«مَنْ أَحَبَّنا أَهْلَ الْبَيْتِ فَلْيَسْتَعِدَّ لِلْفَقْرِ جِلْباباً»

«مَنْ أَحَبَّنا أَهْلَ الْبَيْتِ فَلْيَسْتَعِدَّ لِلْفَقْرِ جِلْباباً»

 

حدّ مال اندوزی شیعه…؟

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:

«مَنْ أَحَبَّنا أَهْلَ الْبَيْتِ فَلْيَسْتَعِدَّ لِلْفَقْرِ جِلْباباً»

 

  بسم اللّه الرّحمان الرّحیم

حضور محترم حضرت آیة اللّه شیخ حیدر تربتی کربلائی (مدّ ظلّه)

سلام علیکم لطفاً به دو سؤال زیر پاسخ فرمایید:

۱- فرمایش گهربار مولا امیرالمؤمنین علیّ بن ابی‌طالب علیهما السّلام در حکمت١١٢ نهج البلاغة: «مَنْ أَحَبَّنا أَهْلَ الْبَيْتِ فَلْيَسْتَعِدَّ لِلْفَقْرِ جِلْباباً ـ هركس ما اهل‌بيت را دوست می‌دارد، بايد برای پذیرفتن فقر، لباس سر تا سری آماده کند» به چه معناست؟[۱]         

۲- آیا شیعه اجازه دارد پول‌دار و غنی باشد؟ با وجود اینکه شیعیان بسیاری در فقر و تنگ‌دستی و گرفتاری هستند، مشکلاتی که مستلزم مفاسد و گرفتاری‌ها و نابسامانی‌های بسیار است، آیا با مرام تشیّع سازگاری دارد که افراد غنی و دارا نسبت به این‌ها بی‌توجه باشند؟ یا شخصی میلیاردر باشد و بگوید “من فقط خمس و زکاتم را می‌پردازم” این کفایت می‌کند؟             اصفهان جمعی از ارادتمندان به حضرت عالی

 

بسم اللّه الرّحمان الرّحیم

الحمد للّٰه ربّ العالمین و صلّی اللّٰه علی محمّد و آله الطّاهرین

و لعنة اللّٰه علی أعدائهم أجمعین إلی أبد الآبدین

و السّلام علیکم و علی جمیع المسلّمین أنفسهم

لآل محمّد صلوات اللّٰه علیهم

ج۱– این حدیث شریف در کتاب‌های بسیار ارزشمندی مانند کتاب شریف بصائرالدّرجات، محمّد بن الحسن الصفّار رحمه الله ـ که از اصحاب برجسته امام حسن زکیّ عسکری علیه السّلام است ـ و کتاب شریف الإختصاص شیخ بزرگوار مفید قدّس سرّه آمده است که به سند خود از سعد خفّاف از امام محمّد باقر علیه السّلام  نقل می‌کنند که فرمود:

«بَيْنا أَميرُ الْمُؤْمِنينَ يَوْماً جالِسٌ[۲] فِي الْمَسْجِدِ وَ أَصْحابُهُ حَوْلَهُ فَأَتاهُ رَجُلٌ مِنْ شيعَتِهِ فَقالَ: يا أَميرَ الْمُؤْمِنينَ! إِنَّ اللهَ يَعْلَمُ أَنّي أَدينُهُ بِحُبِّكَ فِي السِّرِّ كَما أَدينُهُ بِحُبِّكَ فِي الْعَلانِيَةِ وَ أَتَوَلّاكَ فِي السِّرِّ كَما أَتَوَلّاكَ فِي الْعَلانِيَةِ. فَقالَ أَميرُالْمُؤْمِنينَ عَلَیْهِ السَّلامُ:‏ صَدَقْتَ، أَمَا فَاتَّخِذْ لِلْفَقْرِ جِلْباباً، فَإِنَّ الْفَقْرَ أَسْرَعُ إِلیٰ شيعَتِنا مِنَ السَّيْلِ إِلىٰ قَرارِ الْوادي. قالَ: فَوَلَّى الرَّجُلُ وَ هُوَ يَبْكي فَرَحاً لِقَوْلِ أََميرِالْمُؤْمِنينَ عَلَیْهِ السَّلامُ (صَدَقْتَ)… »[۳]

يكى از روزها اميرالمؤمنين علیه السّلام در مسجد نشسته بود و ياران ایشان گرد حضرت اجتماع كرده بودند، در اين هنگام يكى از شيعيان آمد و عرض كرد: يا اميرالمؤمنين، خدا مى‏داند كه من به محبّت و دوستی شما، در نهان ملتزم به دین خدا هستم همان‌گونه كه آشكارا به محبّت و دوستی شما، به دین خدا ملتزم هستم و در نهان دوستی و پیروی از شما را پیشه نموده‌ام چنان‌که آشکارا چنین‌ام. امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: راست گفتی، حال (که چنین است) براى فقر لباس سرتاسری تهيه كن زيرا سریع‌تر از سرازیر شدن سیل به سمت درّه، فقر به سوی شيعيان ما سرازیر است.

امام محمّد باقر علیه السّلام فرمودند:

آن مرد در حالی  که به خاطر فرمایش آن حضرت (که به او فرموده بودند: راست گفتی) از شوق می گریست، رفت.

در فرمایش حضرت آمده است: «جلباب»، نفرمودند مقنعه یا پیراهن یا جوراب و کلاه، «جلباب» یعنی لباس و چادر سرتاسری. جلباب ازار و رداء است كه به تن می پوشند. می‌فرمایند: کسی که ما اهل‌بیت را دوست دارد، باید برای فقر آماده شود، لباس سرتاسری فقر  برای خویش مهیا کند.

محدّث جلیل حسین بن سعید اهوازی در کتاب شریف «المؤمن» از اصبغ بن نباته نقل می‌کند که گفت: نزد اميرالمؤمنين علیه السّلام نشسته بودم که مردی آمد و گفت: ای امیرمؤمنان، به خدا سوگند، من شما را به خاطر خدا دوست می‌دارم. مولا فرمود:

«صَدَقْتَ، إِنَّ طينَتَنَا مَخْزُونَةٌ أَخَذَ اللهُ ميثاقَها مِنْ صُلْبِ آدَمَ عَلَیْهِ السَّلامُ فَاتَّخِذْ لِلْفَقْرِ جِلْباباً، فَإِنّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّی الله عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ يَقُولُ: وَ اللهِ يا عَلِيُّ! إِنَّ الْفَقْرَ لَأَسْرَعُ إِلىٰ مُحِبّيكَ مِنَ السَّيْلِ إِلیٰ بَطْنِ الْوادي»[۴]

راست گفتى، همانا سرشت ما گنجينه ای است که خداوند پيمان (پای بندی به) آن را از پشت آدم علیه السّلام گرفت. پس برای فقر جامه‌ای فراگیر بگیر، زیرا به راستی که از رسول‌خدا صلّی الله علیه و آله شنیدم، می‌فرمود: به خدا سوگند، اى على! همانا مستمندى نسبت به دوستان ما شتابان‌تر است از (سرازیر شدن) سيلاب به ته درّه.‏

در کتاب شریف بصائرالدّرجات و الإختصاص به سند خودشان از اصبغ بن نباته نقل می‌کنند که در ضمن حدیثی گفت: … سپس ديگرى برخاست و گفت: يا اميرالمؤمنين! من با ولايت تو، پیرو دين خدا هستم و تو را در پنهان چنان دوست می‌دارم كه در آشكارا دوستت دارم. مولا علیه السّلام فرمود:

«صَدَقْتَ، طينَتُكَ مِنْ تِلْكَ الطّينَةِ وَ عَلیٰ وَلايَتِنا أݩُخِذَ ميثاقُكَ وَ إِنَّ رُوحَكَ مِنْ أَرْواحِ الْمُؤْمِنينَ فَاتَّخِذْ لِلْفَقْرِ جِلْباباً فَوَ الَّذي نَفْسي بِيَدِهِ لَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ‌اللهِ صَلَّی الله عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ يَقُولُ: إِنَّ الْفَقْرَ إِلیٰ مُحِبّينَا أَسْرَعُ مِنَ السَّيْلِ مِنْ أَعْلَى الْوادي إِلیٰ أَسْفَلِهِ»[۵]

راست می‌گویى، سرشت تو از آن سرشت (ویژه و پاکیزه) است و بر (پذیرش و پای‌بندی به) ولايت ما از تو پيمان گرفته شده و همانا روح تو از ارواح مؤمنين است. در نتیجه براى فقر تن‌پوش سرتاسری تهيه نما زیرا سوگند به آن‌كس كه جانم در دست اوست، همانا از رسول‌الله صلّی الله علیه و آله و سلّم شنيدم می‌فرمود: به درستی که فقر نسبت به دوست‌داران ما (اهل‌بیت)، سریع‌تر است از سیلان سيلى كه از بالاى دره به پایین آن سرازير می شود.

در کتاب شریف «الإختصاص» به سند صحیح خود از اصبغ بن نباته نقل می‌کند که گفت: همراه با اميرالمؤمنين علیه السّلام بودم که مردی نزد ایشان شرف‌یاب شد… سپس مرد دیگری خدمت حضرت رسید و گفت: یا امیرالمؤمنین! همانا شما را در پنهان چنان دوست می‌دارم که آشکارا. اصبغ گوید: حضرت برای بار دوم با چوبی که در دست داشت بر زمین زد، سپس سر مبارک را بلند نموده و فرمود:

«صَدَقْتَ، إِنَّ طينَتَنا طينَةٌ مَخْزُونَةٌ، أَخَذَ اللهُ ميثاقَها مِنْ صُلْبِ آدَمَ، فَلَمْ يَشِذَّ مِنْها شاذٌّ، وَ لا يَدْخُلْ فيها داخِلٌ مِنْ غَيْرِهَا، إِذْهَبْ فَاتَّخِذْ لِلْفَقْرِ جِلْباباً، فَإِنّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّی الله عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ يَقُولُ: يا عَلِيَّ بْنَ أَبي طالِبٍ، وَ اللهِ لَلْفَقْرُ أَسْرَعُ إِلىٰ مُحِبّينا مِنَ السَّيْلِ إِلىٰ بَطْنِ الْوادي»[۶]

راست گفتى، همانا سرشت ما سرشتی مخزون (چونان گنج نگهداری و پنهان شده) است که خداوند پيمان آن را از پشت آدم گرفت، از آن هيچ خارج نشود و از غیر آن هيچ بدان داخل نگردد. برو و براى فقر و تهی‌دستی تن‏پوشى سرتاسری برگير زیرا كه به راستی شنيدم رسول‌الله صلّی الله علیه و آله و سلّم می‌فرمود: ای علیّ بن ابی‌طالب، به خدا سوگند همانا فقر به دوستان ما شتابان‌تر است از سرازیر شدن سيلاب به درّه.

شیخ بزرگوار طوسی قدّس سرّه در کتاب الأمالی خود به سندش از ابن نباته نقل می‌کند که گفت:  نزد اميرالمؤمنین علیه السّلام نشسته بودم، شخصی آمد و به آقا عرض کرد: من شما را دوست می‌دارم و… حضرت فرمودند: دروغ می‌گویی. دومی آمد گفت: به خدا سوگند اى اميرمؤمنان، راستى در دل دوستت دارم چنان‌چه در آشكارا. راوی می‌گوید: حضرت علی علیه السّلام چوبى كه در دست داشتند، مدت طولانی به زمين كوبيده، وانگه سر برداشتند و فرمودند:

«صَدَقْتَ، إِنَّ طينَتَنا طينَةٌ مَرْحُومَةٌ، أَخَذَ اللهُ ميثاقَها يَوْمَ أَخَذَ الْمیثاقَ، فَلا يَشِذَّ مِنْها شاذٌّ، وَ لا يَدْخُلُ فيها داخِلٌ إِلىٰ يَوْمِ الْقِيامَةِ، أَما إِنَّهُ فَاتَّخِذْ لِلْفَقْرِ جِلْباباً، فَإِنّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّی الله عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ يَقُولُ: الْفاقَةُ إِلىٰ مُحِبّيكَ أَسْرَعُ مِنَ السَّيْلِ الْمُنْحَدِرِ مِنْ أَعْلَى الْوادي إِلىٰ أَسْفَلِهِ»[۷]

 راست گفتى، سرشت ما سرشتی مورد رحمت قرار گرفته است که خدا پيمانش را در روز پيمان ستاندن گرفت، بنابراین تا روز قیامت از آن هيچ بیرون نشود و بدان هيچ درنيايد (یعنی کسانی که در عالم ذر، در میثاق ولایت وارد شدند و با اهل بیت همراه شدند، در دنیا هم با ایشان هستند، کسانی هم که نبودند، به این‌ها اضافه نمی‌شوند)، هلا که براى تهی‌دستی، تن‏پوشى سرتاسری برگير که به راستی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم شنیدم می‌فرمود: (ای علی) ندارى به دوستان تو شتابان‌تر است از سيلاب سرازیر شده از فراز وادى به سوی فرودش.[۸]

از آنجا که توان‌گرى از اعمال دنياست، شیعه اهل‌بیت، دوست‌دار مولانا امیرالمؤمنین علیه السّلام، بايد زهد پیشه کند و از دنيا دوری نماید، به كم بهره‏اى شكيبا باشد زیرا دوستى دنيا و دوستى اهل‌بيت با یکدیگر جمع نمی‌شود.

در حدیث تکان دهنده دیگری که شیخ صدوق رحمه الله در کتاب عیون اخبار الرّضا علیه السّلام و کتاب الخصال نقل کرده، به سندش از محمّد بن اسماعیل بن بزیع آمده است:‌ شنیدم حضرت رضا علیه السّلام می‌فرمود:

«لا يَجْتَمِعُ الْمالُ إِلّا بِخِصالٍ خَمْسٍ: بِبُخْلٍ شَديدٍ، وَ أَمَلٍ طَويلٍ، وَ حِرْصٍ غالِبٍ، وَ قَطيعَةِ الرَّحِمِ، وَ إِيثارِ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَة»[۹]

مال، جز به پنج ویژگی، جمع نمی‌شود: با بُخل شديد، و آرزوى دراز و حرص چيره و قطع رحم و برگزيدن دنيا بر آخرت.

ج۲- در برخی احادیث، اهل‌بیت از شیوه‌ی بسیار جالبی برای بیان مقصود خود استفاده فرموده‌اند بدین ترتیب که با بیان یک کار نادرست، انجام دهنده آن را از خود و شیعه خود نمی‌دانند و از جمله، درباره امور اقتصادی و جمع مال است. در دیدگاه اهل بیت علیهم السّلام مال‌اندوزی و جمع مال، بدون انفاق و دست‌گیری از مردم و خدمت به دین، ناپسند است تا حدی که می‌فرمایند از شیعیان ما نیست کسی که…

مفضّل گويد: امام صادق علیه السّلام فرمود:

«الْمالُ أَرْبَعَةُ آلافٍ، وَ اثْنا عَشَرَ أَلْفَ دِرْهَمٍ كَنْزٌ، وَ لَمْ يَجْتَمِعْ عِشْرُونَ أَلْفاً مِنْ حَلالٍ، وَ صاحِبُ الثَّلاثينَ أَلْفاً هالِكٌ، وَ لَيْسَ مِنْ شيعَتِنا مَنْ يَمْلِكُ مِائَةَ أَلْفِ دِرْهَمٍ»[۱۰]

«مال» ۴ هزار (درهم) است، و ۱۲ هزار درهم گنج به حساب مى‏آيد. و ۲۰ هزار درهم از حلال جمع نمی‌شود. و دارنده ۳۰ هزار درهم هلاک مى‏گردد. و از شيعيان ما نیست كسى که مالک ۱۰۰ هزار درهم شود.

«مال، ۴ هزار درهم است»، یعنی کسی که این‌ مقدار داشته باشد، او را صاحب مال می‌گویند. اگر کسی ۱۲ هزار درهم دارد، گنج دارد. ۱۰ هزار درهم، در حال حاضر معادل چند ملیون تومان است؟ سپس می‌فرمایند: ۲۰ هزار درهم از حلال جمع نمی‌شود. کسی که ۳۰ هزار درهم دارد هلاک شده، جهنّمی شده است. کسی که ۱۰۰ هزار درهم دارد اصلاً شیعه اهل‌بیت نیست. می‌فرمایند کسی که این قدر پول دارد، اصلاً ما او را به عنوان شیعه قبول نداریم، بیدار باشیم. امام معصوم علیه السّلام تصریح می‌کنند کسی که این‌قدر پول دارد شیعه ما نیست. ۱۰۰ هزار درهم چقدر می‌شود؟ ببینید معادل چقدر است؟

هر  درهم برابر با ۴/٢ گرم نقره خالص و مساوی ٧/٠ یک مثقال است و هر مثقال ۱۸ نخود است بنابر این یک درهم برابر است با ۶/١٢ نخود نقره. و هر ١٠٠٠درهم می شود ٧٠٠ مثقال نقره.

درهم اسلامی سکه نقره ای مساوی ٦ دانق است.

١درهم شرعی=٤٠/٢گرم نقره خالص.

یک درهم=٥٢حبّه.

یک درهم= یک دوّم مثقال شرعی است= ٥٢/٢ گرم خالص نقره است.

دینار=٧٢حبّه.

١ دینار=١٨نخود.

برخی گفته اند: ١دینار شرعی= حدود٢٢نخود طلای سکه دار.

حدیث دیگری که بسیار تکان دهنده است، در کتاب ارزشمند «مستطرفات السّرائر» از کتاب ابان بن تغلب ـ شاگرد امام محمّد باقر و امام جعفر صادق علیهماالسّلام ـ به سند صحیح از شخصی به نام عطيّة اخی ابی‌الغرام آورده، می گويد: از امام باقر علیه السّلام شنيدم فرمودند:

«إِنّا لَنُحِبُّ الدُّنْيا وَ لا نُؤْتاها وَ هُوَ خَيْرٌ لَنا. وَ ما أݩݩݩُوتِيَ عَبْدٌ مِنْها شَيْئاً إِلّا كانَ أَنْقَصَ لِحَظِّهِ فِي الْآخِرَةِ. وَ لَيْسَ مِنْ شيعَتِنا مَنْ لَهُ مِائَةُ أَلْفٍ،‌ وَ لا خَمْسُونَ أَلْفاً،‌ وَ لا أَرْبَعُونَ أَلْفاً، وَ لَوْ شِئْتُ أَنْ أَقُولَ ثَلاثُونَ أَلْفاً لَقُلْتُ. وَ مَا جَمَعَ رَجُلٌ قَطُّ عَشَرَةَ آلَافٍ مِنْ حِلِّها. قال أبو الحسن: مِنْ دَراهِمَ»[۱۱]

همانا ما اهل‌بیت، دنيا را دوست مى‏داريم و به ما داده نمی شود و این براى ما بهتر است. و هركس بهره ای (هرچند اندک) از دنیا ببرد، جز این نیست که از بهره‏اش در آخرت كم مى‏شود، كسى كه ۱۰۰ هزار، نه، ۵۰ هزار، نه، بلكه ۴۰ هزار درهم دارد از شيعيان ما نيست؛ و اگر بخواهم بگويم، ۳۰ هزار درهم، مى‏گويم. و هرگز كسى ۱۰ هزار درهم از حلال نمی‌تواند گرد آورد. ابوالحسن علیه السلام فرمودند: مقصود از تعداد، درهم می‌باشد (مقصود حضرت درهم نقره است، نه دینار).‏

شیعه و مخالفین نقل کرده‌اند که شخصی مقروض و گرفتار بود، گدا نبود، وقتی به مسجد آمد و به همه رو زد، ابن‌عبّاس به او گفت: به خانه حسین بن علیّ علیهما السّلام برو. او آمد و اشعاری خواند که هرچه داشتم فروختم، فقط آبرو دارم که برای آن جز شما مشتری دیگری سراغ ندارم. حضرت داخل منزل تشریف بردند و فرمودند: قنبر (که غلام مولا بود)، از درآمد باغ‌های ما چه مقدار باقی مانده است؟ گفت: این چند هزار درهم. کیسه را به حضرت داد. حضرت آوردند و از پشت در آن هزار درهم و دو (پیراهن) برد را از تن خود در آوردند و به او دادند و با اشعاری به او جواب فرمودند:

«خُذْها فَإِنّي إِلَيْكَ مُعْتَذِرٌ… »

بگیر، من عذر می‌خواهم که بیش از این نبود و آبرویت نیز برای خودت باشد که مشتری آن خداست.

او شروع به گریه کرد. حضرت فرمودند: کم بود؟ شرمنده‌ام بیش از این نداشتم. عرض کرد: نه، من با این پول، قرض‌هایم ادا می‌شود هیچ، خود و خانواده و عشیره‌ام همه غنی می‌شویم. غصّه من از این است که این دست‌های کریم، چطور زیرِ خاک می‌رود. امام حسین علیه السّلام چنین است. مال داشتند امّا مالی که توقّف نمی‌کرد.[۱۲]

قرآن کریم می‌فرماید:

«کَيݩݩْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ»

چرا زکات؟ چرا خمس؟ چرا انفاق؟ برای اینکه مال، فقط در دست یک عدّه و گروه خاص دست به دست نشود، تا خوی سلطه گری در انسان ها ملکه نشود. البته آن چه به قدر کفاف است، مشکلی ندارد لکن پولی که جمع کرده، ثروتی که نیازی به آن ندارد، نان خور ندارد، عائله ندارد، چرا این پول را جمع کرده است؟ نباید عدّه خاصّی باشند که پول فقط در دست آنها باشد. ثروت باید در چرخه کار و میان نیازمندان تقسیم شود.

انفاق، زکات مال است. زکات یعنی پاک شدن و خالص شدن، مال به این وسیله تطهیر می‌شود. همچنین یکی دیگر از معانی زکات نمو و رشد است. وقتی انفاق کنید، مال با سلامت رشد می کند به دور از هر آفت. قرآن کریم می‌فرماید:

«مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ في سَبيلِ اللهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ في كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ، وَ اللهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ»[۱۳]

مَثَل کسانی که دارایی های خویش را در راه خدا انفاق می کنند مانند دانه ای است که هفت خوشه از آن می روید که در هر خوشه ای، صد دانه است، و خداوند برای هر آن کس که بخواهد، دوچندان        می سازد.

همچنین می‌فرماید:

«مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثيرَةً»[۱۴] کیست که به خداوند وامی نیکو دهد که خداوند برای او بسیار دوچندان سازد.

فرمود: اگر بخواهم بگویم کسی که ۳۰ هزار درهم دارد او هم شیعه نیست، می‌گویم. سپس فرمودند: هرگز هیچ مردی ۱۰ هزار درهم از پول حلال جمع نکرده است. یعنی یک جایی مشکل دارد. کلام معصوم، حقّ محض است.

در تفسیر مجمع البیان حدیث شرىݭݭݔفی را از رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل می‌کند که حضرت فرمودند:

 «إِنَّ لِكُلِّ بِناءٍ يُبْنىٰ وَبالٌ عَلىٰ صاحِبِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ، إِلّا ما لا بُدَّ مِنْهُ»[۱۵]

هر بنايى كه ساخته شود، براى صاحب خود در روز قيامت وبالى خواهد بود مگر ساختمانى که مورد نياز است.

امام صادق علیه السّلام فرمودند:

«كُلُّ بِناءٍ لَيْسَ بِكَفافٍ فَهُوَ وَبالٌ عَلىٰ صاحِبِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ»[۱۶]

هر بنايى كه بيش از كفاف و بسنده باشد، در روز قيامت، براى صاحبش وبال خواهد شد.

مولای موحّدان امیر مؤمنان علی علیه السّلام فرمودند:

«الْمالُ وَبالٌ عَلىٰ صاحِبِهِ إِلّا ما قَدَّمَ مِنْهُ»[۱۷]

مال بر صاحبش وبال (سختی) است مگر آن مالی که پيش فرستاده است (یعنی قبل از مُردن، انفاق نموده باشد).

وبال، یعنی چه؟ یعنی سنگینی که به گردن است، یعنی سختی، گرفتاری که در برزخ و آخرت صاحبش را گرفتار می کند. اگر بیشتر از کفاف و شأن باشد، وبال است.

در کافی شریف آمده است: معاذ بن كثير گويد: از امام صادق علیه السّلام شنيدم فرمودند:

«مُوَسَّعٌ عَلىٰ شيعَتِنا أَنْ يُنْفِقُوا مِمّا في أَيْديهِمْ بِالْمَعْرُوفِ، فَإِذا قامَ قائِمُنا حَرَّمَ عَلىٰ كُلِّ ذي كَنْزٍ كَنْزَهُ حَتّىٰ يَأْتِيَهُ بِهِ، فَيَسْتَعينَ بِهِ عَلىٰ عَدُوِّهِ، وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ: «وَ الَّذينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها في سَبيلِ اللهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَليمٍ[۱۸]»[۱۹]‏

شيعيان ما در وسعت هستند و می‌توانند در كارهاى خير، در راه صحیح خرج کنند، انفاق كنند اما هنگامى كه قائم ما عجّل الله فرجه الشّریف قيام كند همه گنج‌ها به صاحبان آنها حرام است، آنها بايد گنج‌ها را بياورند و در اختيار او بگذارند تا دشمنان خود را بدان منكوب كند و اين است معنى آيه شريفه: «وَ الَّذينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ…» یعنی و كسانى كه طلا و نقره را گنجينه (ذخيره) مى‏سازند و در راه خدا انفاق نمى‏كنند، آنان را به مجازات دردناكى بشارت ده.

و در تهذیب الأحکام آمده است که امام صادق علیه السّلام فرمودند:

«مُوَسَّعٌ عَلىٰ شيعَتِنا أَنْ يُنْفِقُوا مِمّا في أَيْديهِمْ بِالْمَعْرُوفِ، فَإِذا قامَ قائِمُنا عَلَیْهِ السَّلامُ حَرَّمَ عَلىٰ كُلِّ ذي كَنْزٍ كَنْزُهُ حَتّیٰ يَأْتُوهُ بِهِ يَسْتَعينُ بِهِ»[۲۰]

شيعيان ما در وسعت هستند و می‌توانند در كارهاى خير انفاق كنند اما هنگامى كه قائم ما اهل‌بیت علیه السّلام قيام كند، همه گنج‌ها را به صاحبان آنها حرام می‌ کند، تا آنجا که گنج را برایش بیاورند و حضرت با آن مال بر انجام کارهایش یاری طلبد.

بنابر بیان قرآن کریم، یکی از ویژگی های پرهیزکاران، توجّه به محرومان و کسانی است که بر اثر فشارهای گوناگون، دست نیاز دراز می‌کنند، پرهیزکاران برای رفع نیاز نیازمندان، در مال خود سهمی تعیین می‌کنند:

«إِنَّ الْمُتَّقينَ في‏ جَنّاتٍ وَ عُيُونٍ * آخِذينَ ما آتاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ كانُوا قَبْلَ ذٰلِكَ مُحْسِنينَ * كانُوا قَليلاً مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ * وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ * وَ في‏ أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ»[۲۱]

امام حسین علیه السّلام فرمودند:

«…وَ اعْلَمُوا أَنَّ حَوائِجَ النّاسِ إِلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللهِ عَلَيْكُمْ فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَحُورَ نِقَماً…» [۲۲]

 و بدانید بدرستی که نیازهای مردم به شما، از جمله نعمت های خداوند بر شماست، مبادا از نعمت ها ملول شويد كه تبديل به بلا خواهند شد.

امّا با کمال تاسّف، برخی با هزاران توجیه و بهانه از پرداخت وجوهات شرعی نیز سر باز می‌زنند، در حالی که در حدیثی قوی آمده است: مردی از بازرگانان فارس و از پیروان حضرت امام علیّ بن موسی الرّضا علیهما السّلام به ایشان نامه‌ای نوشت و درباره خمس اجازه خواست (تا بخشیده شود)، حضرت در پاسخ او نوشتند: 

«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمانِ الرَّحيمِ، إِنَّ اللهَ واسِعٌ كَريمٌ، ضَمِنَ عَلَى الْعَمَلِ الثَّوابَ، وَ عَلَى الضّيقِ الْهَمَّ (عَلَى الْخِلافِ الْعِقابَ)[۲۳]، لا يَحِلُّ مالٌ[۲۴] إِلّا مِنْ وَجْهٍ أَحَلَّهُ اللهُ، وَ إِنَّ الْخُمُسَ عَوْنُنا عَلىٰ دينِنا، وَ عَلىٰ عِيالاتِنا، وَ عَلىٰ مَوالينا، وَ ما نَبْذُلُهُ[۲۵] وَ نَشْتَري مِنْ أَعْراضِنا مِمَّنْ نَخافُ سَطْوَتَهُ، فَلا تَزْوُوهُ عَنّا، وَ لا تَحْرِمُوا أَنْفُسَكُمْ دُعاءَنا ما قَدَرْتُمْ عَلَيْهِ، فَإِنَّ إِخْراجَهُ مِفْتاحُ رِزْقِكُمْ[۲۶]وَ تَمْحيصُ ذُنُوبِكُمْ، وَ ما تُمَهِّدُونَ لِأَنْفُسِكُمْ لِيَوْمِ فاقَتِكُمْ، وَ الْمُسْلِمُ مَنْ يَفي لِلّٰهِ بِما عَهِدَ إِلَيْهِ، وَ لَيْسَ الْمُسْلِمُ مَنْ أَجابَ بِاللِّسانِ وَ خالَفَ بِالْقَلْبِ، وَ السَّلامُ»[۲۷]

بسم الله الرّحمان الرّحیم، همانا خداوند گستراننده و بخشنده است. برای انجام كار(ی كه مورد رضایتش باشد) پاداش و برای تنگ‌نظری (در این باره) غم و گرفتاری را ضمانت كرده است. هیچ مالی حلال نیست مگر از راهی كه خداوند آن را حلال كرده است، و به راستی كه خمس، یار ما برای دین و عیالات و دوستانمان است و آن چیزی است که می بخشیم و به وسیله آن آبرویمان را در برابر كسی است كه از او بیم داریم، حفظ می کنیم. آن را از ما دریغ ندارید و خود را از دعای ما محروم نسازید تا جایی كه بر آن توانا هستید، زیرا پرداخت خمس، سبب گشایش روزی و مایه پاک شدن گناهان شما و ذخیره‌ای است كه برای روز بی‌نوایی خود پس‌انداز می‌کنید. و مسلمان، فقط كسی است كه برای خدا بدان‌چه با او پیمان بسته، وفا كند و مسلمان نیست كسی كه به زبان پذیرا و به دل مخالف است. والسّلام.

مطلب قابل توجّه دیگر اینکه هرچند وجوهات شرعیّه دارایی خود را پرداخت کرده باشیم، مجاز نیستیم آن را به اسراف و اتلاف صرف کنیم و یا در راه غیر حق که اصطلاحاً به آن «تبذیر» گفته می‌شود ـ خرج نماییم، قرآن کریم می‌فرماید:

«وَ ءٰاتِ ذَا الْقُرْبىٰ حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذيراً * إِنَّ الْمُبَذِّرينَ کانُواْ إِخْوانَ الشَّياطينِ وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً»[۲۸]

و حقّ خويشاوندان و تهيدست و از راه مانده را بپرداز، و در راه غیر حق خرج مكن * بى‏ترديد تبذیر کنندگان، برادران شياطين‏اند، و شيطان همواره نسبت به پروردگارش بسيار نافرمان است‏

در تفسیر علیّ بن ابراهیم قمی علیه الرّحمة آمده است: (تبذیر در آیه مذکور) یعنی مال خود را در غیر راه طاعت خداوند صرف نکن.[۲۹]

بنابراین شیعه و دوست‌دار اهل‌بیت نبوّت صلوات الله علیهم اجمعین با کمال جدّیّت، به کسب مال حلال می پردازد و برای بی‌نیاز نمودن خود و خانواده و ارحام و مؤمنین سعی می‌کند و نه تنها وجوهات شرعیّه خود را می‌پردازد و از مستمندان دست‌گیری می‌کند، بلکه حقّی در مال خود، برای سائل و محروم قرار داده و اسراف و تبذیر نمی‌کند.

در ادّعای شیعه بودن خود صادق باشیم، و تسلیم محض فرمایشات و دستورات امامان معصوم باشیم، با هر آنچه در اختیار داریم از مال و زبان و قدم و آبرو، برای رفع مشکلات مؤمنین تلاش کنیم و همواره درصدد جلب رضایت و محبّت امام زمان علیه السّلام باشیم. باید در عمل نشان دهیم که منتظر آن حضرت هستیم و غباری از قلب مطهّرش برطرف نماییم.

شیعه ای که درباره اش فرموده اند:

«إِنَّ شیعَتَنا خُلِقُوا مِنْ فاضِلِ طینَتِنا»[۳۰]

از زیادت سرشت اهل بیت نبوّت است و نشانه اش چنین است:

«…إِنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالىٰ اطَّلَعَ إِلَى الْأَرْضِ فَاخْتارَنا، وَ اخْتارَ لَنا شيعَةً، يَنْصُرُونَنا، وَ يَفْرَحُونَ‏ لِفَرَحِنا، وَ يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا، وَ يَبْذُلُونَ أَمْوالَهُمْ وَ أَنْفُسَهُمْ فينا، أُولٰئِكَ مِنّا وَ إِلَيْنا… »[۳۱]

…همانا الله تبارك و تعالى بر زمين نظرى (خاص) افكند و ما را برگزيد، و براى ما شيعیانی برگزيد كه ما را يارى كنند، و به شادى ما شاد باشند، و به خاطر اندوه ما اندوهگين گردند، و مال و جانشان را در راه ما ببخشند، آنان از ما هستند و به سوى ما آيند… .

باید ببینیم چه چیزی اهل بیت علیهم السّلام را ناراحت می‌کند و سعی داشته باشیم تا آن غم را از قلب ایشان بزداییم، و مشکلات مادّی شیعیان و نیازهای غذایی، درمانی، ازدواج و مسکن آنان را با صرف مال خود رفع نماییم،  و بدانیم کسی که دلش برای امام زمانش می تپد، در دنیا مال اندوزی نمی کند، که مبادا به ما بفرمایند: «لَیْسَ مِنْ شیعَتِنا» تو شیعه ما نیستی زیرا مال‌اندوزی می‌کنی.

باید هر آنچه در توان داریم، برای هدایت ایتام آل‌محمّد صلوات الله علیهم، در امر دین و نشر معارف اهل بیت هزینه کنیم. بُخل، یکی از صفات ناپسندی است که تمامی ندارد. آرزوی مال اندوزی بیشتر که تنها، حرصی بی نتیجه است. اگر صله رحم کنیم و نیازهای مادّی ارحام خویش را برطرف نماییم، مال جمع نمی‌شود تا اینکه آفت بزند.

مال اندوزی یعنی برگزیدن دنیا، دنیا را بر آخرت مقدّم داشتن، چیره نمودن و سستی درایمان به معاد، بی‌تفاوت بودن نسبت به آخرت. در قلب کسی که مال اندوزی می کند در واقع ایمانی که او را وادار به انفاق کند، قرار نگرفته است.

اینجا، سؤالی به ذهن می آید: یعنی نباید غنی و ثروتمند باشیم؟ حضرت امّ‌المؤمنین خدیجه سلام الله علیها، ایشان یک نمونه است، مگر ایشان ثروتمند نبودند؟ بله ولی ایشان تمام دارایی خود را در اختیار پیغمبر گذاشتند، تا صرف مسلمانان نیازمند شود و در راه پیشرفت اسلام صرف شود. نمی‌گوییم پول‌دار نشویم، بلکه شیعه موظّف است از راه حلال کسب سرمایه نموده و خود را به لحاظ مادی تقویت کند، درآمد بیشتر کسب کند تا سربار جامعه نباشد و وابسته نباشد، همچنین از نیازمندان دستگیری نماید و خودکامه نباشد، مال غایت و هدف او نباشد، مال را یک جا جمع نکند و در حرکت و کار بیاندازد، تولید کار کند و در آبادانی شهر و دیار خود و نیازمندان به قدر کفاف صرف مال کند؛ و باید بداند و باور داشته باشد که این مال امانت است، همه چیز امانت و عاریت است، مالکیّت ها اعتباری هستند، و بنا بر این است که چند روزی در اختیار ما باشد تا معلوم شود جوهره ما چیست.

اکنون که دشمنان دین اسلام، به هر وسیله ای، کفر و فحشاء را نشر می دهند، شیعه توانمند موظّف است با انفاق در امر جوانان و مستمندان، فقر را رفع نماید، و برای جلب رضایت ولی نعمت خود، امام زمان ارواحنا فداه صرف کند، تا مصداق این آیه نباشد:

«وَ الَّذينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها في سَبيلِ اللهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَليمٍ»[۳۲]

کسانی که طلا و نقره و پول جمع می‌کنند و در راه خدا انفاق نمی‌کنند، عذابی دردناک دارند.

در این نوشته برخی از احادیثی را آوردیم که به صراحت بیان می کند که شیعه نباید مال اندوزی کند مگر اینکه انفاق نموده، و به داد بیچارگان برسد، و او امانت‌داری بیش نیست، و ملکیّت وی اعتباری است. لازم است به این آیات و احادیث با تدبّر نظری بیاندازیم، امید است مورد رضایت الله تعالی گردیم.

«… وَ صِلِ اللَّهُمَّ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُ وُصْلَةً تُؤَدّي إِلىٰ مُرافَقَةِ سَلَفِهِ، وَ اجْعَلْنا مِمَّنْ يَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ، وَ يَمْكُثُ في ظِلِّهِمْ، وَ أَعِنّا عَلىٰ تَأْدِيَةِ حُقُوقِهِ إِلَيْهِ، وَ الْإِجْتِهادِ في طاعَتِهِ، وَ الْإِجْتِنابِ عَنْ مَعْصِيَتِهِ، وَ امْنُنْ عَلَيْنا بِرِضاهُ، وَ هَبْ لَنا رَأْفَتَهُ  وَ رَحْمَتَهُ وَ دُعاءَهُ وَ خَيْرَهُ، ما نَنالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِكَ، وَ فَوْزاً عِنْدَك… »[۳۳]‏«… وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبينُ»[۳۴]

و صلّی الله علی محمّد و آله الأطهار و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین

و السّلام علیکم و رحمة الله شهر ذي الحجّة الحرام۱۴۳۸قم المقدّسة

عبد الزّهراء سلام الله علیها

حیدر حسین التربتي الکربلائي


عفی الله عن والدیه و عنه

[۱] – نهج‏البلاغة: ص۴۸۸حکمت۱۱۲٫

[۲] – الاختصاص: جالِساً.

[۳] – بصائرالدرجات: ص۳۹۱ب۸ ح۳٫ الإختصاص: ص۳۱۲٫

[۴] – کتاب المؤمن: ص۱۶ب۱ح ۵، و در کتاب أعلام‏الدين: ص۴۳۲ مرسلا با اختلاف.

[۵] – بصائرالدرجات: ص۳۹۰ب۸ح ۱و الإختصاص: ص۳۱۰ أحمد بن محمّد بن خالد البرقي، از خلف بن حمّاد… مانند البصائر.

[۶]– الإختصاص: ص۳۱۱٫

[۷] – الأمالي‏شیخ طوسی: ص٤٠٩مجلس١٤ح۹۲۱-  ۶۹٫

[۸] – الأمالي‏شیخ طوسی: ص٤٠٩مجلس١٤ح۹۲۱-  ۶۹٫

[۹] – عيون أخبار الرضا عليه السّلام: ج١ ص٢٧٦ب٢٨ح۱۳  و الخصال: ج١ ص٢٨٢ح۲۹٫ و كشف الغمّة في معرفة الأئمّة: ج٢ ص٢٩٤ و مشكاة الأنوار في غرر الأخبار: ص٢٧١ فصل۷ مانند آن است.

[۱۰]– تحف‏العقول: ص٣٧٧. مانند آن: التمحيص از مفضّل بن عمرو از امام صادق علیه السّلام: ص٥٠ب٥ح ۸۸٫

[۱۱] – بحار الأنوار: ج٦٩ ص٦٦ب٩٥ح۲۱ از مستطرفات السرائر: ص۴۱ ح٩.

[۱۲] – بحار الأنوار: ج٤٤ ص١٩٠ب٢٦: وَفَدَ أَعْرابِيٌّ الْمَدينَةَ فَسَأَلَ عَنْ أَكْرَمِ النّاسِ بِها، فَدُلَّ عَلَى الْحُسَيْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ، فَدَخَلَ الْمَسْجِدَ فَوَجَدَهُ مُصَلِّياً، فَوَقَفَ بِإِزائِهِ وَ أَنْشَأَ:

لَمْ يَخِبِ الْآنَ مَنْ رَجاكَ وَ مَنْ* حَرَّكَ مِنْ دُونِ بابِكَ الْحَلْقَهْ

أَنْتَ جَوادٌ وَ أَنْتَ مُعْتَمَدٌ* أَبُوكَ قَدْ كانَ قاتِلَ الْفَسَقَهْ

لَوْ لَا الَّذي كانَ مِنْ أَوائِلِكُمْ*  كانَتْ عَلَيْنَا الْجَحيمُ مُنْطَبِقَهْ‏

قال: فَسَلَّمَ الْحُسَيْنُ وَ قالَ: يا قَنْبَرُ! هَلْ بَقِيَ مِنْ مالِ الْحِجازِ شَيْ‏ءٌ؟ قالَ: نَعَمْ أَرْبَعَةُ آلافِ دينارٍ. فَقالَ: هاتِها قَدْ جاءَ مَنْ هُوَ أَحَقُّ بِها مِنّا. ثُمَّ نَزَعَ بُرْدَيْهِ وَ لَفَّ الدَّنانيرَ فيها وَ أَخْرَجَ يَدَهُ مِنْ شَقِّ الْبابِ حَياءً مِنَ الْأَعْرابِيِّ وَ أَنْشَأَ:

خُذْها فَإِنّي إِلَيْكَ مُعْتَذِرٌ* وَ اعْلَمْ بِأَنّي عَلَيْكَ ذُو شَفَقَهْ

لَوْ كانَ في سَيْرِنَا الْغَداةَ عَصًا* أَمْسَتْ سَمانا عَلَيْكَ مُنْدَفِقَهْ

لٰکِنَّ رَيْبَ الزَّمانِ ذُو غِيَرٍ* وَ الْكَفُّ مِنّي قَليلَةُ النَّفَقَهْ

قال: فَأَخَذَهَا الْأَعْرابِيُّ وَ بَكىٰ فَقالَ لَهُ: لَعَلَّكَ اسْتَقْلَلْتَ ما أَعْطَيْناكَ؟ قالَ: لا وَ لٰكِنْ كَيْفَ يَأْكُلُ التُّرابُ جُودَك؟!!!.‏

یک مرد اعرابى وارد مدينه طيبه شد و از كريم‌ترين مردم جويا شد. امام حسين عليه السّلام را به وى معرفى كردند. او داخل مسجد شد و ديد كه امام حسين مشغول نماز است. مقابل آن حضرت ايستاد و اين اشعار را سرود:

كسى كه الآن چشم اميد به تو دارد و حلقه درب خانه تو را حركت دهد نا اميد نخواهد شد  توئى كه بخشنده و مورد اعتماد می باشى پدر تو قاتل افراد فاسق و نابكار بود

اگر مقام نبوّت پدران و نياكان شما نمی بود آتش دوزخ دچار ما می شد

راوى می گويد: امام حسين عليه السّلام سلام كرد و به قنبر فرمود: آيا چيزى از مال حجاز باقى مانده؟ گفت: آرى، مبلغ چهار هزار اشرفى باقى است. فرمود: آنها را بياور! زيرا كسى كه از ما بيشتر به آنها احتياج دارد آمده است. سپس آن معدن جود و سخا برد (دو لباس یمنی خود) را از تن خويش خارج كرد و آن اشرفى‏ها را در ميان آن پيچيد و آن را به علت اينكه به نظر مباركش اندک بود و بدين جهت كه از اعرابى خجل می‌شد از شكاف در به آن اعرابى عطا كرد و اين اشعار را خواند:

اين اشرفى‏ها را بگير و من به علت اينكه به تو مختصرى عطا كردم پوزش مى‏طلبم

بدان كه من نسبت به تو شفقت و مهربانى دارم

اگر حق ما را به ما می‌دادند باران بذل و بخشش از آسمان‏ها بر تو فرو می ريخت

ولى چه بايد كرد، حوادث روزگار وضع انسان را تغيير می‌دهند و فعلاً دست من خالى از پول است

راوى می گويد: اعرابى آن اشرفى‏ها را گرفت و شروع به گريه كرد. امام حسين به وى فرمود: آيا براى اينكه بخشش ما کم و اندک بود گريه می‌كنى؟ گفت: نه. بلكه براى اين گريه می‌كنم كه چگونه خاک شما را مى‏ربايد و اين گونه بذل و بخشش‌های شما را از بين می‌برد.

[۱۳] – سوره(۲) آیه۲۶۲٫

[۱۴] – سوره (۲) آیه۲۴۶٫

[۱۵] – تفسیر مجمع البیان: ج٧ ص٣٤٣.

[۱۶] – الكافي: ج٦ ص٥٣١ ح۷. و المحاسن: ج٢ ص٦٠٨ب١ح۳ و مكارم‏الأخلاق: ص۱۲۷٫

[۱۷] – غررالحكم: ص٣٦٧  کلمه ۸۲۹۹٫

[۱۸]– سوره (٩) التوبة الآیة٣٤.

[۱۹] – الكافي: ج٤ ص٦١ ب النوادر …ح۴٫ تفسيرالعيّاشي: ج٢ ص٨٧ح ۵۴٫

[۲۰] – تهذيب‏الأحكام: ج٤ ص١٤٣ب٣٩ح۲۴٫

[۲۱] – سوره(۵۱) الذاریات آیات۱۶ الی ۲۰٫

[۲۲] – بحارالأنوار: ج٧٥ ص١٢١ب٢٠ح٤ از کشف الغمّة.

[۲۳] – المقنعة و التهذیب و الإستبصار و العوالي.

[۲۴] – الإستبصار: لَمْ يَحِلَّ.

[۲۵] – الإستبصار: وَ ما نَفُكُّ.

[۲۶] – المقنعة: أَرْزاقِكُمْ .

[۲۷] – الكافي: ج۱ ص۵۴۷ ح۲۵و المقنعة: ص۲۸۳ ب۳۸ و تهذيب‏الأحكام: ج۴ ص۱۳۹ ب۳۹ ح۱۷ و الإستبصار: ج۲ ص۵۹ ب۳۲ ح۹ و عوالي‏اللآلي: ج۳ ص۱۲۶ ح۶٫

[۲۸] – سوره (۱۷) الإسراء: آیات۲۷و ۲۸٫

[۲۹] – البرهان في تفسير القرآن: ج۳ ص۵۲۴  از تفسير عليّ بن ابراهیم: ج۲ ص۱۸٫

[۳۰] – إرشادالقلوب: ج۲ ص۴۲۳ و روضةالواعظين: ج٢ ص٢٩٦.

[۳۱] – الخصال: ج۲ ص۶۱۰ ح۱۰- حدّثنا أبي رضي الله عنه قال: حدّثنا سعد بن عبد الله قال: حدّثني محمّد بن عيسى بن عبيد اليقطينيّ، عن القاسم بن يحيى، عن جدّه الحسن بن راشد، عن أبي بصير و محمّد بن مسلم، عن أبي عبد الله علیه السّلام قال: حدّثني أبي، عن جدّي، عن‏ آبائه علیهم السّلام:‏ أنّ أمير المؤمنين علیه السّلام علّم أصحابه في مجلس واحد أربعمائة باب ممّا يصلح للمسلم في دينه و دنياه‏، قال علیه السّلام:. ر.ک. كامل الزيارات: ص۱۰۱ ب۳۲ ح۶ و عيون الحكم و المواعظ: ص۱۵۲ فصل۱۲ کلمه۳۳۴۰ و غرر الحكم و درر الكلم: ص۲۳۳ کلمه۱۷۸و جامع الأخبار: ص۱۷۹ فصل۴۱٫

[۳۲]– سوره (٩) التوبة الآیة٣٤.

[۳۳] – بحارالأنوار: ج۹۹ ص۱۰۸ب٧.

[۳۴] – سوره (٢٤) النور آیه ۵۵  و سوره (٢٩) العنکبوت آیه ١٩.


حضرت آیت الله شیخ حیدر تربتی کربلائی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *