تاریخ عزاداری فاطمیّه و محسّنیّه علیهما السّلام در شیعه

سلام بر اول شهید مظلوم آل علی و فاطمه علیهم السّلام

 

 

تاریخ عزاداری فاطمیّه و محسّنیّه

علیهما السّلام در شیعه

بنابر  نقل قاضی عبد الجبّار معتزلی

متوفای ۴۱۵ هجری قمری

 بسم الله الرّحمان الرّحیم

الحمدلله ربّ‌العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین

«اللّهمّ إنّها خرجت من دنیاها مظلومةً مغشومةً، قد ملئت داءً و حسرةً و کمداً و غصّةً».

خدایا، همانا زهرا سلام الله علیها از زندگی دنیایی خود بیرون رفت در حالی که مظلوم و ستم کشیده بود و از بیماری و حسرت و غصه، پر شده بود… (بحارالأنوار: جلد۱۰۰ صفحه۱۹۷)

در پی انکار برخی… که سوگواره ایام محسنیّه را (که از ۲۸ صفر المظفّر تا ۸ ربیع الأوّل می باشد) بی‌جا و بدعت و پدیده‌ای نوظهور می دانند، بر آن شدیم تا یکی از کهن‌ترین تاریخ برپایی این مراسم را ذکر کنیم تا روشنگر راه سوگواران اوّل شهید بنی فاطمه علیهم السّلام، گردد.

قاضى عبد الجبّار بن أحمد بن عبد الجبّار همدانى اسدآبادى، أبو الحسین معتزلی (متوفی ۴۱۵ هـ) از ناحيه صاحب بن عبّاد قضاوت رى را داشته و در  باب امامت و مباحث مورد اختلاف اماميّه و معتزله در بغداد با شيخ مفيد مناظراتى نموده است.

قاضى عبدالجبّار بزرگترين كتاب كلامى معتزله را به نام المغني در ۱۷ مجلد تصنيف نموده است. و سیّد مرتضی و شیخ طوسی و دیگران ردّیّه‌هایی بر او نوشته اند: الشافي في الإمامة، تلخیص الشافي و… .

وی در کتاب خود تثبيت دلائل النبوّة جلد‏۲ صفحات۵۹۴ و ۵۹۵  می نویسد:

و في هذا الزمان منهم (الشّیعة) مثل أبي جبلة إبراهيم بن غسّان، و مثل جابر المتوفّي، و أبي الفوارس الحسن بن محمّد الميمديّ و أبي الحسين أحمد بن محمّد بن الكميت، و أبي محمّد الطبريّ، و أبي الحسن الحلبيّ، و أبي يتيم‏ الرلبايّ، و أبي القاسم النجّاريّ، و أبي الوفا الديلميّ، و ابن أبي الدّيس، و خزيمة، و أبي خزيمة، و أبي عبد اللّه محمّد بن النّعمان، فهؤلاء بمصر و بالرملة و بصور، و بعكّا و بعسقلان و بدمشق و ببغداد و بجبل السماق. و كلّ هؤلاء بهذه النواحي يدّعون التشيع و محبّة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم و أهل بيته، فيبكون على فاطمة و على ابنها المحسّن الذي زعموا أنّ عمر قتله، و يذكرون لهم تبديل القرآن و الفرائض، و يذكرون ما قد تقدّم ذكره من أنّ خلافهم له و قتالهم إنّما هو لعداوته صلّى اللّه عليه و سلّم و للشّكّ في نبوّته، و يقيمون المنشدين و المناحات في ذلك، و يأخذون على النّاس العهود، و يحلفونهم بالأيمان الغليظة، فإذا حصلوا كذلك قالوا لهم: إيّاكم و مجالسة الفقهاء، و استماع الحديث من أصحاب الحديث، و استماع القرآن من العامّة، و عليكم برواية الخاصّة، فقد قال جعفر بن محمّد كتابة: حديث العامّة يعمي القلب، و إيّاكم و فقه أبي حنيفة و مالك و الثوري و الحسن البصريّ و أمثالهم فإنّهم كفرة و أعداء أهل البيت، و الرشد كلّه في خلافهم، و إذا عمى على أحدكم الصواب فلينظر ما عليه الفقهاء فيعمل بخلافه فإنّه يصيب الحقّ.‏.. .

ترجمه: و در این زمان (یعنی سال ۴۰۹ قمری که تألیف این کتاب به پایان رسیده) از جمله آنان (یعنی عالمان شیعه) کسانی هستند چون ابوجبلة ابراهیم بن غسّان، و مانند جابر متوفّی، أبوالفوارس حسن بن محمّد ميمدیّ، أبوالحسين أحمد بن محمّد بن کميت، أبو محمّد طبری، أبوالحسن حلبی، أبويتيم‏ رلبای، أبو القاسم نجّاری، أبو الوفا ديلمی، ابن أبی الدّيس، خزيمة، أبوخزيمة، و أبو عبد اللّه محمّد بن نعمان (شیخ مفید). اینان در مصر و رملة (سوریه)، صور (لبنان)، عكّا (فلسطین اشغالی)، عسقلان (ساحل فلسطین)، دمشق، بغداد، جبل السماق (ادلب سوریه) هستند و همگی در این سرزمین‌ها، ادّعای تشیّع و دوستی محمّد صلّی الله علیه و سلّم و اهل بیت او را دارند، سپس بر فاطمه و بر فرزندش محسّن ـ که عقیده دارند عمر او را کشته است ـ گریه می‌کنند و برای عمر، و… تغییر دادن قرآن و واجبات را ذکر می کنند، و نیز آنچه را  قبلاً گفته شد یادآور می‌شوند مبنی بر این‌که مخالفت آنان (یعنی عمر و…) با پیامبر و جنگیدن با ایشان (یعنی جنگیدن با رسول الله و فاطمه و فرزندانش) تنها به جهت دشمنی آنان با رسول الله صلّی الله علیه و سلّم و تردید در پیامبری حضرت بود، و اینان (شیعیان) شاعران را دعوت نموده و مجالس عزا در این‌باره برپا می‌دارند و از مردم پیمان ها می‌گیرند و آنان را سوگندهای سختی می‌دهند و وقتی چنان به مقصود رسیدند به آنان می‌گویند:

مبادا با فقهاء (مخالفین شیعه) همنشینی کنید و حدیث را از اصحاب حدیث (مخالفین) بشنوید و قرآن را از عامّه (مخالفین شیعه) بشنوید، و بر شما باد که براساس روایات خاصّه (شیعیان اهل بیت) عمل کنید که به راستی جعفر بن محمّد (صادق علیه السّلام) در نامه خود فرموده است: «حدیث عامّه (یعنی مخالفین شیعه) دل را کور می کند» و برحذر باشید از فقه ابوحنیفه و مالک و ثوری و حسن بصری و مانند آنان که همانا آنان کافر و دشمن اهل‌بیت (رسالت) هستند و هدایت تماماً در مخالفت با آنان است و هنگامی که یکی از شما به راه درست دسترسی نیافت، نظر کند بر آنچه که فقهای آنان بر آن اتّفاق نظر دارند و خلاف آن عمل کند که این چنین به حق رسیده است … .

می بینیم که وی در کتاب خویش به برپایی مجالس عزاداری برای شهادت حضرت زهرا و حضرت محسن سلام الله علیهما در زمانی بیش از  هزار سال پیش تصریح   می‌کند. ناگفته نماند که این شخص یعنی قاضی عبدالجبار از چهره های سرشناس مخالفین اهل بیت رسالت و شیعیان است.

قاضى شهید سیّد نور اللَّه مرعشی قدّس سرّه در کتاب مجالس المؤمنين: مجلس ۵ صفحه۲۰۰و۲۰۱ می‌نویسد:

در كتاب مصابيح القلوب حكايتی آورده كه خلاصه آن چنين است: روزى قاضى عبد الجبار معتزلى يكى از بزرگان اهل سنت و دانشمندان نامى در علم اصول و كلام در مجلس درس خود نشسته بود و دانشمندان شيعه و سنى در مجلس او حاضر بودند شيخ مفيد كه در آن موقع مجتهد شيعه و قاضى عبد الجبار نام او را شنيده ولى تا آن روز او را نديده بود به مجلس وى آمد و دم در  نشست. پس از لحظه‏اى رو به قاضى كرده گفت: اگر اجازه دهى سؤالى است در حضور اين دانشمندان بپرسم؟ قاضى گفت: بپرس، شیخ مفيد گفت: اين حديثى كه شيعه روايت كنند كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در روز غدير فرمود: «من كنت مولاه فعليّ مولاه» صحيح است يا شيعه آن را ساخته‏اند؟ قاضى گفت: صحيح است، شیخ مفيد گفت: مقصود از «مولى» چيست؟ قاضى گفت: مقصود اولويّت و آقایى است، مفيد گفت: اگر چنين است پس اين همه اختلافات و دشمني‌ها ميان شيعه و سنى براى چيست؟ قاضى گفت: اى برادر اين حديث (يعنى حديث غدير) روايت است (و چيزى است كه نقل شده) ولى خلافت ابوبكر درايت و امرى مسلّم است و مردم عاقل به خاطر روايتى درايت را ترک نمی‌كنند. شیخ مفيد از اين سؤال صرف نظر كرده فرمود: چه می‌گویيد: درباره اين حديث كه پيغمبر به على عليه السّلام فرمود: «يا عليّ، حربك حربي و سلمك سلمي» (يعنى جنگ با تو جنگيدن با من است و صلح و سازش با تو صلح با من است)؟ قاضى گفت: اين حديث صحيح است! شیخ مفيد گفت: با اين حديث درباره اصحاب جمل (كه با امير المؤمنين جنگ كردند) چه می گویيد؟ و بنا به گفته شما بايد كافر باشند؟ قاضى گفت: اى برادر آن‌ها توبه كردند، شیخ مفيد فرمود: جناب قاضى جنگ جمل درايت و امرى مسلَّم است ولى توبه كردن آن‌ها روايت و شنيدنى است، و خود شما لحظه‏اى پيش گفتى: مردم عاقل به خاطر روايت ترک درايت نمى‏كنند؟!. قاضى سخت در جواب فروماند و متحير گرديد و نتوانست پاسخى بگويد، ساعتى سر به زير انداخته آن‌گاه سر برداشته گفت: تو كيستى؟ شیخ مفيد فرمود: محمّد بن محمّد بن النعمان هستم، قاضى برخاست و دست شيخ مفيد را گرفته بر جاى خود نشانيده بدو گفت: «أنت المفيد حقّاً» (يعنى به حقيقت كه تو مفيد هستی). علماى مجلس از اين رفتار قاضى سخت رنجيده خاطر شده و همهمه در ميانشان افتاد، قاضى رو به آن‌ها كرده گفت: اى فضلاء و اى دانشمندان دين، اين مرد مرا ملزم و محكوم نمود و من پاسخى ندارم به سؤال او بدهم اگر شما پاسخى داريد بگویيد تا از جایى كه نشسته برخيزد و به جاى خويش بنشيند؟! كسى نتوانست پاسخ او را بدهد. اين خبر كه به گوش عضد الدوله ديلمى رسيد شیخ مفيد را خواسته و جريان را از او پرسيد، سپس دستور داد مركوبى مخصوص باقلاده زرّين و جبّه و دستارى نيكو و صد دينار اشرفى و يک بنده به او دادند و براى هر روز ده من نان و پنج من گوشت براى منزل شیخ مفيد حواله داد.

پروردگارا توفیق  برپایی هر چه باشکوه تر  سوگواره ایام محسّنیّه را نصیب ما بفرما

باشد مرهمی بر زخم های پیکر پاک و مجروح مولایمان حضرت محسّن بن علیّ و فاطمه علیهماالسّلام گردد.

«السَّلامُ عَلَی الْمَطْلوبَةِ بِالْأَحْقادِ، الْمَفْجوعَةِ بِالْأَوْلادِ».

سلام بر بانویی که با کینه توزی نسبت به او رفتار کردند، و داغ فرزندانش را بر قلبش نهادند…

پی‌نوشت‌ها

۱- نام كتاب: تثبيت دلائل النبوّة  نويسنده: قاضى عبد الجبّار  وفات: ۴۱۵ ق‏  تعداد جلد واقعى: ۲ تعداد جلد مجازى: ۳جلد زبان: عربى‏   موضوع: سيره پيامبر    ناشر: دار المصطفى‏    مكان نشر: شبرا- القاهرة.

۲- (المزار الكبير، ابن المشهدی: صفحه۱۰۴ باب۱۲ و بحار الأنوار : جلد‏۹۹ صفحه۱۹۲٫


حضرت آیت الله شیخ حیدر تربتی کربلائی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *