سؤال- اگر پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله رحمة للعالمین است چگونه در بنی قریظه ۹۰۰ یا ۷۰۰ نفر از خائنین را گردن زد و زن و بچههای آنها را به اسارت گرفت؟
جواب- با ذکر مطالبی پاسخ معلوم میگردد: همانطور که در سخنان شما به اینجانب عنوان نمودید: این سؤالات را از برخی جاهلان خودباخته به سایتها و شبکههای ملحد نقل مینمایید.
سر آغاز این پرسش از یهود است، و برخی از مستشرقان پیشتر در کتابهای خودشان مطرح نمودهاند، حدیث سازان مزدور اخبار دروغی را ساخته و پرداختهاند تا از اسلام و رهبران آن چهرهای خشن و خونریز و بیرحم تصویر کنند، و آن اخبار متضاد و دروغ اکنون نیز دستاویز دشمنان اسلام گردیده است. يكى از حوادثى که در تاریخ اسلام پيش آمده كه اگر مددهای الهی و تدبیر رسولالله صلّی الله علیه و آله نبود مساوى با نابودى اسلام نو پا میگردید حادثه جنگ خندق است، در سال پنجم هجرت غزوه «احزاب» رخ داد، در آن سال کفّار و مشرکین با ده هزار نفر رزمنده به قصد نابودى كامل اسلام آمده بودند، با لطف الهی اين توطئه خنثی گردید و نتوانست ريشه اسلام را بكند، با هزاران شمشير زن به مدينه حمله آوردند ولی نتوانستند به داخل مدينه نفوذ كنند و تنها راه نفوذ دشمن قلعه یهود بنى قريظه بود، يهوديان بنىقريظه، با پيامبر اسلام پيمان بسته بودند كه با دشمنان او همكارى نكرده، به نفع آنها جاسوسى نكنند و با مسلمانان همزيستى مسالمتآميز داشته باشند، و مسلمانان از بابت آنان آسوده خاطر بودند. مشرکین به فكر استفاده از بنى قريظه افتادند و بنى قريظه هم در خلوت به آنان قول همكارى دادند، و پيمان خود را با مسلمانان شكستند و با اعلام پشتيبانى با دشمنان اسلام، به مشركان عرب پيوستند و در برابر مسلمانان ايستادند. نقشه ابتدائى بنىقريظه اين بود كه در آغاز كار شهر مدينه را غارت كنند، و زنان و كودكان مسلمان را كه به خانهها پناهنده شدهاند مرعوب سازند، و اين نقشه را در مدينه به تدريج عملى كردند. مأمورانی از بنىقريظه به صورت مرموز در شهر به تردّد پرداختند، فاش شدن اين خيانت و هم دوشى يهوديان داخل مدينه، با ده هزار دشمنى كه براى نبرد با مسلمانان آمده بودند، در تضعيف روحيه برخى از مسلمانان مؤثر بود كه با تدبير پيامبر صلى الله عليه وآله، اين خيانت، خنثى شد. بنى قريظه غیر از نقض پيمان و خيانت به مسلمانان، دو کار بسیار زشت دیگری را نیز انجام دادند: یکی رساندن آذوقه و خواربار به سپاه احزاب. دیگر اینکه در داخل شهر مدینه و در ميان پناهگاه زنان و غير نظاميان ايجاد رعب نمودند و تصميم براى حمله شبانه به آنان گرفتند كه از سوى رسول خدا خنثى شد. رسولالله صلّی الله علیه و آله به روشی خاص جلو اين توطئه را گرفته و مانع نفوذ دشمن شدند، و مأمور اطلاعاتى مسلمانان به پيامبر گزارش داد، كه بنىقريظه از قريش و غطفان دو هزار سرباز خواستهاند تا از داخل دژ وارد مدينه شوند، و مدينه را غارت كنند. اين خبرموقعى رسيد كه مسلمانان سرگرم حفاظت كرانههاى خندق بودند كه مبادا دشمن از آن عبوركند. پيامبر فوراً، دو افسر، به نام زيد بن حارثه و مسلمه ابن اسلم را با پانصد سرباز مأمور كرد كه در ميان شهر به گردش بپردازند و تكبيرگويان از تجاوزات بنىقريظه جلوگيرى كنند تا زنان و كودكان با شنيدن صداى تكبير آرام بگيرند. پس از پیروزی مسلمانان بر مشرکین، و عقبنشينى كفار، خداوند فرمان داد كه به بنىقريظه بی درنگ حمله كنيد و پيامبر هم چنین كرد مسلمانان نيز بلافاصله آماده جنگ شدند و به سرعت قلعههاى محكم بنىقريظه را در حلقه محاصره خود در آوردند. اين محاصره، بيست و پنج روز به طول انجاميد. و بنى قريظه تسليم نشدند و به جاى عذر خواهى بر طبل جنگ كوبيدند ولی نتوانستند با مسلمان بجنگند و شكست خوردند. عقل سالم حکم میکند که بايد با اين قوم چگونه رفتار كرد؟ با اين مردمى كه خواهان ريشه كن شدن اسلام هستند؟ با اين حال پيامبر خدا قضاوت در باره آنان را به خودشان سپرد و آنان سعد بن معاذ را براى داورى انتخاب كردند و سعد هم داورى كرد كه همه مردان جنگى كشته شوند، و فرزندان و زنانشان اسیر و اموالشان تقسیم گردد، پيامبر هم همين داورى را اجرا كرد. و برخی از آنان با قبول اسلام نجات یافتند. گروهى از يهوديان با پذیرفتن اسلام از مرگ نجات يافتند و حیّ بن احطب، رئيس قبيله بنىنضير نيز كه در جريان اين خيانت بزرگ حضور داشت، كشته شد. قرآن درباره عاقبت اين خيانت يهوديان میفرماید:
«وَ أَنْزَلَ الَّذينَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَياصيهِمْ وَ قَذَفَ في قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَريقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْݥسِرُونَ فَريقاً * وَ أَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِيارَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُها وَ كانَ اللّٰهُ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَديراً».[۱]
و خداوند گروهى از اهل كتاب [يهود] را كه از آنان [مشركان] حمايت كردند، از قلعههايشان پايين كشيد و در دلهايشان رعب افكند [و كارشان به جايى رسيد كه] گروهى را مىكشتيد و گروهى را اسير مىكرديد و زمينها و خانهها و اموالشان و زمينى را كه در آن پا ننهاده بوديد، در اختيار شما گذاشت و خداوند، بر هر چيزى تواناست.
نکات دیگری لازم به ذكر است: پيشتر پيامبر صلّى الله عليه و آله، دو بار از نقض عهد يهوديان گذشته بود گرچه خطاى يهوديان بنىقينقاع و بنىنضير، در حد جرم بنىقريظه نبود زیرا آنان در بدترين شرايط، خيانت و نقض پيمان كردند. و پيامبر، داورى را به عهده سعد گذاشتند و بنىقريظه، به اين داورى رضايت دادند. پيامبر نيز بنا بر نقل واقدی فرمود: حكم سعد، مطابق حكم خداوند است. و داورى سعد معاذ، با تورات همخوانى داشت و احتمالاً سعد به علّت ارتباط نزديك با يهود، از قوانين جزايى آنها آگاهى داشته است. و پس از تمام شدن فتنه بنىقريظه، سرزمين مدينه براى هميشه از لوث وجود اين دشمنان سرسخت و لجوج پاك گرديد و نقشه آتى مشركان نيز ناكام ماند. لازم به ذکر است که بنو قریظه قصد داشتند با کمال بی رحمی زنان و کودکان و مردان بی دفاع مسلمان مدینه را بکشند و اساس اسلام را از میان بردارند، آیا برای خائنانی این چنین چه حکمی رواست؟ دیگر اینکه آنان سابقه خوبی در همزیستی با مسلمانان نداشتند و پیش بینی خیانت مجدد آنان میشد. و اینکه: برخى از نويسندگان مسلمان كشتار اسرای بنی قریظه را منکر شده و برخی ترديد كردهاند و آنرا به اين صورت درست ندانستهاند. براى بررسى كامل اين حادثه به كتاب تاريخ تحليلى و سياسى اسلام نوشته على اكبر حسنى ص۲۳۴ به بعد مراجعه كنيد. و دكتر سيد جعفر شهيدى هم در كتاب تاريخ تحليلى خود اين داستان را به اين صورت كه در تاريخ آمده قبول نكرده است. و برای تحقیق دقیقتر به کتاب: الصّحیح من سیرة النّبيّ الأعظم: ج۱۲ مراجعه کنید. به این منابع نیز مراجعه شود: السّيرة الحلبيّة: ج۲ ص۶۴۷ و ۶۳۶ و فروغ ابديّت: ج۲ص۶۲۱ و الطّبقات الكبرى: ج۲ ص۷۴- ۷۸ و السّيرة النّبويّة: ج ۳ ص۲۵۶ و سيره رسول خدا صلّى الله عليه و آله: ص۵۶۹ و المغازى، الواقدي: ج۲ ص۵۱۲ و تاريخ اسلام، مهدى پيشوايى: ص۲۶۰ و تاريخ تحليلى اسلام، سيد جعفر شهيدى: ص۷۳٫
[۱] – سوره (۳۳) الأحزاب آيه ۲۶ و ۲۷٫
حضرت آیت الله شیخ حیدر تربتی کربلائی

