَجَ مِنَ الْإِسْلامِ».
شخصى كه مجسّمهاى بسازد يا از سگی نگهدارى كند از اسلام بيرون رفته است.
پس به حضرت گفته شد: بنابر این بسیاری از مردم هلاک گردیدهاند؟! فرمود:
«لَيْسَ حَيْثُ ذَهَبْتُمْ إِنَّما عَنَيْتُ بِقَوْلي: مَنْ مَثَّلَ مِثالاً مَنْ نَصَبَ ديناً غَيْرَ دينِ اللهِ وَ دَعَا النّاسَ إِلَيْهِ، وَ بِقَوْلي مَنِ اقْتَنىٰ كَلْباً عَنَيْتُ مُبْغِضاً لَنا أَهْلَ الْبَيْتِ اقْتَناهُ فَأَطْعَمَهُ وَ سَقاهُ، مَنْ فَعَلَ ذٰلِكَ فَقَدْ خَرَجَ مِنَ الْإِسْلامِ».
چنان كه شما پنداشتهايد نيست، بلكه مقصود من از گفتهام (پيكره ساز) شخصى است كه دينسازى كند، و غير دين خدا آئين ديگرى درست كند و مردم را به آن دعوت نمايد، و مقصودم از شخصى كه سگى نگهدارى نمايد كسى است كه دشمن و كينهتوز ما خاندان رسالت را نگهدارى نمايد و به او آب و غذا دهد، هر كس چنين كارى بكند از مرز اسلام خارج گشته است.
حضرت آیت الله شیخ حیدر تربتی کربلائی
