متن استفتاء:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
حضور محترم حضرت آیة اللّه آقای شیخ حیدر تربتی کربلائی (مدّ ظلّه)
سلام علیکم لطفا به دو سؤال ذیل با ذکر ادلّه پاسخ بفرمایید:
سؤال- چه دلایلی بر جزئیّت شهادت ثالثه در اذان و اقامه وجود دارد؟
و آیا جایز است در تشهّد پس از شهادتین گفته شود{شهادت به ولایت}: و أشهد أنّ أمیر المؤمنین علیّاً و أولاده المعصومین حجج الله صلوات الله علیهم أجمعین؟
رضا دهکائی
متن جوابیّه:
بسم الله الرّحمان الرّحیم
الحمݠد لله ربّ العالمینݡ و صلّی الله علیٰ محمݠّد و آله الطّاهرینݡ
و لعنة الله علیٰ أعدائهم أجمعین إلیٰ أبد الآبدین
و السّلام علیکم و علیٰ من سلّم نفسه
لمحمّد و آله صلوات الله علیهم
جواب– ایمان داشتن به امامت و ولایت امامان معصوم از اهلبیت رسالت علیهم السّلام، از اصلیترین اصول دین است: و رواياتی تصريح دارد بر اينکه يکی از دعائم اسلام ولايت است.[i]
و مهمترين چيزی که به آن امر شدهايم امر ولايت است که فرمودند:
«وَ لَمْ يُنادَ بِشَيْءٍ كَما نُودِيَ بِالْوَلايَةِ».[ii]
چنانكه براى ولايت فرياد زده شد، براى هيچ چيزى ديگر ندا نشده است.
زیرا امامت باطن نبوّت و علّت مبقیه دین اسلام است، تفسیر و بیان حقائق دین و حفاظت از دین وظیفه مستمرّه امام است، و بنابر آیات و روایات بسیار، امر ولایت از ضروریّات دین است و نه مذهب.[iii]
حضرات ائمّه معصومین به حقیقت، آیةالله و دلیل و برهان توحیدند چنانکه فرمودند:
«وَ نَحْنُ الْأَعْرافُ الَّذينَ لا يُعْرَفُ اللهُ إِلّا بِسَبيلِ مَعْرِفَتِنا».[iv]
اعراف ما هستيم، همانكه الله جز به سبب و از راه شناختن ما، شناخته نشود.
تنها راه حصول معرفت به توحید اهلبیتاطهار علیهم السّلام هستند.
اصل حق حضرات معصومین علیهم السّلام هستند:[v]
شیخ کشّی به سند صحیح خود از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت میکند که حضرت به ابو الخطّاب که از منحرفین و بدعتگذاران بود نوشتند:
«بَلَغَني أݩَكَ تَزْعُمُ: أنَّ الزِّنا رَجُلٌ، وَ أنَّ الْخَمْرَ رَجُلٌ، وَ أنَّ الصَّلاةَ رَجُلٌ، وَ أنَّ الصِّيامَ رَجُلٌ، وَ أنَّ الْفَواحِشَ رَجُلٌ، وَ لَيْسَ هُوَ كَما تَقُولُ، إِنّا أصْلُ الْحَقِّ، وَ فُرُوعُ الْحَقِّ طاعَةُ اللهِ، وَ عَدُوُّنا أصْلُ الشَّرِّ، وَ فُرُوعُهُمُ الْفَواحِشُ، وَ كَيْفَ يُطاعُ مَنْ لا يُعْرَفُ؟، وَ كَيْفَ يُعْرَفُ مَنْ لا يُطاعُ؟».[vi]
(این خبر ) به من رسیده استکه تو عقيده دارى زنا مردى است، شراب مردى، و نماز مردى، و روزه مردى است، و فواحش مردى است، آن طور كه تو میگویى نيست، ما (اهلبیت) ريشه و اصل حق هستیم، فروع و شاخههاى آن فرمانبردارى از خداست، دشمن ما نيز ريشه شرّ است، و شاخههايش كارهاى بد (و فواحش) است. چگونه میتوان از كسى كه معرفتش حاصل نشده فرمانبردارى كرد؟ و كسی كه از او اطاعت نمیشود از كجا شناخته مىشود ؟.
ولایت که از اصول دین اسلام محمّدی صلّی الله علیه و آله است، اقرار به آن در هرکجا که اقرار به توحید و نبوّت واقع شد باید انجام گیرد و از مصادیق آن در اذان و اقامه و نیز در عبادات است.
حضرت الله تبارک و تعالی هنگام آفریدن آسمانها و زمین امر فرمود تا منادی ندا دهد بر شهادت به وحدانیّت الله تبارک و تعالی و رسالت محمّد رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم و امیر المؤمنین بودن حضرت علیّ علیه السّلام هر کدام را سه مرتبه.
امام جعفر صادق علیه السّلام فرمود:
«إِنّا أَوَّلُ أَهْلِ بَيْتٍ نَوَّهَ اللهُ بِأَسْمائِنا، إِنَّهُ لَمّا خَلَقَ (اللهُ-الأمالی) السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَمَرَ مُنادِياً فَنادىٰ: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ ثَلاثاً، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ ثَلاثاً، أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَميرُ الْمُؤْمِنينَ حَقّاً ثَلاثاً».[vii]
به راستى ما نخستين خاندانيم كه خداوند نام ما را بلند كرد، به راستى كه چون خدا آسمانها و زمين را آفريد به يك ندادهندهای فرمان داد تا سه بار فریاد زند، گواهی دهم كه خدایی جز الله نیست – سه بار- گواهی دهم كه محمّد رسول خداست- سه بار- گواهی دهم كه علىّ به حق امير المؤمنين است – سه بار-.
و برخی از روایات گویای اقرار به آن در اذان در زمان حیات رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم توسط بزرگ صحابی آنحضرت، سلمان و ابوذر در مسجد نبوی و تقریر پیامبر میباشد.
از آنچه ذکر گردید لزوم همراهی آن با اقرار به شهادت به توحید و نبوّت خاتم الأنبیاء صلّی الله علیه و آله استفاده میشود.
اصل ایمان به ولایت امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب و ائمّه معصومین علیهم السّلام نه تنها از اصول دین و معارفی است و نه فقهی، بلکه اقرار به آن نیز در هرکجا که اقرار و شهادت دادن به توحید و نبوّت لازم است اقرار و شهادت دادن به ولایت نیز معارفی است، با اینکه اینکار در عصر رسول الله نیز و در محضرش انجام گرفته است.
فقیه فقید شیخ عبدالنّبی عراقی در «رسالة الهدایة» که تقریر بحث فقهی ایشان است در اذان و اقامه در صفحه۴۵ از کتاب «السّلافة في أمر الخلافة» نوشته شیخ عبد الله المراغی از مخالفین در قرن هفتم چنین نقل میکند:
إنّ سلمان الفارسيّ رضي الله عنه ذکر فیهما (الأذان و الإقامة) الشّهادة بالولایة لعليّ بعد الشهادة بالرّسالة في زمن النبيّ صلّی الله علیه و آله و سلّم، فدخل رجل على رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم، فقال: يا رسول الله! إنّي سمعت أمراً لم أسمع قبل ذلك، فقال صلّى الله عليه و آله و سلّم : «ما هُوَ ؟» قال: سلمان قد يشهد في أذانه بعد الشّهادة بالرّسالة، الشّهادة بالولاية لعليّ!. قال: صلّی الله عليه و آله و سلّم:
همانا سلمان فارسی رضی الله عنه در زمان رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم در اذان و اقامه پس از شهادت به رسالت به ولایت حضرت علی علیه السّلام شهادت داد، و مردی بر رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم داخل گردید و گفت: ای رسولالله! همانا چیزی را شنیدم که پیشتر نشنیده بودم، پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: چه چیز است؟ گفت: به راستی که سلمان در اذانش پس از شهادت به رسالت، به ولایت علی شهادت میدهد!. آن حضرت صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:
«سَمِعْتُمْ خَيْراً».
(چیز) نیکویی شنیدهای.
و در همان کتاب است:
إنّ رجلاً دخل علی رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم، و قال: یا رسول الله! إنَّ أباذرّ یذکر في الأذان بعد الشّهادة بالرّسالة الشّهادة بالولایة لعليّ و یقول: «أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً وَلِيُّ اللهِ»!. فقال صلّى الله عليه و آله و سلّم:
همانا مردی بر رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم داخل شد و گفت: ای رسولالله! همانا ابوذر در اذان پس از شهادت به رسالت، به ولایت برای علیّ شهادت میدهد و میگوید: «أشْهَدُ أنَّ عَلِیّاً وَلِيُّ اللهِ»! حضرت صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود:
«کَذٰلِكَ، أَوَنَسیتُمْ قَوْلي في غَدیرِ خُمٍّ: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ؟! فَمَنْ یَنْکُثُ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلیٰ نَفْسِهِ». [viii]
همان است (بایسته و درست است)، آیا فراموش کردید سخنم را (درباره ولایت او) در غدیر خم: هرکه را که من مولای اویم، علی مولای اوست؟! هر كس بيعت (به ولایتش) را بشكند، به یقین به زيان خود پيمان شكسته است.
و عمومات بسیاری در احادیث استکه حکایت از همراهی شهادت به ولایت با شهادت به توحید و نبوّت در عالم ملکوت، فرشتگان، عرش، کرسی و جنّات و … میکند.
رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:
از بهشتها بازدید نمودم و بر سر در تمامی آنها… و بر درب پنجم آن نوشته بود:
«لا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللهِ، فَمَنْ أَرادَ أَنْ لا يُشْتَمَ، وَ مَنْ أَرادَ أَنْ لا يَذِلَّ، وَ مَنْ أَرادَ أَنْ لا يَظْلِمَ وَ لا يُظْلَمَ، وَ مَنْ أَرادَ أَنْ يَسْتَمْسِكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقىٰ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَقُلْ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللهِ، … ».[ix]
«لا اله إلّا الله، محمّد رسول الله، علیّ ولیّ الله»، پس هر کس بخواهد شماتت نشود، و هرکسی بخواهد خوار نگردد، و هر که بخواهد که ستم نکند و مورد ستم واقع نشود، و هر که بخواهد به ریسمان محکم (خداوند) در دنیا و آخرت چنگ بزند، باید بگوید: «لا إله إلّا الله، محمّد رسول الله، علیّ ولیّ الله»، … .
و در روایت قاسم بن معاویه از امام جعفر صادق علیه السّلام استکه در ضمن حدیث فرمودند:
«… فَإِذا قالَ أَحَدُكُمْ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ، فَلْيَقُلْ: عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ (وَلِيُّ اللهِ)[x] … ».[xi]
… پس آنگاه که کسی از شما گفت: لا إله إلّا الله، محمّد رسول الله، پس بگوید: علیّ امیر المؤمنین (ولیّ الله)… .
و علامه مجلسی پس از نقل این حدیث شریف مینویسد:
فيدلّ على استحباب ذلك عموماً، و الأذان من تلك المواضع، و قد مرّ أمثال ذلك في أبواب مناقبه علیه السّلام، و لو قاله المؤذّن أو المقيم لا بقصد الجزئيّة بل بقصد البركة لم يكن آثماً، فإنّ القوم جوّزوا الكلام في أثنائهما مطلقاً و هذا من أشرف الأدعية و الأذكار.[xii]
پس این حدیث دلالت میکند بر استحباب گفتن (علیّ ولیّ الله) در عموم (جاهایی که شهادتین میگوید)، و اذان از آن مواضع است، و مانند آن در ابواب مناقب آن حضرت علیه السّلام گذشت، و اگر گوینده اذان و یا اقامه نه به قصد جزئیّت بلکه به قصد برکت بگوید گناهی نکرده، پس همانا (علماء) امامیّه سخن گفتن را در هنگام اذان و اقامه گفتن جایز دانستهاند و این از شریفترین دعاها و ذکرها است.
و تمامی حضرات آلمحمّد صلوات الله علیهم در آغازین لحظات نزول اجلال خود به نشئه دنیویه، اقرار به شهادت وحدانیّت الله تعالی و نبوّت محمّد رسول الله و ولایت و امامت ائمّه اطهار صلوات الله علیهم مینمودهاند، و از آنهاست:
حضرت ابوطالب و فاطمه بنت اسد علیهما السّلام در ولادت مولی الموحّدین علیه السّلام بنابر نقل، فرمودند:
«فَلَمّا وُلِدَ سَجَدَ عَلَى الْأَرْضِ يَقُولُ: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُاللهِ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَصِيُّ مُحَمَّدٍ رَسُولِاللهِ، بِمُحَمَّدٍ يَخْتِمُ اللهُ النُّبُوَّةَ، وَ بي تَتِمُّ الْوَصِيَّةُ، وَ أَنَا أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، … ».[xiii]
پس آنگاه که زاده شد بر زمین سجده کرد و میفرمود: شهادت میدهم که خداوندی جز الله نیست، و شهادت میدهم که محمّد رسولالله است، و شهادت میدهم همانا علیّ وصیّ محمّد رسول الله است، به محمّد نبوّت خاتمه مییابد، و به من وصایت تمام میگردد، و من امیر المؤمنینم… .
و بنابر گزارش حضرت حکیمه خاتون دختر امام محمّد جواد علیهما السّلام از ولادت حضرت صاحبالأمر عجّل الله فرجه الشّریف:
… و ديدم نورى نرجس را در خود گرفته كه چشمم را تار میكند، و كودک را ديدم كه در حال سجده است، و بر دو زانو تكيه كرده، و دو انگشت سبابه را بلند كرده و میفرماید:
«أَشْهَدُ أنْ لا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَ أنَّ جَدّي مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ، وَ أنَّ أبي أميرُ الْمُؤْمِنينَ».[xiv]
شهادت میدهم بر اینکه خداوندی جز الله نیست یگانه است و شریکی ندارد، و شهادت میدهم که جدّم محمّد رسولالله است، و شهادت میدهم همانا پدرم علیّ امیر المؤمنین است.
سپس نام تک تک امامان را برد تا اینکه به خودش رسید و فرمود:
«اللّٰهُمَّ! أَنْجِزْ لي ما وَعَدْتَني، وَ أَتْمِمْ لي أَمْري، وَ ثَبِّتْ وَطْأَتي، وَ امْلَإِ الْأَرْضَ بي عَدْلاً وَ قِسْطاً».
الاها! آنچه را به من وعده دادى انجام ده، و كارم را تمام كن، و قدمم را استوار دار، و زمين را به من پر از عدل و داد فرما.
و در تفسیر «الکلم الطیّب» در آیه کریمه:
«مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلّٰهِ الْعِزَّةُ جَميعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصّالِحُ يَرْفَعُهُ … ».[xv]
هركس عزّت میخواهد، پس همه عزّت از آن خداست، «الكلم الطّیّب» به سوى او بالا مىرود، و عمل صالح را آن را بالا می برد … .
امام جعفر صادق علیه السّلام چنین فرمودند:
«الْكَلِمُ الطَّيِّبُ قَوْلُ الْمُؤْمِنِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللهِ وَ خَليفَةُ رَسُولِ اللهِ».[xvi]
کلم طیّب سخن مؤمن است: خدایی جز الله نیست، محمّد رسولالله است، علی ولیّ الله و خلیفه رسول الله است.
دقّت شود که امام نفرمود فقط ایمان تنها بلکه فرمود: کلم طیّب (که آیه میفرماید که به سوی الله صعود میکند) قول مؤمن است اینکه بگوید:
«لا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللهِ وَ خَليفَةُ رَسُولِ اللهِ».
و بنابر نقل ابن بابویه و شیخ طوسی قدّس سرݨݨݨّهما و برخی دیگر از فقهای شیعه روایاتی درباره شهادت به ولایت امیر المؤمنین علی علیه السّلام در اذان و اقامه وارد شده است، که متاسّفانه آن احادیث را ذکر ننمودند.
برخی از علمای شیعه نیز شهادت به ولایت را از اجزای اذان و اقامه دانستهاند:
ملا محمّد تقی مجلسی نوشته است:
و الأولى أن يقوله على أنّه جزء الإيمان لا جزء الأذان، و يمكن أن يكون واقعاً و يكون سبب تركه التقيّة كما وقع في كثير من الأخبار ترك (حيّ على خير العمل) تقيّة.[xvii]
اولی این استکه آنرا بنابر اینکه جزء ایمان است بگوید، و نه جزء اذان، و ممکن است که در واقع (جزء اذان) بوده باشد و سبب ترک آن تقیّه باشد همانطور که در بسیاری از اخبار از روی تقیّه ترک (حيّ علی خیر العمل) واقع شده است.
و علّامه ملا محمّد باقر مجلسی نوشته:
و أقول: لا يبعد كون الشّهادة بالولاية من الأجزاء المستحبّة للأذان لشهادة الشّيخ و العلّامة و الشّهيد و غيرهم بورود الأخبار بها.[xviii]
و میگویم: دور نیست که شهادت به ولایت از اجزاء مستحبّی برای اذان باشد به خاطر گواهی شیخ طوسی و علّامه حلّی و شهید اوّل و غیر آنان بر اینکه اخبار (و احادیثی) در اینباره وارد شده است.
و سیّد بحر العلوم قدّس سرّه آنرا مکمّل شهادتین میداند:
و أکمل الشّهادتین بالّتي قد أکمل الدّین بها في الملّة
و إنّها مثل الصّلاة خارجة عن الخصوص بالعموم والجة.[xix]
و برخی گفتهاند مستحب است و به قصد رجحان گفته شود، و در جواهر الکلام آمده است:
بل لو لا تسالم الأصحاب لأمكن دعوى الجزئيّة بناء على صلاحيّة العموم لمشروعيّة الخصوصيّة، و الأمر سهل.[xx]
و فقیه شیخ عبد النّبیّ عراقی قدّس سرّه در «رسالة الهدایة ص۴۹» گوید:
جزء واجب لولا المشهور فتکون جزءاً مندوباً، یؤتی بها إستحباباً.
اگر قول مشهور نبود جزء واجب میبود پس جزء مستحب است، و به نیّت مستحبی آورده شود.
و آیة الله سیّد محسن حکیم قدّس سرّه مینویسد:
بل ذلك في هذه الأعصار معدود من شعائر الإيمان و رمز التّشيّع، فيكون من هذه الجهة راجحاً شرعاً بل قد يكون واجباً، لكن لا بعنوان الجزئيّة من الأذان. و من ذلك يظهر وجه ما في البحار من أنّه لا يبعد كون الشّهادة بالولاية من الأجزاء المستحبّة للأذان، لشهادة الشّيخ و العلّامة و الشّهيد و غيرهم بورود الأخبار بها، و أيّد ذلك بخبر القاسم بن معاوية المرويّ عن احتجاج الطبرسي عن الصّادق علیه السّلام.[xxi]
ایشان آنرا از شعائر ايمان و رمز تشيّع میدانند، و آن را راجح بلکه آن را به تحقیق واجب میدانند، نه به عنوان جزئیّت در اذان … .
از آنچه از برخی از علمای شیعه نقل شد استفاده میشود که گفتن شهادت به ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام در اذان و اقامه نه تنها مشروع است بلکه جزء آن است.
دلایل دیگری بر جزئیّت شهادت به ولایت و امیر المؤمنینی آنحضرت وجود دارد که به تفصیل آنها را در کتاب شریف «جرعة من ولایة أمیرالمؤمنین عليّ علیه السّلام» جمع نمودهایم.
و شهادت به ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام در تشهّد نماز: ۱- در روایت ابوبصیر از امام جعفر صادق علیه السّلام میباشد ۲- و در فقه منسوب رضوی علیه السّلام نیز آمده است ۳- و در کتاب شریف المراسم العلویّة فقیه سلّار بن عبد العزیز دیلمی قدّس سرّه که رساله فتوائیّه ایشان است نیز وجود دارد.
ملّا محمّد تقی مجلسی در رساله فتوائیّه «يک دوره فقه كامل فارسى» مینویسد:
و سنّت است كه بر اين بيافزايد چنانكه ابو بصير از حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام نقل كرده:
«بِسْمِ اللهِ وَ بِاللّٰهِ، وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ، وَ خَيْرُ الْأَسْماءِ کُلِّها لِلّٰهِ. أشْهَدُ أݩَنْ لا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَ أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، أرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشيراً وَ نَذيراً بَيْنَ يَدَيِ السّاعَةِ. وَ أشْهَدُ أنَّ رَبّي نِعْمَ الرَّبُّ، وَ أنَّ مُحَمَّداً نِعْمَ الرَّسُولُ، وَ أنَّ عَلِيّاً نِعْمَ الْوَصِيُّ وَ نِعْمَ الْإِمامُ. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ في أمَّتِهِ، وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ، الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعالَمینَ».[xxii]
و در «فقه منسوب رضوی علیه السّلام» چنین است:
… فَإِذا صَلَّيْتَ الرَّكْعَةَ الرّابِعَةَ فَقُلْ في تَشَهُّدِكَ:
… پس چون رکعت چهارم کردی در تشهّدت بگو:
«بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ وَ الْأَسْماءُ الْحُسْنیٰ كُلّها لِلّٰهِ. أشْهَدُ أنْ لا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَ أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، أرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشيراً وَ نَذيراً بَيْنَ يَدَيِ السّاعَةِ. التَّحِيّاتُ لِلّٰهِ، وَ الصَّلَواتُ الطَّيِّباتُ الزّاكِياتُ الْغادِياتُ الرّائِحاتُ التّامّاتُ النّاعِماتُ الْمُباركاتُ الصّالِحاتُ لِلّٰهِ، ما طابَ وَ زَكىٰ وَ طَهُرَ وَ نَمىٰ وَ خَلَصَ فَلِلّٰهِ، وَ ما خَبُثَ فَلِغَيْرِ اللهِ. أشْهَدُ أنَّكَ نِعْمَ الرَّبُّ، وَ أنَّ مُحَمَّداً نِعْمَ الرَّسُولُ، وَ أنَّ عَلِیّاً نِعْمَ الْمَوْلیٰ، وَ أنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ، وَ النّارَ حَقٌّ، وَ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَ الْبَعْثَ حَقٌّ، وَ أنَّ السّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فيها، وَ أنَّ اللهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ. الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذي هَدانا لِهٰذا وَ ما كُنّٰا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أنْ هَدانَا اللّٰهُ. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِمُحَمَّدٍ، وَ بَارِكْ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِمُحَمَّدٍ، وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَمُحَمَّدٍ، أَفْضَلَ ما صَلَّيْتَ، وَ بارَكْتَ، وَ رَحِمْتَ، وَ تَرَحَّمْتَ، وَ سَلَّمْتَ، عَلىٰ إِبْراهيمَ وَ آلِإِبْراهيمَ فِي الْعالَمينَ، إِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفىٰ، وَ عَلِيٍّ الْمُرْتَضىٰ، وَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ، وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ، وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ الرّاشِدينَ، مِنْ آلِطٰهٰ وَ ياسینَ. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ نُورِكَ الْأَنْوَرِ، وَ عَلىٰ حَبْلِكَ الْأَطْوَلِ، وَ عَلىٰ عُرْوَتِكَ الْأَوْثَقِ، وَ عَلىٰ وَجْهِكَ الْأَکْرَمِ، وَ عَلىٰ جَنْبِكَ الْأَوْجَبِ، وَ عَلىٰ بابِكَ الْأَدْنىٰ، وَ عَلىٰ مَسْلَكِ الصِّراطِ. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَى الْهادينَ الْمَهْدِيّينَ، الرّاشِدينَ الْفاضِلينَ، الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ، الْأَخْيارِ الْأَبْرارِ. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ جَبْرائیلَ وَ ميكائيلَ، وَ إِسْرافيلَ وَ عِزْرائيلَ، وَ عَلىٰ مَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبينَ، وَ أنْبِيائِكَ الْمُرْسَلينَ، وَ رُسُلِكَ أجْمَعينَ، مِنْ أهْلِ السَّماواتِ وَ الْأَرَضينَ، وَ أهْلِ طاعَتِكَ أكْتَعينَ، وَ اخْصُصْ مُحَمَّداً (صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) بِأَفْضَلِ الصَّلاةِ وَ التَّسْليمِ. السَّلامُ عَلَيْكَ أيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلىٰ أهْلِبَيْتِكَ الطَّيِّبينَ، السَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلىٰ عِبادِ اللهِ الصّالِحينَ».
ثُمَّ سَلِّمْ عَنْ يَمينِكَ وَ إِنْ شِئْتَ يَميناً وَ شِمالاً وَ إِنْ شِئْتَ تُجاهَ الْقِبْلَةِ، … ».[xxiii]
سپس به سمت راستت و خواهی به راست و چپت و خواهی رو به قبله سلام کن… .
و در کتاب «المراسم العلويّة» فرموده است:
و أمّا التّشهّد الثّاني الّذي يتعقّبه التّسليم في الرّابعة من الظهر و العصر و العشاء الآخرة، و الثّالثة من المغرب، و الثّانية من صلاة الغداة، فهو:
و امّا تشهّدی که در پی آن سلام دادن است در رکعت چهارم ظهر و عصر و عشاء و سوم مغرب و دوم صبح، این است:
«بِسْمِ اللهِ، وَ بِاللهِ، وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ، وَ الْأَسْماءُ الْحُسْنٰى كُلّها لِلّٰهِ. التَّحِيّاتُ لِلّٰهِ، و الصَّلَواتُ الطَّيِّباتُ، الطّاهِراتُ، الزّاكِياتُ، النّاعِماتُ، السّابِغاتُ، التّامّاتُ، الْحَسَناتُ، لِلّٰهِ ما طابَ وَ طَهُرَ، وَ زَكا وَ نَما وَ خَلَصَ، وَ ما خَبُثَ فَلِغَيْرِ اللهِ. أَشْهَدُ أَنْ لا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، أَرْسَلَهُ بِالْهُدیٰ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكونَ. وَ أَشْهَدُ أَنَّ رَٮݪݪݓّي نِعْمَ الرَّبُّ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً نِعْمَ الرَّسولُ، وَ أَنَّ عَلِيّاً نِعْمَ الْإِمامُ. وَ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ، وَ النّارَ حَقٌّ، وَ أَنَّ السّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فيها، وَ أَنَّ اللّٰهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِمُحَمَّدٍ، وَ بارِكْ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِمُحَمَّدٍ، وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَمُحَمَّدٍ، وَ تَحَنَّنْ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِمُحَمَّدٍ، كَأَفْضَلِ ما صَلَّيْتَ، وَ بارَكْتَ، وَ تَرَحَّمْتَ، وَ تَحَنَّنْتَ، عَلىٰ إِبْراهيمَ وَ آلِإِبْراهيمَ، إِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ. السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ».
و يومئ بوجهه إلى القبلة فيقول:
و با روی خود به قبله اشاره کند و بگوید:
«السَّلامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الرّاشِدينَ، السَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلىٰ عِبادِ اللهِ الصّالِحينَ».
و ينحرف بعينه إلى يمينه، و قد قضى صلاته.[xxiv]
و با چشم خود به راست منحرف گردد، و همانا نماز خود را بهجا آورده است.
و اگر شهادت به ولایت را به صیغه دیگری بخواند و قصد ورود نکند جایز است. و الله العالم.
لازم به ذکر است، آنچه در این جوابیّه ذکر شد اشارهای به برخی از ادلّه بسیار بود، و تفصیل آنها در کتاب «جرعة من ولایة أمیرالمؤمنین علیه السّلام» خواهد آمد.
و صلّی الله علی محمّد و آله و عجّل الله فرجهم
و لعن الله أعدائهم أجمعین.
و السّلام علیکم و رحمة الله
عشیّةالثلاثاء سادس محرّم الحرام۱۴۳۷
قم المقدّسة عشّ آل محمّد صلّی الله علیهم
عُبیدهم حیدر حسین التربتي الکربلائي
عفی الله و غفر عن والدیه و عنه
[i] – در کتابهای حدیث روایات بسیاری در اصالت ولایت و براءت در اسلام وجود دارد، و از آنها کتاب شریف الکافي باب دعائم الإسلام پانزده حدیث بر این معنی آورده استکه: بُنِيَ الْإِسْلامُ، دَعائِمُ الْإِسْلامِ، أَثافِيُّ الْإِسْلامِ، بِناءُ الْإِسْلامِ، الدّینُ الَّذي لا یُقْبَلُ فیهِ الْعَمَلُ، الدّینُ الَّذي فَرَضَ اللهُ عَلَی الْعِبادِ ما لا یَسَعُهُمْ جَهْلُهُ وَ لا یَقْبَلُ مِنْهُمْ غَیْرُهُ، حُدودُ الْإِیمانِ … : الْولایَةُ، الْولایَةُ لَنا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ الْبَرائَةِ مِنْ عَدُوِّنا، الْولایَةُ وَ لَمْ یُنادَ بِشَيْءٍ کَما نودِيَ بِالْولایَةِ فِي الْغَدیرِ، ولایَةُ وَلِیِّنا وَ عَداوَةِ عَدُوِّنا وَ التَّسْلیمِ لَنا، … . و از آن است:
الكافي: ج۲ ص۲۱ باب دعائم الإسلام …ح۹- به سند صحیح خود از عيسى بن السری گفت: به امام جعفر صادق علیه السّلام عرض کردم: حدّثني عمّا بنيت عليه دعائم الإسلام إذا أنا أخذت بها زكى عملي و لم يضرّني جهل ما جهلت بعده. فقال: «شَهادَةُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، وَ الْإِقْرارُ بِما جاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ، وَ حَقٌّ فِي الْأَمْوالِ مِنَ الزَّكاةِ، وَ الْوَلايَةُ الَّتي أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِها وَلايَةُ آلِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِمْ وَ سَلَّمَ، فَإِنَّ رَسُولَاللَّهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ قالَ: مَنْ ماتَ وَ لا يَعْرِفُ إِمامَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً، قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: «أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» فَكانَ عَلِيٌّ عَلَیْهِ السَّلامُ، ثُمَّ صارَ مِنْ بَعْدِهِ الْحَسَنُ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ الْحُسَيْنُ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ، ثُمَّ هٰكَذا يَكُونُ الْأَمْرُ. إِنَّ الْأَرْضَ لا تَصْلُحُ إِلّا بِإِمامٍ، وَ مَنْ ماتَ لا يَعْرِفُ إِمامَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً، وَ أَحْوَجُ ما يَكُونُ أَحَدُكُمْ إِلىٰ مَعْرِفَتِهِ إِذا بَلَغَتْ نَفْسُهُ هاهُنا- قال:- و أهوى بيده إلى صدره- يَقُولُ حينَئِذٍ: لَقَدْ كُنْتُ عَلىٰ أَمْرٍ حَسَنٍ».
تفسير فرات الكوفی: ص۱۰۹ ح۱۱۱و تفسير العيّاشی: ج۱ ص۲۵۲ ح۱۷۵ و إختيار معرفة الرجال: ص۴۲۴ ح۷۹۹ به سندهای خود از أبوالیسع يحيى بن السّريّ مانند آن با اختلاف و زیادت.
[ii] – الكافي: ج۲ ص۱۸ ح۱- به سند متّصل از أبو حمزه از امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: «بُنِيَ الْإِسْلامُ عَلىٰ خَمْسٍ؛ عَلَى الصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلايَةِ، وَ لَمْ يُنادَ بِشَيْءٍ كَما نُودِيَ بِالْوَلايَةِ».
و الكافي: ج۲ ص۱۸ ح۳ – به سند متّصل از فضيل بن يسار از امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: «بُنِيَ الْإِسْلامُ عَلىٰ خَمْسٍ؛ عَلَى الصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلايَةِ، وَ لَمْ يُنادَ بِشَيْءٍ كَما نُودِيَ بِالْوَلايَةِ، فَأَخَذَ النّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَكُوا هٰذِهِ – يعني الولاية-».
و الكافي: ج۲ ص۲۱ ح۸- به سند صحیح از فضيل بن يسار از امام محمّد باقر علیه السّلام که فرمود: «بُنِيَ الْإِسْلامُ عَلىٰ خَمْسٍ؛ الصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلايَةِ، وَ لَمْ يُنادَ بِشَيْءٍ ما نُودِيَ بِالْوَلايَةِ يَوْمَ الْغَديرِ».
و المحاسن: ج۱ ص۲۸۶ ب۴۶ ح۴۲۹- از ابن محبوب از أبو حمزه ثمالی از امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: «بُنِيَ الْإِسْلامُ عَلىٰ خَمْسٍ؛ الصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلايَةِ، وَ لَمْ تُنادَ بِشَيْءٍ ما نُودِيَ بِالْوَلايَةِ- و زاد فيها عبّاس بن عامر- فَأَخَذَ النّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَكُوا هٰذِهِ- يعني الولاية-».
[iii] – تأويل الآيات الظاهرة: ص۲۲- به روایت از فضل بن شاذان به سند خود از امام جعفر صادق علیه السّلام حضرتش فرمود: «نَحْنُ أَصْلُ كُلِّ خَيْرٍ وَ مِنْ فُرُوعِنا كُلّݩُ بِرٍّ وَ مِنَ الْبِرِّ؛ التَّوْحيدُ وَ الصَّلاةُ وَ الصِّيامُ وَ كَظْمُ الْغَيْظِ وَ الْعَفْوُ عَنِ الْمُسيءِ وَ رَحْمَةُ الْفَقيرِ وَ تَعاهُدُ الْجارِ وَ الْإِقْرارُ بِالْفَضْلِ لِأَهْلِهِ، وَ عَدُوُّنا أݩَصْلُ كُلِّ شَرٍّ وَ مِنْ فُرُوعِهِمْ كُلُّ قَبيحٍ وَ فاحِشَةٍ فَمِنْهُمُ؛ الْكَذِبُ وَ النَّميمَةُ وَ الْبُخْلُ وَ الْقَطيعَةُ وَ أݩَكْلُ الرِّبا وَ أݩَكْلُ مالِ الْيَتيمِ بِغَيْرِ حَقِّهِ وَ تَعَدِّي الْحُدُودِ الَّتي أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رُكُوبُ الْفَواحِشِ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ مِنَ الزِّناءِ وَ السَّرِقَةِ وَ كُلُّ ما وافَقَ ذٰلِكَ مِنَ الْقَبيحِ، وَ كَذَبَ مَنْ قالَ: إِنَّهُ مَعَنا وَ هُوَ مُتَعَلِّقٌ بِفَرْعِ غَيْرِنا».
[iv] – احادیث بسیاری در کتابهای: بصائر الدرجات و الإختصاص و الکافي و غیر آنها در این مطلب است و ما در اینجا به دو حدیث شریف اکتفا میکنیم: بصائر الدرجات: ص۴۹۷ ب۱۶ ح۷- به سند خود از أصبغ بن نباتة از سلمان فارسی گفت: قسم به خداوند هرآینه از رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم شنیدم که به حضرت علیّ علیه السّلام می فرمود: «يا عَلِيُّ! أَنْتَ وَ الْأَوْصِياءُ مِنْ بَعْدي -أو قال:- مِنْ بَعْدِكَ أَعْرافٌ لا يُعْرَفُ اللَّهُ إِلّا بِسَبيلِ مَعْرِفَتِكُمْ وَ أَعْرافٌ لا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلّا مَنْ عَرَفَكُمْ وَ عَرَفْتُمُوهُ وَ لا يَدْخُلُ النّارَ إِلّا مَنْ أَنْكَرَكُمْ وَ أَنْكَرْتُمُوهُ».
بصائرالدرجات: ص۴۹۷ ب۱۶ ح۶- به سند صحیح از أصبغ بن نباتة گوید: أميرالمؤمنين علیه السّلام فرمود: «… وَ نَحْنُ الْأَعْرافُ الَّذينَ لا يُعْرَفُ اللَّهُ إِلّا بِسَبيلِ مَعْرِفَتِنا … ».
[v] – إختيار معرفة الرجال: ص۲۹۱ ح۵۱۲- به سند خود از امام صادق علیه السّلام که حضرت به أبو الخطّاب (از منحرفین) نوشتند: «بَلَغَني أݩَنَّكَ تَزْعُمُ: أݩَنَّ الزِّنا رَجُلٌ وَ أݩَنَّ الْخَمْرَ رَجُلٌ وَ أݩََنَّ الصَّلاةَ رَجُلٌ وَ أݩَنَّ الصِّيامَ رَجُلٌ وَ أݩَنَّ الْفَواحِشَ رَجُلٌ، وَ لَيْسَ هُوَ كَما تَقُولُ، إِنّا أݩَصْلُ الْحَقِّ، وَ فُرُوعُ الْحَقِّ طاعَةُ اللَّهِ، وَ عَدُوُّنا أݩَصْلُ الشَّرِّ ،وَ فُرُوعُهُمُ الْفَواحِشُ، وَ كَيْفَ يُطاعُ مَنْ لا يُعْرَفُ، وَ كَيْفَ يُعْرَفُ مَنْ لا يُطاعُ».
[vi] – رجال الكشّيّ – إختيار معرفة الرجال: ص۲۹۱ ح۵۱۲- حمدويه قال: حدّثني محمّد بن عيسى، عن يونس بن عبد الرحمان، عن بشير الدّهّان، عن أبي عبد الله علیه السّلام قال: كتب أبو عبد الله علیه السّلام إلى أبي الخطّاب: بَلَغَني أَنَّكَ تَزْعُمُ أَنَّ الزِّنا رَجُلٌ، وَ أَنَّ الْخَمْرَ رَجُلٌ، وَ أَنَّ الصَّلاةَ رَجُلٌ، وَ أَنَّ الصِّيامَ رَجُلٌ، وَ أَنَّ الْفَواحِشَ رَجُلٌ، وَ لَيْسَ هُوَ كَما تَقُولُ؛ إِنّا أَصْلُ الْحَقِّ، وَ فُرُوعُ الْحَقِّ طاعَةُ اللهِ، وَ عَدُوُّنا أَصْلُ الشَّرِّ، وَ فُرُوعُهُمُ الْفَواحِشُ، وَ كَيْفَ يُطاعُ مَنْ لا يُعْرَفُ؟ وَ كَيْفَ يُعْرَفُ مَنْ لا يُطاعُ؟.
و بصائر الدرجات: ص۵۳۶ ب۲۱ ح۲- حدّثنا أحمد بن محمّد، عن الحسين بن سعيد، عن الحسن بن عليّ بن فضّال، عن حفص المؤذّن قال: كتب أبو عبد الله علیه السّلام إلى أبي الخطّاب: «بَلَغَني أَنَّكَ تَزْعُمُ أَنَّ الْخُمُسَ [الْخَمْرَ] رَجُلٌ، وَ أَنَّ الزِّنا رَجُلٌ، وَ أَنَّ الصَّلاةَ رَجُلٌ، وَ أَنَّ الصَّوْمَ رَجُلٌ، وَ لَيْسَ كَما تَقُولُ، نَحْنُ أَصْلُ الْخَيْرِ، وَ فُرُوعُهُ طَاعَةُ اللهِ، وَ عَدُوُّنَا أَصْلُ الشَّرِّ، وَ فُرُوعُهُ مَعْصِيَةُ اللهِ». ثمّ كتب: «كَيْفَ يُطاعُ مَنْ لا يُعْرَفُ؟ وَ كَيْفَ يُعْرَفُ مَنْ لا يُطاعُ؟». از او: مختصر البصائر: ص۲۳۷ ح۲۴۴/ ۱٫
[vii] – الكافي: ج۱ ص۴۴۱ ح۸- به سند خود از سنان بن طريف گوید: امام جعفر صادق علیه السّلام فرمود: «إِنّا أَوَّلُ أَهْلِ بَيْتٍ نَوَّهَ اللَّهُ بِأَسْمائِنا، إِنَّهُ لَمّا خَلَقَ (اللَّهُ-الأمالی) السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَمَرَ مُنادِياً فَنادىٰ: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ ثَلاثاً، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ثَلاثاً، أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَميرُ الْمُؤْمِنينَ حَقّاً ثَلاثاً».
و الأمالی ابن بابویه: ص۶۰۴ مجلس۸۸ ح۴- به سند خود از سنان بن طريف مانند آن.
و الأمالي، ابن بابویه: ص۱۲۶ مجلس۲۶ ح۸- از حسن بن محمّد بن سعيد هاشمی به سند متّصل از امام صادق از پدرانش علیهم السّلام فرمود: رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «يَوْمَ غَديرِ خُمٍّ أَفْضَلُ أَعْيادِ أُمَّتي، وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذي أَمَرَني اللَّهُ تَعالىٰ ذِكْرُهُ فيهِ بِنَصْبِ أَخي عَلِيِّ بْنِ أَبي طالِبٍ عَلَیْهِ السَّلامُ عَلَماً لِأُمَّتي يَهْتَدُونَ بِهِ مِنْ بَعْدي وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذي أَكْمَلَ اللَّهُ فيهِ الدّينَ وَ أَتَمَّ عَلىٰ أُمَّتي فيهِ النِّعْمَةَ وَ رَضِيَ لَهُمُ الْإِسْلامَ ديناً … مَعاشِرَ النّاسِ! وَ الَّذي بَعَثَني بِالنُّبُوَّةِ وَ اصْطَفاني عَلىٰ جَميعِ الْبَرِيَّةِ ما نَصَبْتُ عَلِيّاً عَلَماً لِأُمَّتي فِي الْأَرْضِ حَتّىٰ نَوَّهَ اللَّهُ بِاسْمِهِ في سَماواتِهِ وَ أَوْجَبَ وَلايَتَهُ عَلىٰ مَلائِكَتِهِ». از او: روضة الواعظين: ج۱ ص۱۰۲ و بشارة المصطفى: ج۲ ص۲۳٫
و التّحصين: ص۵۵۰ ب۱۲- از کتاب نور الهدی به سندش از حسن بن محمّد بن سعيد مانند الأمالي.
[viii]– السّلافة في أمر الخلافة، عبدالله مراغی مصری در قرن هفتم مخطوط در کتابخانه الظاهریّة شام: ص ۳۲٫ از او: جواهرالولایة: ص ۳۷۹ و شهادت ثالثه: ص۳۴٫
[ix] – الفضائل: ص١٥٢ و ١٥٣- و بالإسناد يرفعه إلى ابن مسعود أنّه قال: قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: «لَمّا أݩُسْرِيَ بي إِلَى السَّماءِ قالَ لي جَبْرَئيلُ عَلَیْهِ السَّلامُ: قَدْ أݩُمِرْتُ بِعَرْضِ الْجَنَّةِ وَ النّارِ عَلَيْكَ. قال: فَرَأَيْتُ الْجَنَّةَ وَ ما فيها مِنَ النَّعيمِ … وَ عَلَى الْبابِ الْخامِسِ (من أبواب الجنّة) مَكْتُوبٌ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَّهِ، فَمَنْ أَرادَ أَنْ لا يُشْتَمَ، وَ مَنْ أَرادَ أَنْ لا يَذِلَّ، وَ مَنْ أَرادَ أَنْ لا يَظْلِمَ وَ لا يُظْلَمَ، وَ مَنْ أَرادَ أَنْ يَسْتَمْسِكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقىٰ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَقُلْ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَّهِ، … ».
[x] – بحارالأنوار.
[xi] – الإحتجاج: ج١ ص١٥٨- و قاسم بن معاوية روایت نمود گفت: به امام جعفر صادق علیه السّلام عرض کردم: هؤلاء يروون حديثاً في معراجهم أنّه لمــّا أسري برسول الله رأى على العرش مكتوباً: لا إله إلّا الله، محمّد رسول الله أبو بكر الصدّيق. فقال: «سُبْحانَ اللَّهِ غَيَّرُوا كُلَّ شَيْءٍ حَتّىٰ هٰذا؟ قلت: نعم. قال: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمّا خَلَقَ الْعَرْشَ كَتَبَ عَلَيْهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أݩَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْماءَ كَتَبَ في مَجْراهُ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْكُرْسِيَّ كَتَبَ عَلىٰ قَوائِمِهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اللَّوْحَ كَتَبَ فِيهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ إِسْرَافِيلَ كَتَبَ عَلىٰ جَبْهَتِهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ جَبْرَئِيلَ كَتَبَ عَلىٰ جَناحَيْهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُالْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ السَّمَاوَاتِ كَتَبَ في أَكْنافِها: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْأَرَضِينَ كَتَبَ فِي أَطْباقِها: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْجِبالَ كَتَبَ في رُءُوسِها: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الشَّمْسَ كَتَبَ عَلَيْها: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْقَمَرَ كَتَبَ عَلَيْهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ هُوَ السَّوادُ الَّذي تَرَوْنَهُ فِي الْقَمَرِ فَإِذا قالَ أَحَدُكُمْ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، فَلْيَقُلْ: عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ (وَلِيُّ اللهِ-البحار)».
از او: بحار الأنوار: ج٣٨ ص٣١٨ ب٦٧.
[xii] – بحار الأنوار: ج۸۱ ص۱۱۲٫
[xiii] – مناقب آلأبیطالب عليهم السّلام: ج۲ ص۱۷۳٫
[xiv] – كمال الدّين و تمام النّعمة: ج۲ ص۴۲۸ ب۴۲ ح۲٫
[xv] – سوره (۳۵) الفاطر آیه١١.
[xvi] – تفسير القميّ: ج٢ ص٢٠٨- و عن الصّادق عليه السّلام أنّه قال: «الْكَلِمُ الطَّيِّبُ قَوْلُ الْمُؤْمِنِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَّهِ وَ خَليفَةُ رَسُولِ اللَّهِ. و قال: وَ الْعَمَلُ الصّالِحُ الْإِعْتِقادُ بِالْقَلْبِ؛ أَنَّ هٰذا هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ، لا شَكَّ فيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمينَ». از او: تفسير البرهان: ج٤ ص٥٤١ ح۸۸۳۴٫
[xvii] – روضة المتّقین ج۲ ص۲۴۶٫ بحار الأنوار: ج۸۱ ص۱۱۱٫
[xviii] – و مراجعه شود به کتاب: «سرّالإیمان الشّهادة الثالثة في الأذان»، سیّدعبدالرّزّاق الموسوي المقرّم، و کتاب «الشّهادة الثّالثة المقدّسة معدن الإسلام الکامل و جوهر الإیمان الحقّ».
[xix] – الدّرّة النجفيّة؛ السّنن و الآداب: ص۱۱۵٫
[xx] – جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام: ج۹ ص: ۸۷٫
[xxi] – مستمسک العروة: ج۵ ص۵۴۵٫
[xxii] – يك دوره فقه كامل فارسى، محمّد تقی مجلسی: ص ۳۱٫
[xxiii] – الفقه المنسوب الرضويّ علیه السّلام: ص۱۰۸٫ از او: لوامع صاحبقرانى: ج۴ ص١١٧و بحار الأنوار: ج ٨١ ص٢٠٤الی٢٠٩ ح۳ و الحدائق الناضرة: ج ۸ ص۴۵۱ و مستدرك الوسائل: ج٥ ص٦ب٢ح۵۲۳۷- ۳ و ج٥ص٢٢ ب٢ ح٥٢٦٨-١.
[xxiv] – المراسم العلويّة و الأحكام النّبويّة: ص٧٢، و نسخه خطّی آستان قدس رضوی به شماره۲۶۵۸ در سال۷۰۲ هجری قمری صفحه۴۴٫
[۱] – در کتابهای حدیث روایات بسیاری در اصالت ولایت و براءت در اسلام وجود دارد، و از آنها کتاب شریف الکافي باب دعائم الإسلام پانزده حدیث بر این معنی آورده استکه: بُنِيَ الْإِسْلامُ، دَعائِمُ الْإِسْلامِ، أَثافِيُّ الْإِسْلامِ، بِناءُ الْإِسْلامِ، الدّینُ الَّذي لا یُقْبَلُ فیهِ الْعَمَلُ، الدّینُ الَّذي فَرَضَ اللهُ عَلَی الْعِبادِ ما لا یَسَعُهُمْ جَهْلُهُ وَ لا یَقْبَلُ مِنْهُمْ غَیْرُهُ، حُدودُ الْإِیمانِ … : الْولایَةُ، الْولایَةُ لَنا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ الْبَرائَةِ مِنْ عَدُوِّنا، الْولایَةُ وَ لَمْ یُنادَ بِشَيْءٍ کَما نودِيَ بِالْولایَةِ فِي الْغَدیرِ، ولایَةُ وَلِیِّنا وَ عَداوَةِ عَدُوِّنا وَ التَّسْلیمِ لَنا، … . و از آن است:
الكافي: ج۲ ص۲۱ باب دعائم الإسلام …ح۹- به سند صحیح خود از عيسى بن السری گفت: به امام جعفر صادق علیه السّلام عرض کردم: حدّثني عمّا بنيت عليه دعائم الإسلام إذا أنا أخذت بها زكى عملي و لم يضرّني جهل ما جهلت بعده. فقال: «شَهادَةُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، وَ الْإِقْرارُ بِما جاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ، وَ حَقٌّ فِي الْأَمْوالِ مِنَ الزَّكاةِ، وَ الْوَلايَةُ الَّتي أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِها وَلايَةُ آلِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِمْ وَ سَلَّمَ، فَإِنَّ رَسُولَاللَّهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ قالَ: مَنْ ماتَ وَ لا يَعْرِفُ إِمامَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً، قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: «أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» فَكانَ عَلِيٌّ عَلَیْهِ السَّلامُ، ثُمَّ صارَ مِنْ بَعْدِهِ الْحَسَنُ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ الْحُسَيْنُ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ، ثُمَّ هٰكَذا يَكُونُ الْأَمْرُ. إِنَّ الْأَرْضَ لا تَصْلُحُ إِلّا بِإِمامٍ، وَ مَنْ ماتَ لا يَعْرِفُ إِمامَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً، وَ أَحْوَجُ ما يَكُونُ أَحَدُكُمْ إِلىٰ مَعْرِفَتِهِ إِذا بَلَغَتْ نَفْسُهُ هاهُنا- قال:- و أهوى بيده إلى صدره- يَقُولُ حينَئِذٍ: لَقَدْ كُنْتُ عَلىٰ أَمْرٍ حَسَنٍ».
تفسير فرات الكوفی: ص۱۰۹ ح۱۱۱و تفسير العيّاشی: ج۱ ص۲۵۲ ح۱۷۵ و إختيار معرفة الرجال: ص۴۲۴ ح۷۹۹ به سندهای خود از أبوالیسع يحيى بن السّريّ مانند آن با اختلاف و زیادت.
[۱] – الكافي: ج۲ ص۱۸ ح۱- به سند متّصل از أبو حمزه از امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: «بُنِيَ الْإِسْلامُ عَلىٰ خَمْسٍ؛ عَلَى الصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلايَةِ، وَ لَمْ يُنادَ بِشَيْءٍ كَما نُودِيَ بِالْوَلايَةِ».
و الكافي: ج۲ ص۱۸ ح۳ – به سند متّصل از فضيل بن يسار از امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: «بُنِيَ الْإِسْلامُ عَلىٰ خَمْسٍ؛ عَلَى الصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلايَةِ، وَ لَمْ يُنادَ بِشَيْءٍ كَما نُودِيَ بِالْوَلايَةِ، فَأَخَذَ النّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَكُوا هٰذِهِ – يعني الولاية-».
و الكافي: ج۲ ص۲۱ ح۸- به سند صحیح از فضيل بن يسار از امام محمّد باقر علیه السّلام که فرمود: «بُنِيَ الْإِسْلامُ عَلىٰ خَمْسٍ؛ الصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلايَةِ، وَ لَمْ يُنادَ بِشَيْءٍ ما نُودِيَ بِالْوَلايَةِ يَوْمَ الْغَديرِ».
و المحاسن: ج۱ ص۲۸۶ ب۴۶ ح۴۲۹- از ابن محبوب از أبو حمزه ثمالی از امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: «بُنِيَ الْإِسْلامُ عَلىٰ خَمْسٍ؛ الصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلايَةِ، وَ لَمْ تُنادَ بِشَيْءٍ ما نُودِيَ بِالْوَلايَةِ- و زاد فيها عبّاس بن عامر- فَأَخَذَ النّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَكُوا هٰذِهِ- يعني الولاية-».
[۱] – تأويل الآيات الظاهرة: ص۲۲- به روایت از فضل بن شاذان به سند خود از امام جعفر صادق علیه السّلام حضرتش فرمود: «نَحْنُ أَصْلُ كُلِّ خَيْرٍ وَ مِنْ فُرُوعِنا كُلّݩُ بِرٍّ وَ مِنَ الْبِرِّ؛ التَّوْحيدُ وَ الصَّلاةُ وَ الصِّيامُ وَ كَظْمُ الْغَيْظِ وَ الْعَفْوُ عَنِ الْمُسيءِ وَ رَحْمَةُ الْفَقيرِ وَ تَعاهُدُ الْجارِ وَ الْإِقْرارُ بِالْفَضْلِ لِأَهْلِهِ، وَ عَدُوُّنا أݩَصْلُ كُلِّ شَرٍّ وَ مِنْ فُرُوعِهِمْ كُلُّ قَبيحٍ وَ فاحِشَةٍ فَمِنْهُمُ؛ الْكَذِبُ وَ النَّميمَةُ وَ الْبُخْلُ وَ الْقَطيعَةُ وَ أݩَكْلُ الرِّبا وَ أݩَكْلُ مالِ الْيَتيمِ بِغَيْرِ حَقِّهِ وَ تَعَدِّي الْحُدُودِ الَّتي أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رُكُوبُ الْفَواحِشِ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ مِنَ الزِّناءِ وَ السَّرِقَةِ وَ كُلُّ ما وافَقَ ذٰلِكَ مِنَ الْقَبيحِ، وَ كَذَبَ مَنْ قالَ: إِنَّهُ مَعَنا وَ هُوَ مُتَعَلِّقٌ بِفَرْعِ غَيْرِنا».
[۱] – احادیث بسیاری در کتابهای: بصائر الدرجات و الإختصاص و الکافي و غیر آنها در این مطلب است و ما در اینجا به دو حدیث شریف اکتفا میکنیم: بصائر الدرجات: ص۴۹۷ ب۱۶ ح۷- به سند خود از أصبغ بن نباتة از سلمان فارسی گفت: قسم به خداوند هرآینه از رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم شنیدم که به حضرت علیّ علیه السّلام می فرمود: «يا عَلِيُّ! أَنْتَ وَ الْأَوْصِياءُ مِنْ بَعْدي -أو قال:- مِنْ بَعْدِكَ أَعْرافٌ لا يُعْرَفُ اللَّهُ إِلّا بِسَبيلِ مَعْرِفَتِكُمْ وَ أَعْرافٌ لا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلّا مَنْ عَرَفَكُمْ وَ عَرَفْتُمُوهُ وَ لا يَدْخُلُ النّارَ إِلّا مَنْ أَنْكَرَكُمْ وَ أَنْكَرْتُمُوهُ».
بصائرالدرجات: ص۴۹۷ ب۱۶ ح۶- به سند صحیح از أصبغ بن نباتة گوید: أميرالمؤمنين علیه السّلام فرمود: «… وَ نَحْنُ الْأَعْرافُ الَّذينَ لا يُعْرَفُ اللَّهُ إِلّا بِسَبيلِ مَعْرِفَتِنا … ».
[۱] – إختيار معرفة الرجال: ص۲۹۱ ح۵۱۲- به سند خود از امام صادق علیه السّلام که حضرت به أبو الخطّاب (از منحرفین) نوشتند: «بَلَغَني أݩَنَّكَ تَزْعُمُ: أݩَنَّ الزِّنا رَجُلٌ وَ أݩَنَّ الْخَمْرَ رَجُلٌ وَ أݩََنَّ الصَّلاةَ رَجُلٌ وَ أݩَنَّ الصِّيامَ رَجُلٌ وَ أݩَنَّ الْفَواحِشَ رَجُلٌ، وَ لَيْسَ هُوَ كَما تَقُولُ، إِنّا أݩَصْلُ الْحَقِّ، وَ فُرُوعُ الْحَقِّ طاعَةُ اللَّهِ، وَ عَدُوُّنا أݩَصْلُ الشَّرِّ ،وَ فُرُوعُهُمُ الْفَواحِشُ، وَ كَيْفَ يُطاعُ مَنْ لا يُعْرَفُ، وَ كَيْفَ يُعْرَفُ مَنْ لا يُطاعُ».
[۱] – رجال الكشّيّ – إختيار معرفة الرجال: ص۲۹۱ ح۵۱۲- حمدويه قال: حدّثني محمّد بن عيسى، عن يونس بن عبد الرحمان، عن بشير الدّهّان، عن أبي عبد الله علیه السّلام قال: كتب أبو عبد الله علیه السّلام إلى أبي الخطّاب: بَلَغَني أَنَّكَ تَزْعُمُ أَنَّ الزِّنا رَجُلٌ، وَ أَنَّ الْخَمْرَ رَجُلٌ، وَ أَنَّ الصَّلاةَ رَجُلٌ، وَ أَنَّ الصِّيامَ رَجُلٌ، وَ أَنَّ الْفَواحِشَ رَجُلٌ، وَ لَيْسَ هُوَ كَما تَقُولُ؛ إِنّا أَصْلُ الْحَقِّ، وَ فُرُوعُ الْحَقِّ طاعَةُ اللهِ، وَ عَدُوُّنا أَصْلُ الشَّرِّ، وَ فُرُوعُهُمُ الْفَواحِشُ، وَ كَيْفَ يُطاعُ مَنْ لا يُعْرَفُ؟ وَ كَيْفَ يُعْرَفُ مَنْ لا يُطاعُ؟.
و بصائر الدرجات: ص۵۳۶ ب۲۱ ح۲- حدّثنا أحمد بن محمّد، عن الحسين بن سعيد، عن الحسن بن عليّ بن فضّال، عن حفص المؤذّن قال: كتب أبو عبد الله علیه السّلام إلى أبي الخطّاب: «بَلَغَني أَنَّكَ تَزْعُمُ أَنَّ الْخُمُسَ [الْخَمْرَ] رَجُلٌ، وَ أَنَّ الزِّنا رَجُلٌ، وَ أَنَّ الصَّلاةَ رَجُلٌ، وَ أَنَّ الصَّوْمَ رَجُلٌ، وَ لَيْسَ كَما تَقُولُ، نَحْنُ أَصْلُ الْخَيْرِ، وَ فُرُوعُهُ طَاعَةُ اللهِ، وَ عَدُوُّنَا أَصْلُ الشَّرِّ، وَ فُرُوعُهُ مَعْصِيَةُ اللهِ». ثمّ كتب: «كَيْفَ يُطاعُ مَنْ لا يُعْرَفُ؟ وَ كَيْفَ يُعْرَفُ مَنْ لا يُطاعُ؟». از او: مختصر البصائر: ص۲۳۷ ح۲۴۴/ ۱٫
[۱] – الكافي: ج۱ ص۴۴۱ ح۸- به سند خود از سنان بن طريف گوید: امام جعفر صادق علیه السّلام فرمود: «إِنّا أَوَّلُ أَهْلِ بَيْتٍ نَوَّهَ اللَّهُ بِأَسْمائِنا، إِنَّهُ لَمّا خَلَقَ (اللَّهُ-الأمالی) السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَمَرَ مُنادِياً فَنادىٰ: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ ثَلاثاً، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ثَلاثاً، أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَميرُ الْمُؤْمِنينَ حَقّاً ثَلاثاً».
و الأمالی ابن بابویه: ص۶۰۴ مجلس۸۸ ح۴- به سند خود از سنان بن طريف مانند آن.
و الأمالي، ابن بابویه: ص۱۲۶ مجلس۲۶ ح۸- از حسن بن محمّد بن سعيد هاشمی به سند متّصل از امام صادق از پدرانش علیهم السّلام فرمود: رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «يَوْمَ غَديرِ خُمٍّ أَفْضَلُ أَعْيادِ أُمَّتي، وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذي أَمَرَني اللَّهُ تَعالىٰ ذِكْرُهُ فيهِ بِنَصْبِ أَخي عَلِيِّ بْنِ أَبي طالِبٍ عَلَیْهِ السَّلامُ عَلَماً لِأُمَّتي يَهْتَدُونَ بِهِ مِنْ بَعْدي وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذي أَكْمَلَ اللَّهُ فيهِ الدّينَ وَ أَتَمَّ عَلىٰ أُمَّتي فيهِ النِّعْمَةَ وَ رَضِيَ لَهُمُ الْإِسْلامَ ديناً … مَعاشِرَ النّاسِ! وَ الَّذي بَعَثَني بِالنُّبُوَّةِ وَ اصْطَفاني عَلىٰ جَميعِ الْبَرِيَّةِ ما نَصَبْتُ عَلِيّاً عَلَماً لِأُمَّتي فِي الْأَرْضِ حَتّىٰ نَوَّهَ اللَّهُ بِاسْمِهِ في سَماواتِهِ وَ أَوْجَبَ وَلايَتَهُ عَلىٰ مَلائِكَتِهِ». از او: روضة الواعظين: ج۱ ص۱۰۲ و بشارة المصطفى: ج۲ ص۲۳٫
و التّحصين: ص۵۵۰ ب۱۲- از کتاب نور الهدی به سندش از حسن بن محمّد بن سعيد مانند الأمالي.
[۱]– السّلافة في أمر الخلافة، عبدالله مراغی مصری در قرن هفتم مخطوط در کتابخانه الظاهریّة شام: ص ۳۲٫ از او: جواهرالولایة: ص ۳۷۹ و شهادت ثالثه: ص۳۴٫
[۱] – الفضائل: ص١٥٢ و ١٥٣- و بالإسناد يرفعه إلى ابن مسعود أنّه قال: قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: «لَمّا أݩُسْرِيَ بي إِلَى السَّماءِ قالَ لي جَبْرَئيلُ عَلَیْهِ السَّلامُ: قَدْ أݩُمِرْتُ بِعَرْضِ الْجَنَّةِ وَ النّارِ عَلَيْكَ. قال: فَرَأَيْتُ الْجَنَّةَ وَ ما فيها مِنَ النَّعيمِ … وَ عَلَى الْبابِ الْخامِسِ (من أبواب الجنّة) مَكْتُوبٌ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَّهِ، فَمَنْ أَرادَ أَنْ لا يُشْتَمَ، وَ مَنْ أَرادَ أَنْ لا يَذِلَّ، وَ مَنْ أَرادَ أَنْ لا يَظْلِمَ وَ لا يُظْلَمَ، وَ مَنْ أَرادَ أَنْ يَسْتَمْسِكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقىٰ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَقُلْ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَّهِ، … ».
[۱] – بحارالأنوار.
[۱] – الإحتجاج: ج١ ص١٥٨- و قاسم بن معاوية روایت نمود گفت: به امام جعفر صادق علیه السّلام عرض کردم: هؤلاء يروون حديثاً في معراجهم أنّه لمــّا أسري برسول الله رأى على العرش مكتوباً: لا إله إلّا الله، محمّد رسول الله أبو بكر الصدّيق. فقال: «سُبْحانَ اللَّهِ غَيَّرُوا كُلَّ شَيْءٍ حَتّىٰ هٰذا؟ قلت: نعم. قال: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمّا خَلَقَ الْعَرْشَ كَتَبَ عَلَيْهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أݩَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْماءَ كَتَبَ في مَجْراهُ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْكُرْسِيَّ كَتَبَ عَلىٰ قَوائِمِهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اللَّوْحَ كَتَبَ فِيهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ إِسْرَافِيلَ كَتَبَ عَلىٰ جَبْهَتِهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ جَبْرَئِيلَ كَتَبَ عَلىٰ جَناحَيْهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُالْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ السَّمَاوَاتِ كَتَبَ في أَكْنافِها: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْأَرَضِينَ كَتَبَ فِي أَطْباقِها: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْجِبالَ كَتَبَ في رُءُوسِها: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الشَّمْسَ كَتَبَ عَلَيْها: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْقَمَرَ كَتَبَ عَلَيْهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ هُوَ السَّوادُ الَّذي تَرَوْنَهُ فِي الْقَمَرِ فَإِذا قالَ أَحَدُكُمْ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، فَلْيَقُلْ: عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ (وَلِيُّ اللهِ-البحار)».
از او: بحار الأنوار: ج٣٨ ص٣١٨ ب٦٧.
[۱] – بحار الأنوار: ج۸۱ ص۱۱۲٫
[۱] – مناقب آلأبیطالب عليهم السّلام: ج۲ ص۱۷۳٫
[۱] – كمال الدّين و تمام النّعمة: ج۲ ص۴۲۸ ب۴۲ ح۲٫
[۱] – سوره (۳۵) الفاطر آیه١١.
[۱] – تفسير القميّ: ج٢ ص٢٠٨- و عن الصّادق عليه السّلام أنّه قال: «الْكَلِمُ الطَّيِّبُ قَوْلُ الْمُؤْمِنِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَّهِ وَ خَليفَةُ رَسُولِ اللَّهِ. و قال: وَ الْعَمَلُ الصّالِحُ الْإِعْتِقادُ بِالْقَلْبِ؛ أَنَّ هٰذا هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ، لا شَكَّ فيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمينَ». از او: تفسير البرهان: ج٤ ص٥٤١ ح۸۸۳۴٫
[۱] – روضة المتّقین ج۲ ص۲۴۶٫ بحار الأنوار: ج۸۱ ص۱۱۱٫
[۱] – و مراجعه شود به کتاب: «سرّالإیمان الشّهادة الثالثة في الأذان»، سیّدعبدالرّزّاق الموسوي المقرّم، و کتاب «الشّهادة الثّالثة المقدّسة معدن الإسلام الکامل و جوهر الإیمان الحقّ».
[۱] – الدّرّة النجفيّة؛ السّنن و الآداب: ص۱۱۵٫
[۱] – جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام: ج۹ ص: ۸۷٫
[۱] – مستمسک العروة: ج۵ ص۵۴۵٫
[۱] – يك دوره فقه كامل فارسى، محمّد تقی مجلسی: ص ۳۱٫
[۱] – الفقه المنسوب الرضويّ علیه السّلام: ص۱۰۸٫ از او: لوامع صاحبقرانى: ج۴ ص١١٧و بحار الأنوار: ج ٨١ ص٢٠٤الی٢٠٩ ح۳ و الحدائق الناضرة: ج ۸ ص۴۵۱ و مستدرك الوسائل: ج٥ ص٦ب٢ح۵۲۳۷- ۳ و ج٥ص٢٢ ب٢ ح٥٢٦٨-١.
[۱] – المراسم العلويّة و الأحكام النّبويّة: ص٧٢، و نسخه خطّی آستان قدس رضوی به شماره۲۶۵۸ در سال۷۰۲ هجری قمری صفحه۴۴٫
—
[۱] – در کتابهای حدیث روایات بسیاری در اصالت ولایت و براءت در اسلام وجود دارد، و از آنها کتاب شریف الکافي باب دعائم الإسلام پانزده حدیث بر این معنی آورده استکه: بُنِيَ الْإِسْلامُ، دَعائِمُ الْإِسْلامِ، أَثافِيُّ الْإِسْلامِ، بِناءُ الْإِسْلامِ، الدّینُ الَّذي لا یُقْبَلُ فیهِ الْعَمَلُ، الدّینُ الَّذي فَرَضَ اللهُ عَلَی الْعِبادِ ما لا یَسَعُهُمْ جَهْلُهُ وَ لا یَقْبَلُ مِنْهُمْ غَیْرُهُ، حُدودُ الْإِیمانِ … : الْولایَةُ، الْولایَةُ لَنا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ الْبَرائَةِ مِنْ عَدُوِّنا، الْولایَةُ وَ لَمْ یُنادَ بِشَيْءٍ کَما نودِيَ بِالْولایَةِ فِي الْغَدیرِ، ولایَةُ وَلِیِّنا وَ عَداوَةِ عَدُوِّنا وَ التَّسْلیمِ لَنا، … . و از آن است:
الكافي: ج۲ ص۲۱ باب دعائم الإسلام …ح۹- به سند صحیح خود از عيسى بن السری گفت: به امام جعفر صادق علیه السّلام عرض کردم: حدّثني عمّا بنيت عليه دعائم الإسلام إذا أنا أخذت بها زكى عملي و لم يضرّني جهل ما جهلت بعده. فقال: «شَهادَةُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، وَ الْإِقْرارُ بِما جاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ، وَ حَقٌّ فِي الْأَمْوالِ مِنَ الزَّكاةِ، وَ الْوَلايَةُ الَّتي أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِها وَلايَةُ آلِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِمْ وَ سَلَّمَ، فَإِنَّ رَسُولَاللَّهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ قالَ: مَنْ ماتَ وَ لا يَعْرِفُ إِمامَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً، قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: «أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» فَكانَ عَلِيٌّ عَلَیْهِ السَّلامُ، ثُمَّ صارَ مِنْ بَعْدِهِ الْحَسَنُ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ الْحُسَيْنُ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ، ثُمَّ هٰكَذا يَكُونُ الْأَمْرُ. إِنَّ الْأَرْضَ لا تَصْلُحُ إِلّا بِإِمامٍ، وَ مَنْ ماتَ لا يَعْرِفُ إِمامَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً، وَ أَحْوَجُ ما يَكُونُ أَحَدُكُمْ إِلىٰ مَعْرِفَتِهِ إِذا بَلَغَتْ نَفْسُهُ هاهُنا- قال:- و أهوى بيده إلى صدره- يَقُولُ حينَئِذٍ: لَقَدْ كُنْتُ عَلىٰ أَمْرٍ حَسَنٍ».
تفسير فرات الكوفی: ص۱۰۹ ح۱۱۱و تفسير العيّاشی: ج۱ ص۲۵۲ ح۱۷۵ و إختيار معرفة الرجال: ص۴۲۴ ح۷۹۹ به سندهای خود از أبوالیسع يحيى بن السّريّ مانند آن با اختلاف و زیادت.
[۱] – الكافي: ج۲ ص۱۸ ح۱- به سند متّصل از أبو حمزه از امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: «بُنِيَ الْإِسْلامُ عَلىٰ خَمْسٍ؛ عَلَى الصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلايَةِ، وَ لَمْ يُنادَ بِشَيْءٍ كَما نُودِيَ بِالْوَلايَةِ».
و الكافي: ج۲ ص۱۸ ح۳ – به سند متّصل از فضيل بن يسار از امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: «بُنِيَ الْإِسْلامُ عَلىٰ خَمْسٍ؛ عَلَى الصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلايَةِ، وَ لَمْ يُنادَ بِشَيْءٍ كَما نُودِيَ بِالْوَلايَةِ، فَأَخَذَ النّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَكُوا هٰذِهِ – يعني الولاية-».
و الكافي: ج۲ ص۲۱ ح۸- به سند صحیح از فضيل بن يسار از امام محمّد باقر علیه السّلام که فرمود: «بُنِيَ الْإِسْلامُ عَلىٰ خَمْسٍ؛ الصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلايَةِ، وَ لَمْ يُنادَ بِشَيْءٍ ما نُودِيَ بِالْوَلايَةِ يَوْمَ الْغَديرِ».
و المحاسن: ج۱ ص۲۸۶ ب۴۶ ح۴۲۹- از ابن محبوب از أبو حمزه ثمالی از امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: «بُنِيَ الْإِسْلامُ عَلىٰ خَمْسٍ؛ الصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلايَةِ، وَ لَمْ تُنادَ بِشَيْءٍ ما نُودِيَ بِالْوَلايَةِ- و زاد فيها عبّاس بن عامر- فَأَخَذَ النّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَكُوا هٰذِهِ- يعني الولاية-».
[۱] – تأويل الآيات الظاهرة: ص۲۲- به روایت از فضل بن شاذان به سند خود از امام جعفر صادق علیه السّلام حضرتش فرمود: «نَحْنُ أَصْلُ كُلِّ خَيْرٍ وَ مِنْ فُرُوعِنا كُلّݩُ بِرٍّ وَ مِنَ الْبِرِّ؛ التَّوْحيدُ وَ الصَّلاةُ وَ الصِّيامُ وَ كَظْمُ الْغَيْظِ وَ الْعَفْوُ عَنِ الْمُسيءِ وَ رَحْمَةُ الْفَقيرِ وَ تَعاهُدُ الْجارِ وَ الْإِقْرارُ بِالْفَضْلِ لِأَهْلِهِ، وَ عَدُوُّنا أݩَصْلُ كُلِّ شَرٍّ وَ مِنْ فُرُوعِهِمْ كُلُّ قَبيحٍ وَ فاحِشَةٍ فَمِنْهُمُ؛ الْكَذِبُ وَ النَّميمَةُ وَ الْبُخْلُ وَ الْقَطيعَةُ وَ أݩَكْلُ الرِّبا وَ أݩَكْلُ مالِ الْيَتيمِ بِغَيْرِ حَقِّهِ وَ تَعَدِّي الْحُدُودِ الَّتي أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رُكُوبُ الْفَواحِشِ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ مِنَ الزِّناءِ وَ السَّرِقَةِ وَ كُلُّ ما وافَقَ ذٰلِكَ مِنَ الْقَبيحِ، وَ كَذَبَ مَنْ قالَ: إِنَّهُ مَعَنا وَ هُوَ مُتَعَلِّقٌ بِفَرْعِ غَيْرِنا».
[۱] – احادیث بسیاری در کتابهای: بصائر الدرجات و الإختصاص و الکافي و غیر آنها در این مطلب است و ما در اینجا به دو حدیث شریف اکتفا میکنیم: بصائر الدرجات: ص۴۹۷ ب۱۶ ح۷- به سند خود از أصبغ بن نباتة از سلمان فارسی گفت: قسم به خداوند هرآینه از رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم شنیدم که به حضرت علیّ علیه السّلام می فرمود: «يا عَلِيُّ! أَنْتَ وَ الْأَوْصِياءُ مِنْ بَعْدي -أو قال:- مِنْ بَعْدِكَ أَعْرافٌ لا يُعْرَفُ اللَّهُ إِلّا بِسَبيلِ مَعْرِفَتِكُمْ وَ أَعْرافٌ لا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلّا مَنْ عَرَفَكُمْ وَ عَرَفْتُمُوهُ وَ لا يَدْخُلُ النّارَ إِلّا مَنْ أَنْكَرَكُمْ وَ أَنْكَرْتُمُوهُ».
بصائرالدرجات: ص۴۹۷ ب۱۶ ح۶- به سند صحیح از أصبغ بن نباتة گوید: أميرالمؤمنين علیه السّلام فرمود: «… وَ نَحْنُ الْأَعْرافُ الَّذينَ لا يُعْرَفُ اللَّهُ إِلّا بِسَبيلِ مَعْرِفَتِنا … ».
[۱] – إختيار معرفة الرجال: ص۲۹۱ ح۵۱۲- به سند خود از امام صادق علیه السّلام که حضرت به أبو الخطّاب (از منحرفین) نوشتند: «بَلَغَني أݩَنَّكَ تَزْعُمُ: أݩَنَّ الزِّنا رَجُلٌ وَ أݩَنَّ الْخَمْرَ رَجُلٌ وَ أݩََنَّ الصَّلاةَ رَجُلٌ وَ أݩَنَّ الصِّيامَ رَجُلٌ وَ أݩَنَّ الْفَواحِشَ رَجُلٌ، وَ لَيْسَ هُوَ كَما تَقُولُ، إِنّا أݩَصْلُ الْحَقِّ، وَ فُرُوعُ الْحَقِّ طاعَةُ اللَّهِ، وَ عَدُوُّنا أݩَصْلُ الشَّرِّ ،وَ فُرُوعُهُمُ الْفَواحِشُ، وَ كَيْفَ يُطاعُ مَنْ لا يُعْرَفُ، وَ كَيْفَ يُعْرَفُ مَنْ لا يُطاعُ».
[۱] – رجال الكشّيّ – إختيار معرفة الرجال: ص۲۹۱ ح۵۱۲- حمدويه قال: حدّثني محمّد بن عيسى، عن يونس بن عبد الرحمان، عن بشير الدّهّان، عن أبي عبد الله علیه السّلام قال: كتب أبو عبد الله علیه السّلام إلى أبي الخطّاب: بَلَغَني أَنَّكَ تَزْعُمُ أَنَّ الزِّنا رَجُلٌ، وَ أَنَّ الْخَمْرَ رَجُلٌ، وَ أَنَّ الصَّلاةَ رَجُلٌ، وَ أَنَّ الصِّيامَ رَجُلٌ، وَ أَنَّ الْفَواحِشَ رَجُلٌ، وَ لَيْسَ هُوَ كَما تَقُولُ؛ إِنّا أَصْلُ الْحَقِّ، وَ فُرُوعُ الْحَقِّ طاعَةُ اللهِ، وَ عَدُوُّنا أَصْلُ الشَّرِّ، وَ فُرُوعُهُمُ الْفَواحِشُ، وَ كَيْفَ يُطاعُ مَنْ لا يُعْرَفُ؟ وَ كَيْفَ يُعْرَفُ مَنْ لا يُطاعُ؟.
و بصائر الدرجات: ص۵۳۶ ب۲۱ ح۲- حدّثنا أحمد بن محمّد، عن الحسين بن سعيد، عن الحسن بن عليّ بن فضّال، عن حفص المؤذّن قال: كتب أبو عبد الله علیه السّلام إلى أبي الخطّاب: «بَلَغَني أَنَّكَ تَزْعُمُ أَنَّ الْخُمُسَ [الْخَمْرَ] رَجُلٌ، وَ أَنَّ الزِّنا رَجُلٌ، وَ أَنَّ الصَّلاةَ رَجُلٌ، وَ أَنَّ الصَّوْمَ رَجُلٌ، وَ لَيْسَ كَما تَقُولُ، نَحْنُ أَصْلُ الْخَيْرِ، وَ فُرُوعُهُ طَاعَةُ اللهِ، وَ عَدُوُّنَا أَصْلُ الشَّرِّ، وَ فُرُوعُهُ مَعْصِيَةُ اللهِ». ثمّ كتب: «كَيْفَ يُطاعُ مَنْ لا يُعْرَفُ؟ وَ كَيْفَ يُعْرَفُ مَنْ لا يُطاعُ؟». از او: مختصر البصائر: ص۲۳۷ ح۲۴۴/ ۱٫
[۱] – الكافي: ج۱ ص۴۴۱ ح۸- به سند خود از سنان بن طريف گوید: امام جعفر صادق علیه السّلام فرمود: «إِنّا أَوَّلُ أَهْلِ بَيْتٍ نَوَّهَ اللَّهُ بِأَسْمائِنا، إِنَّهُ لَمّا خَلَقَ (اللَّهُ-الأمالی) السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَمَرَ مُنادِياً فَنادىٰ: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ ثَلاثاً، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ثَلاثاً، أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَميرُ الْمُؤْمِنينَ حَقّاً ثَلاثاً».
و الأمالی ابن بابویه: ص۶۰۴ مجلس۸۸ ح۴- به سند خود از سنان بن طريف مانند آن.
و الأمالي، ابن بابویه: ص۱۲۶ مجلس۲۶ ح۸- از حسن بن محمّد بن سعيد هاشمی به سند متّصل از امام صادق از پدرانش علیهم السّلام فرمود: رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «يَوْمَ غَديرِ خُمٍّ أَفْضَلُ أَعْيادِ أُمَّتي، وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذي أَمَرَني اللَّهُ تَعالىٰ ذِكْرُهُ فيهِ بِنَصْبِ أَخي عَلِيِّ بْنِ أَبي طالِبٍ عَلَیْهِ السَّلامُ عَلَماً لِأُمَّتي يَهْتَدُونَ بِهِ مِنْ بَعْدي وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذي أَكْمَلَ اللَّهُ فيهِ الدّينَ وَ أَتَمَّ عَلىٰ أُمَّتي فيهِ النِّعْمَةَ وَ رَضِيَ لَهُمُ الْإِسْلامَ ديناً … مَعاشِرَ النّاسِ! وَ الَّذي بَعَثَني بِالنُّبُوَّةِ وَ اصْطَفاني عَلىٰ جَميعِ الْبَرِيَّةِ ما نَصَبْتُ عَلِيّاً عَلَماً لِأُمَّتي فِي الْأَرْضِ حَتّىٰ نَوَّهَ اللَّهُ بِاسْمِهِ في سَماواتِهِ وَ أَوْجَبَ وَلايَتَهُ عَلىٰ مَلائِكَتِهِ». از او: روضة الواعظين: ج۱ ص۱۰۲ و بشارة المصطفى: ج۲ ص۲۳٫
و التّحصين: ص۵۵۰ ب۱۲- از کتاب نور الهدی به سندش از حسن بن محمّد بن سعيد مانند الأمالي.
[۱]– السّلافة في أمر الخلافة، عبدالله مراغی مصری در قرن هفتم مخطوط در کتابخانه الظاهریّة شام: ص ۳۲٫ از او: جواهرالولایة: ص ۳۷۹ و شهادت ثالثه: ص۳۴٫
[۱] – الفضائل: ص١٥٢ و ١٥٣- و بالإسناد يرفعه إلى ابن مسعود أنّه قال: قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: «لَمّا أݩُسْرِيَ بي إِلَى السَّماءِ قالَ لي جَبْرَئيلُ عَلَیْهِ السَّلامُ: قَدْ أݩُمِرْتُ بِعَرْضِ الْجَنَّةِ وَ النّارِ عَلَيْكَ. قال: فَرَأَيْتُ الْجَنَّةَ وَ ما فيها مِنَ النَّعيمِ … وَ عَلَى الْبابِ الْخامِسِ (من أبواب الجنّة) مَكْتُوبٌ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَّهِ، فَمَنْ أَرادَ أَنْ لا يُشْتَمَ، وَ مَنْ أَرادَ أَنْ لا يَذِلَّ، وَ مَنْ أَرادَ أَنْ لا يَظْلِمَ وَ لا يُظْلَمَ، وَ مَنْ أَرادَ أَنْ يَسْتَمْسِكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقىٰ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَقُلْ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَّهِ، … ».
[۱] – بحارالأنوار.
[۱] – الإحتجاج: ج١ ص١٥٨- و قاسم بن معاوية روایت نمود گفت: به امام جعفر صادق علیه السّلام عرض کردم: هؤلاء يروون حديثاً في معراجهم أنّه لمــّا أسري برسول الله رأى على العرش مكتوباً: لا إله إلّا الله، محمّد رسول الله أبو بكر الصدّيق. فقال: «سُبْحانَ اللَّهِ غَيَّرُوا كُلَّ شَيْءٍ حَتّىٰ هٰذا؟ قلت: نعم. قال: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمّا خَلَقَ الْعَرْشَ كَتَبَ عَلَيْهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أݩَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْماءَ كَتَبَ في مَجْراهُ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْكُرْسِيَّ كَتَبَ عَلىٰ قَوائِمِهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اللَّوْحَ كَتَبَ فِيهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ إِسْرَافِيلَ كَتَبَ عَلىٰ جَبْهَتِهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ جَبْرَئِيلَ كَتَبَ عَلىٰ جَناحَيْهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُالْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ السَّمَاوَاتِ كَتَبَ في أَكْنافِها: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْأَرَضِينَ كَتَبَ فِي أَطْباقِها: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْجِبالَ كَتَبَ في رُءُوسِها: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الشَّمْسَ كَتَبَ عَلَيْها: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ لَمّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْقَمَرَ كَتَبَ عَلَيْهِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ هُوَ السَّوادُ الَّذي تَرَوْنَهُ فِي الْقَمَرِ فَإِذا قالَ أَحَدُكُمْ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، فَلْيَقُلْ: عَلِيٌّ أَميرُ الْمُؤْمِنينَ (وَلِيُّ اللهِ-البحار)».
از او: بحار الأنوار: ج٣٨ ص٣١٨ ب٦٧.
[۱] – بحار الأنوار: ج۸۱ ص۱۱۲٫
[۱] – مناقب آلأبیطالب عليهم السّلام: ج۲ ص۱۷۳٫
[۱] – كمال الدّين و تمام النّعمة: ج۲ ص۴۲۸ ب۴۲ ح۲٫
[۱] – سوره (۳۵) الفاطر آیه١١.
[۱] – تفسير القميّ: ج٢ ص٢٠٨- و عن الصّادق عليه السّلام أنّه قال: «الْكَلِمُ الطَّيِّبُ قَوْلُ الْمُؤْمِنِ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَّهِ وَ خَليفَةُ رَسُولِ اللَّهِ. و قال: وَ الْعَمَلُ الصّالِحُ الْإِعْتِقادُ بِالْقَلْبِ؛ أَنَّ هٰذا هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ، لا شَكَّ فيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمينَ». از او: تفسير البرهان: ج٤ ص٥٤١ ح۸۸۳۴٫
[۱] – روضة المتّقین ج۲ ص۲۴۶٫ بحار الأنوار: ج۸۱ ص۱۱۱٫
[۱] – و مراجعه شود به کتاب: «سرّالإیمان الشّهادة الثالثة في الأذان»، سیّدعبدالرّزّاق الموسوي المقرّم، و کتاب «الشّهادة الثّالثة المقدّسة معدن الإسلام الکامل و جوهر الإیمان الحقّ».
[۱] – الدّرّة النجفيّة؛ السّنن و الآداب: ص۱۱۵٫
[۱] – جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام: ج۹ ص: ۸۷٫
[۱] – مستمسک العروة: ج۵ ص۵۴۵٫
[۱] – يك دوره فقه كامل فارسى، محمّد تقی مجلسی: ص ۳۱٫
[۱] – الفقه المنسوب الرضويّ علیه السّلام: ص۱۰۸٫ از او: لوامع صاحبقرانى: ج۴ ص١١٧و بحار الأنوار: ج ٨١ ص٢٠٤الی٢٠٩ ح۳ و الحدائق الناضرة: ج ۸ ص۴۵۱ و مستدرك الوسائل: ج٥ ص٦ب٢ح۵۲۳۷- ۳ و ج٥ص٢٢ ب٢ ح٥٢٦٨-١.
[۱] – المراسم العلويّة و الأحكام النّبويّة: ص٧٢، و نسخه خطّی آستان قدس رضوی به شماره۲۶۵۸ در سال۷۰۲ هجری قمری صفحه۴۴٫
آیت الله شیخ حیدر تربتی کربلائی

