بیانیه محرم الحرام ۱۴۳۷ قمری

بیانیه محرم الحرام 1437 قمری

بیانیه محرم الحرام ۱۴۳۷ قمری

بسݡم الله

ربݡّ الحݠسݡیݡن سیّدالشّهݠداء

سلام الله عݡلݡیݠهم

باز صدای  زنگ قافله به گوش دل های حسینی می رسد، قافله سالار، آن یگانه ای که سرور آزادگان و شهیدان است و نام او… نامی که دلهای دوستدارانش را به تپش واداشته، نامی که قرین لرزش اشک در دیدگان منتظران است: سرور یگانه ما «حسین صلوات ݣݣݣالله ݣݣݣعلیه».

ماه محرم ی دیگر از راه می رسد و شور است که در رگ های تک تک ما می جوشد و همراه با تمام عالم ملکوت، دلها اندوهگین و نداها به شیون و ناله بلند است، در جایی که: «…فَانْزَعَجَ‏ الرَّسُولُ‏ وَ بَكىٰ قَلْبُهُ الْمَهُولُ، وَ عَزّاهُ بِكَ الْمَلائِكَةُ وَ الْأَنْبِياءُ، وَ فُجِعَتْ بِكَ أُمُّكَ الزَّهْراءُ، وَ اخْتَلَفَتْ جُنُودُ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبينَ، تُعَزِّي أَباكَ أَميرَ الْمُؤْمِنينَ، وَ أُقيٖمَتْ لَكَ الْمَآتِمُ في أَعْلىٰ عِلِّيّٖينَ، وَ لَطَمَتْ عَلَيْكَ الْحُورُ الْعٖينُ، وَ بَكَتِ السَّماءُ وَ سُكّانُها، وَ الْجِنانُ وَ خُزّانُها…»[۱] کجا جای سستی و سهل انگاری است؟

شعائر

هر چند شعائر همیشه و هر لحظه باید اقامه گردد اما در هنگامه پیش رو، نمود تعظیم شعائر بسیار پررنگ تر است، شعائری که بایسته و شایسته بسیار دارد: رعایت ادب و آداب مهرورزی، بایسته های تعظیم شعائر است و برگزاری شکوهمندانه آن، شایسته این مراسم هدف قرار گرفتن شیعه و تشیع از همه جوانب و از جمله در شعائر، نشان از جایگاه عظیم و رفیع آن دارد. هجومی که دشمن از طریق فرقه سازی و ایجاد درگیری و تفرقه صورت می دهد. هجومی که با نفوذ در شعائر و منحرف نمودن آن از مسیر خویش انجام می شود. هجومی که درصدد پوچ نمودن عقیده شیعه از درون است؛ واقعیت این است که مذهب ما از همین طریق شناسانده می شود و اندکی تأمّل می طلبد تا علت تأکید اهل بیت علیهم السّلام را در این زمینه دریابیم. باید مراقب انتساب خویش به امام باشیم و به خصوص در این هنگامه که موضوع تعظیم شعائر بسیار به چشم می آید.

شناخت فتنه های دشمنان

مبادا به دام فتنه ها مبتلا شویم. باید تمام حواس خویش را یک جا متمرکز کنیم: بر روی شناخت و یاری امام غریبی که قرن هاست مصیبت زده و چشم انتظار است. آنچه از این دایره بیرون باشد، دامی است که دشمن برای نابودی راه منتقم آل محمّد صلوات الله علیهم اجمعین، گسترده است.

سرآغاز فتنه ها

مهم ترین نکته ای که باید دریابیم همین است، اینکه بدانیم آنچه مردم را به گمراهی و بیچارگی کشید، عدم شناخت امام بود، و هست، امام حق را باید بشناسیم که تنها او ما را به سوی خالق هدایت می کند، تنها اوست که حق را می شناسد و می شناساند.

شناخت امام

باید امام را بشناسیم، جایگاه او را در نظام تکوین و تشریع بدانیم تا بتوانیم راه های یاری او را بیابیم…و اینکه  اکنون که دست هایمان از دامان امام کوتاه است، چگونه یاری اش کنیم؟ و چگونه خود را در لشکر او جای دهیم؟

نصرت امام

راه نصرت امام پاک بودن است، امام پاک است و تنها پاکان را گرد خویش جمع می کند چنان چه می فرماید: «أَلا وَ إِنَّكُمْ لا تَقْدِرُونَ عَلىٰ ذٰلِكَ وَ لٰکِنْ أَعينُوني بِوَرَعٍ وَ اجْتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدادٍ»[۲] لیاقت عزاداران اهل بیت علیهم السّلام مقامی است که با تعظیم شعائر الله به آن دست می یابند مقامی به عظمت عزیز نمودن اهل بیت در میان مردم، طوری عمل کنیم که مایه زینت اهل بیت عصمت علیهم السّلام باشیم که فرمودند: «…حَبِّبُونا إِلَى‏ النّاسِ‏ وَ لا تُبَغِّضُونا إِلَيْهِمْ، جُرُّوا إِلَيْنا كُلَّ مَوَدَّةٍ وَ ادْفَعُوا عَنّا كُلَّ قَبيحٍ، فَما قٖيلَ فٖينا مِنْ خَيْرٍ فَنَحْنُ أَهْلُهُ، وَ ما قٖيلَ فٖينا مِنْ شَرٍّ فَوَ اللَّهِ ما نَحْنُ كَذٰلِك‏…[۳]» الگوی ما، مولایی یگانه است،  

مولای یگانه

یگانه ای چنان که به درگاه الهی «كَما عَمِلَ بِطاعَتِكَ وَ نَهىٰ عَنْ مَعْصِيَتِكَ وَ بالَغَ‏ في‏ رِضْوانِكَ‏ وَ أَقْبَلَ عَلىٰ إِيمانِكَ غَيْرَ قابِلٍ فٖيكَ عُذْراً سِرّاً وَ عَلانِيَةً يَدْعُو الْعِبادَ إِلَيْكَ وَ يَدُلُّهُمْ عَلَيْكَ وَ قامَ بَيْنَ يَدَيْكَ يَهْدِمُ الْجَوْرَ بِالصَّوابِ وَ يُحْيِي السُّنَّةَ بِالْكِتابِ فَعاشَ في رِضْوانِكَ مَكْدُوداً وَ مَضىٰ عَلىٰ طاعَتِكَ وَ في أَوْلِيائِكَ مَكْدُوحاً» ارباب مهربانی که «يَهْدِمُ الْجَوْرَ بِالصَّوابِ» با نیکویی، بدی را نابود ساخت «وَ يُحْيِي السُّنَّةَ بِالْكِتابِ… » و لحظه لحظه های عمر را در راه رضای الهی سپری نمود: «فَعاشَ في رِضْوانِكَ مَكْدُوداً» و در راه رضای الهی جان سپرد: «وَ مَضىٰ عَلىٰ طاعَتِكَ وَ في أَوْلِيائِكَ مَكْدُوحاً» و چه سرمایه ای از دست رفت «وَ قَضىٰ إِلَيْكَ مَفْقُوداً لَمْ يَعْصِكَ في لَيْلٍ وَ لا في نَهارٍ بَلْ جاهَدَ فٖيكَ الْمُنافِقٖينَ وَ الْكُفّارَ…»[۴] دست نیاز بر دامان ارباب کریم خویش برمی آوریم تا با یاری طلبیدن از پروردگار یکتا و کسب توفیق الهی، نام ما را نیز در طومار عزادارن خویش ثبت کنند، به حقّ حرمت خودشان به درگاه الهی…

گل نرجس به کجایی؟

به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است ز جنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم، مگر این روز و شبِ رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی، به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای حقّ مجسم؟ که به جای نم شبنم، بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت؟ نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت؟ به فدای نخ آن شال سیاهت؟ به فدای رخت ای ماه! بیا، صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و  این بزم تویی، آجرک الله! عزیز دو جهان یوسف در چاه، دلم سوخته از آه، نفس های غریبت، دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپر شده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج، نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان  صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت  ببری تا بشوم کرب و بلایی؟ ببین در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد، نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این غمزده بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد… تو کجایی؟ تو کجایی؟ شده ام باز هوایی، شده ام باز هوایی…  گریه کن ،گریه و خون گریه کن آری، که هر آن مرثیه را خلق شنیده است، شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است و ببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است که این روضهء مکشوف لهوف است، عطشِ بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش، همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است، ولی حیف که ارباب «قَتیلُ الْعَبَرات»[۵] است، ولی حیف که ارباب «أَسیرُ الْکُرُبات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنهء یار است و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «وَ الشِّمْرُ»‏[۶] خدایا چه بگویم؟… ارباب دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خودت غرق عزایی، تو خودت کرب و بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی … تو کجایی… به فدای دل پرخون و عزادار تو مولای غریبم… تو کجایی؟ تو کجایی؟… .

محرّم الحرام ۱۴۳۷ عشّ آل محمّد صلّی الله علیهم قم المقدّسة

عبدهم الشیخ حیدر حسین التربتي الکربلائي


[۱] – بخشی از زیارت ناحیه مقدّسه: المزار الكبير لابن المشهدی: ص۵۰۶ الزیارة۹، بحار الأنوار: ج۹۸ ص۳۲۳ ب۲۴٫

[۲] – نهج البلاغة: ص۴۱۷ نامه۴۵ و إرشاد القلوب: ج۲ ص۲۱۴، بحار الأنوار: ج۳۳ ص۴۷۴ ب۲۹ ح۶۸۶٫

[۳] – الحكايات : ص۹۳و الفقه المنسوب الرضوی عليه السلام: ص۳۵۶ ب۹۵و غرر الأخبار: ص۳۷۵ فصل۳۴ و أعلام الدين: ص۱۴۳٫ ر.ک. دعائم الإسلام: ج۱ ص۵۷ و صفات الشيعة: ص۲۸ ح۳۹ و السرائر: ج۳ ص۶۵۰ و مشكاة الأنوار: ص۱۴۶ فصل۱۰٫

[۴] – بحار الأنوار: ج۹۸ ص۲۲۵ ب۱۸ ح۳۴ و ج۹۹ ص۲۲۲٫

[۵] – كامل الزّيارات: ص۱۰۸ ب۳۶ ح۳و۴و۵و۶قال الإمام الحسین علیه السّلام: «أَنَا قَتيلُ‏ الْعَبْرَةِ لا يَذْكُرُني مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَرَ (بَکیٰ)».

الأمالی للصدوق: ص۱۳۷ مجلس۲۸ ح۷ و روضة الواعظين: ج۱ ص۱۷۰ و مناقب آل أبي طالب عليهم السّلام: ج۴ ص۸۷ عنه علیه السّلام قال: «أَنَا قَتيلُ‏ الْعَبْرَةِ لَا يَذْكُرُنِي مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَر».

كامل الزيارات: ص۱۰۸ ب۳۶ ح۷، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال: ص۹۸ عنه علیه السّلام قال: «أَنَا قَتيلُ‏ الْعَبْرَةِ قُتِلْتُ مَكْرُوباً وَ حَقيقٌ عَلَيَّ أَنْ لا يَأْتِيَني مَكْرُوبٌ قَطُّ إِلّا رَدَّهُ اللَّهُ وَ أَقْلَبَهُ إِلىٰ أَهْلِهِ مَسْرُوراً».

[۶] – المزار الكبير (لابن المشهدي): ص۵۰۵ الزیارة۹، بحار الأنوار: ج۹۸ ص۳۲۲ ب۲۴: «…وَ الشِّمْرُ جالِسٌ‏ عَلىٰ‏ صَدْرِكَ، مُولِغٌ سَيْفَهُ عَلىٰ نَحْرِكَ، قابِضٌ عَلىٰ شَيْبَتِكَ بِيَدِهِ، ذابِحٌ لَكَ بِمُهَنَّدِهِ‏، قَدْ سَكَنَتْ حَواسُّكَ، وَ خَفِيَتْ أَنْفاسُكَ، وَ رُفِعَ عَلَى الْقَنا رَأْسُكَ، وَ سُبِيَ أَهْلُكَ كَالْعَبيدِ، وَ صُفِّدُوا فِي الْحَديدِ، فَوْقَ أَقْتابِ‏ الْمَطِيّاتِ، تَلْفَحُ وُجُوهَهُمْ حَرُّ الْهاجِراتِ‏، يُساقُونَ فِي الْبَراري وَ الْفَلَواتِ، أَيْدٖيهِمْ مَغْلُولَةٌ إِلَى الْأَعْناقِ، يُطافُ بِهِمْ فِي الْأَسْواقِ».


حضرت آیت الله شیخ حیدر تربتی کربلائی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *