آیا علم معصومین علیهم السّلام کامله یا به آن افزوده میشه؟

سؤال – روایاتی بر این مضمون می‌باشند که ائمّه علیهم السّلام در کارهای خود  مشورت می‌کردند و یا مطلبی را از دیگران می‌پرسیدند و یا عملی را انجام می‌دادند که به حسب ظاهر با آگاهی از غیب منافات داشت، و یا إظهارات دیگر که دیگران را به تردید می‌انداخت، و هم‌چنین در بعضی از روایات دارد که بر علم معصومین در مواقعی افزوده می‌شود، از ظاهر روایات استفاده می‌شود که آن علم را آن‌ها علیهم السّلام نداشته‌اند و به آن‌ها داده می‌شده است. در مقابل این دسته از روایات،  روایات دیگری وجود دارد که ائمّه علیهم السّلام علم غیب و علم به گذشته و آینده تا قیامت را دارا می‌باشند، این دو دسته روایات چگونه قابل جمع می‌باشند؟

جواب- تمامی آنچه را ذکر نمودید دلالت بر چندین مورد دارد:

۱- این‌که حضرات اهل بیت عصمت و نبوّت علیهم الصلوة و السّلام به ذات خود و مستقل از ذات خالق تبارک و تعالی، چیزی ندارند.

۲- آنچه می دانند به تعلیم خداوند است.

۳- و آنچه را که خداوند بخواهد و به آنان بدهد، می دانند.

۴- و این‌که إفاضات علمی حضرت الله تعالی به آنان مستمرّ است.

۵- و این‌که آن‌چه از علم خداوند تعالی از ذات او به فعل و عالم أسماء و صفات آید به آنان می دهد.

۶- و علم باری تعالی منتهایی ندارد.

۷- و از آن‌جایی که حضرات محمّد و آل محمّد صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین حجاب الله و واسطه جمیع فیوضات الهی به خلق هستند تمامی علومی که خداوند اراده کند به عالم مخلوقات برسد به آنان داده می‌شود، که آنان مدینه علم و خزینه آن می‌باشند.

۸- و برخورد معصومین علیهم السّلام با افراد حسب سعه وجودی و قابلیّت آنان و حسب معرفتشان بوده و می‌باشد.

۹- و جهت دیگر آن ظروف تقیّه بوده است، و گاهی نیز برای جلوگیری از به غلوّ افتادن افراد کم ظرفیّت بوده است.

۱۰- و بعضاً برای إستکمال ضعفاء بوده است.

آنان که خلیفه خداوند تعالی و واسطه برای تربیت خلق هستند، باید بر خلق و شرع ولایت داشته باشند، بدین جهت است که فرموده‌اند:

«الْحُجَّةُ قَبْلَ‏ الْخَلْقِ،‏ وَ مَعَ الْخَلْقِ، وَ بَعْدَ الْخَلْقِ».

حجّت خدا پيش از خلق بوده، و با خلق است، و بعد از خلق‏ هم می‌باشد.

حجج الله قبليّت و سبقت وجودى ذاتى و موهوبتى دارند، و با آفریدگان ارتباط و معيّت داشته، و نفوذ قول و فعل آنان در عموم خلق ثابت است، و به منزله قيّم جامعه، ركن كاروان توحيد و وسيله هدايت و رهبرى كاروان توحيد خواهند بود،

و ديگر لازمه اين فضيلت موهوبى آن است كه غايت و غرض از نظام خلقت‌اند، و به آنان پايان مى‏پذيرد، که باید علم به غیب و شهود و ظاهر و باطن آن‌ها داشته باشد؛ لکن همه این‌ها از باب خلیفة اللّهی است و نه چیز دیگر؛

برای تربیت و إستکمال و تکریم مؤمنین مشورت می‌کرده‌اند و همیشه پرسش بر جهل پرسش‌گر دلالت نمی‌کند. عمل آنان نیز یا جهت تقیّه و تعلیم به شیعیان جهت کتمان اسرار آنان و تعلیم تقیّه بوده است، و یا القای این‌که ما از خود و بالإستقلال چیزی را نمی‌دانیم و فقیر به تجدید و زیادت علوم الهی هستیم.

و بنابر تصریح خودشان مکرّراً بر علم ایشان افزوده می‌گردد، به این جهت است که  الله تعالی ارادات و مشیئات و بداءات دارد درباره مخلوقات، و همه آن‌ها را به خلفاء خود می‌دهد، زیرا آنان شهداء الله و خلفاؤه علی خلقه می‌باشند. و آنچه را که برای غیر  معصومین از مخلوقات غیب است برای آنان که عین الله الناظرة هستند در شهود است، مگر ذات أحدیّت الله تعالی که تنها حضرتش از علم به آن آگاه است، و جز آن، آن‌چه که از علوم در عالم أسماء و صفات أفعال ربّ تبارک و تعالی می‌آید، در شهود حضرات معصومین علیهم السّلام است به إذن الله و ولایت آنان، والله العالم.


– بصائر الدرجات: ص۴۸۷ ب۱۱ ح۱و الكافي: ج۱ ص۱۷۷ ح۴و الإمامة و التبصرة من الحيرة: ص۱۳۵ ح۱۴۹ و كمال الدين و تمام النعمة: ج۱ ص۴ و ص۲۲۱ ب۲۲ ح۵ و ص۲۳۲ ب۲۲ ح۳۶ و الإختصاص: ص۲۳ و الثاقب في المناقب: ص۱۱۷ ف۱ و الدّرّ النظيم في مناقب الأئمّة اللهاميم: ص۲۵۶٫


آیت الله شیخ حیدر تربتی کربلائی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *