بدعت در عزاداری
بدعت در عزاداری
بسم الله الرّحمان الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین
برای اخذ معارف، همه آنچه که مربوط به خداوند تعالی و جمیع مخلوقات و عوالم و تکوین و تشریع است، باید به سوی خالق تعالی توجه کنیم و آن حضرت نیز ما را امر فرموده که به سوی حجج الهی برویم و تنها طریق آنها هستند چنانکه میفرماید: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ[۱]، و از جمله امور، کیفیت برگزاری مجالس عزاداری و بزرگداشت ایام فرح و حزن حضرات معصومین علیهم الصّلوة است که قول و فعل و تقریر آنها در این امر حجّت است و لا غیر.
کسی که به راستی و از روی دلیل به حضرات معصومین علیهم الصّلوة و السّلام اعتقاد و ایمان دارد و جایگاه آنان را مؤمن است، هرگز براساس هوای نفس خود و یا دیگران و یا شیطان لعین از سنّت مطهّره اهلبیت نبوت علیهم السّلام روی نمیگرداند بلکه تسلیم محض آن حضرات میگردد، نه پیش میافتد و نه به بیراهه رفته و از دیگران متابعت میکند بلکه محمّد و آلمحمّد علیهم الصّلوة و السّلام را در رأس همه امور قرار میدهد، مرجع وحید خود را در تمام امور دین و دنیا و آخرت، از معارف و فقه گرفته تا اخلاق و سایر شئونات زندگی فردی و اجتماعی، آنان میداند؛
قرآن کریم میفرماید: «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى * عَلَّمَهُ شَديدُ الْقُوى ـ (پیامبرخدا) از روی هوای نفس و خوشامد شخصی سخن نمیگوید * (بلکه) جز وحیای که با ایشان نازل میشود، نمیگوید * که خداوند «شدید القوی» به او آموخته است» [۲]
همچنین میفرماید: «وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ ـ آنچه را پیامبر به شما داد، بگیرید و بدان ملتزم باشید و از آنچه شما را بازمیدارد، دست بردارید»[۳]
بیان کننده وحی تنزیلی اهلبیت عصمت صلوات الله علیهم هستند: «… وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ـ .. قرآن را بر تو فروفرستادیم تا تو برای مردم تبیین نمایی آنچه را به سوی ایشان فروفرستاده شده است، باشد تا اندیشه کنند»[۴]؛
الگوی تمام عیار در همه امور از جمله عزاداری اهلبیت علیهم السّلام، باید رسولالله و اهلبیت حضرت باشند. آنان در رفتار و گفتار و تقریر خود، گریه و جزع و فزع و لطم و ذکر فضائل و مناقب و مصائب و احیاء امر خود را تأیید فرمودهاند و از رفتارهای سرشار از بدعت صوفیان ضالّ مضلّ، از قبیل حرکات ناشایست سماع مانند و هو کشیدن ـ که یقیناً کفر است ـ نهی فرمودهاند. در این باره، نکته قابل توجه اینکه، اهل قصور و تقصیر، نکوهش شدهاند لکن درباره غلات (اهلغلو، غالیان)، صراحتاً از آنان بیزاری جسته و ایشان را مشرک اعلام فرمودهاند.
غالیان یعنی کسانی که برای اهلبیت قائل به مقام الوهیت هستند، یعنی اهلبیت را خدا یا بخشی از خدا میدانند. البته گاهی نیز معتقد به حلول خداوند در کالبد ایشان میشوند و ایشان را فانی شده در ذات الله میدانند و نعوذ بالله من ذلک. اینها مراسم بسیار سنگینی برای عزاداری اهلبیت و ایام موالید ائمّه اطهار علیهم الصّلوة و السّلام برگزار میکنند اما معتقدند که مثلاً اگر سینه بزنند یا اشک بریزند، هر گناهی هم بکنند دیگر هیچ ایرادی ندارد. یعنی حرام خدا را حلال میشمارند با دستاویز قرار دادن اینکه اصل معرفت اهلبیت است و از ما طاعت نخواستهاند در حالی که امام صادق علیه السّلام در حدیث شریفی اعلام فرمودند: کسانی که اعتقاد دارند دین تنها معرفت است و عمل به طاعات و ترک معاصی و محرمات در موقع معرفت خواسته نشده، مشرک بیّن الشرک هستند و از آنان اعلان بیزاری نمودند.[۵]
حضرات معصومین علیهم السّلام میفرمایند: آنگاه که سنتی ترک شود بدعتی عمل گردد.[۶] و دقیقاً همین است، اینکه با توجیهات نفسانی معصومین علیهم السّلام را خلق بنامیم و از جایگاه مخلوقیت بیاندازیم ـ که گویندگان این سخنان نیز نمیدانند چه میگویندـ به یقین به کفر رفته و مشرک شدهایم و ترک طاعات و عمل به محرّمات برای ما توجیهپذیر خواهد شد ـ چنانچه بارها از جماعت غلات شنیدهایم ـ.
حضرات معصومین علیهم صلوات الله، اوّل ما خلق الله هستند و در احادیث اهلبیت علیهم السّلام است که هیچکس به معرفت کامل نسبت به حضرات معصومین نخواهید رسید و این راه بسته است لکن به این معنی نیست که ـ نستجیر بالله ـ آنان خالق هستند، بلکه مخلوق و مسبوق به عدماند؛ با وجود اینکه ارتفاع آنان جوهری و ذاتی است، با طاعت خدای تعالی و ترک نافرمانی خدا رسیدهاند به آنچه رسیدهاند و تا آخرین لحظه نیز در اقامه صلوة و سایر طاعات پیشتاز بودهاند. در تمامی ظواهر و بواطن، مطیع الله تعالی و شدیداً از نافرمانی آن حضرت روگردان بودهاند.
و مایه تأسّف بسیار است که برخی از کسانی که اظهار مودّت به اهل بیت علیهم السّلام میکنند، اعمال سرشار از بدعت و کفر دشمنان اهلبیت چون غلاة، علی اللّهیها و حسین اللّهیها و صوفیان را ـ که همه در صف یزید لعین هستند ـ یا حلاج مرتد را ـ که ادعاهای چندی کرد و کار او تا ادعای خدایی نیز رسید ـ الگوی خود قرار میدهند و با این کارها خود را از رحمت الهی محروم نموده و خداوند تعالی و اولیاء آن حضرت را میآزارند.
امید است خداوند تعالی همه ما را هدایت نماید و از بدعت های آخرالزمان مصون فرماید و توفیق طاعت و ترک معصیت ولیّ الله الأعظم الحجّة بن الحسن المهدی صلوات الله وسلامه علیه را به ما مرحمت فرماید.
و السلام علی من اتّبع الهدی
تاسع عشر شهر رمضان المبارک۱۴۳۱
حیدر حسین التربتي الکربلایي عفی الله عنه و عن والدیه آمین
[۱] – سوره(١٦) النحل آیه٤٤ و سوره(٢١) الأنبياء آیه٨.
[۲] – سوره (٥٣) النجم آیات٤ الی٦.
[۳] – سوره (۵۹) الحشر آیه۸٫
[۴] – سوره (۱۶) النحل آیه۴۵٫
[۵] – بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار:۲۴/۲۸۶ب۶۶ح۱ عن بصار الدرجات: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الرَّبِيعِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ صَبَّاحٍ الْمَدَائِنِيِّ عَنِ الْمُفَضَّلِ أَنَّهُ كَتَبَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام فَجَاءَهُ هَذَا الْجَوَابُ مِنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام: أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي أُوصِيكَ وَ نَفْسِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ طَاعَتِهِ…أُخْبِرُكَ أَنَّهُ مَنْ كَانَ يَدِينُ بِهَذِهِ الصِّفَةِ الَّتِي كَتَبْتَ تَسْأَلُنِي عَنْهَا فَهُوَ عِنْدِي مُشْرِكٌ بِاللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَيِّنُ الشِّرْكِ لَا شَكَّ فِيه… .
[۶] – الكافي:١/٥٨باب البدع و الرأي و المقاييس …ح۱۹- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام عَنِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ فَقَالَ: حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا يَكُونُ غَيْرُهُ وَ لَا يَجِيءُ غَيْرُهُ. وَ قَالَ قَالَ عَلِيٌّ علیه السّلام: مَا أَحَدٌ ابْتَدَعَ بِدْعَةً إِلَّا تَرَكَ بِهَا سُنَّةًـ زرارة گويد از امام صادق (ع) راجع بحلال و حرام پرسيدم فرمود: حلال محمّد هميشه تا روز قيامت حلالست و حرامش هميشه تا روز قيامت حرام، غير حكم او حكمى نيست و جز او پيغمبرى نيايد. و على (ع) فرمود هيچ كس بدعتى ننهاد جز آنكه بسبب آن سنتى را ترك كرد.
نهجالبلاغة:۲۰۲ خطبه ۱۴۵: وَ مَا أُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ إِلَّا تُرِكَ بِهَا سُنَّةٌ فَاتَّقُوا الْبِدَعَ وَ الْزَمُوا الْمَهْيَعَ إِنَّ عَوَازِمَ الْأُمُورِ أَفْضَلُهَا وَ إِنَّ مُحْدِثَاتِهَا شِرَارُهَاـ هيچ بدعتى را پديد نياوردند، جز كه با آن سنّتى رها گردید. پس از بدعت بپرهیزيد، و راه راست را بپيماييد. نيكوترين كارها سنّتى است كه ديرينه است، و بدترين، آنچه نو پديد آمده است.
حضرت آیت الله شیخ حیدر تربتی کربلائی

