پوشیه سلیقه ایست یا عقیدهای؟
جواب – در این مختصر به اجمال برخی از ادلّه وجوب پوشاندن صورت زنان (پوشیه)مسلمان و پیروان دین محمّدی صلّی الله علیه و آله از نامحرمان
را ذکر مینماییم، تا تذکّری برای آنان باشد.
قرآن کریم میفرماید:
«يا أيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذلِكَ أدْنىٰ أنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللهُ غَفُوراً رَحيماً»
ای پيامبر! به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو: چادر خود را به خود جمع کنند (و با آن صورت خود را بپوشانند) ;که مراد همان پوشیه زدن است. اين نزديکتر است تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگيرند. و خدا آمرزنده و مهربان است.
توضيح: قسمت «ذٰلِكَ أدْنىٰ أنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ» از آیه کریمه، به پوشاندن صورت اشاره دارد که مراد همان پوشیه زدن است.، چنانکه ملّامحسن فيض در تفسير الصّافی نوشته است:
يغطّين وجوههنّ و أبدانهنّ بملاحفهنّ إذا برزن لحاجة.
زنان، هنگامی که برای (رفع) حاجتى، بيرون میروند، چهرهها و بدنهايشان را با روپوشهای خويش بپوشانند.
در واقع زنان برای اينکه شناخته نشوند چارهای ندارند جز اینکه تمام بدن حتّی صورت را که مجمع زيباییها و زينتهای ایشان و برترين قسمت شناساننده اشخاص است، بپوشانند. بنابراین پوشاندن همه بدن، حتّی چهره و دو دست واجب است.
سيره عملی متديّنان نیز ازصدر اسلام تاکنون، رعايت پوشش کامل از سوی بانوان و پوشيده ماندن ايشان ازنگاه نامحرمان بوده است. مردان متديّن وغيور، هيچگاه اجازه نمیدادند زنان ودخترانشان باچهرههای باز در مقابل نامحرم نمايان شوند. شهيد ثانى مینگارد:
لاتّفاق المسلمين علی منع النّساء من أن يخرجن سافرات.
مسلمانان اتّفاق دارند بر اینکه از بيرون رفتن زنان با سر و روی برهنه جلوگيری نمايند.
صاحب جواهرالکلام مینویسد: بعضی برای اثبات وجوب پوشش چهره به همین آيه استدلال کرده اند.
حال ببینیم «جلباب» که قرآن امر میکند زنان به خود نزدیک کنند تا شناخته نشوند، چیست؟ جوهری نوشته است:
الجلباب: الملحفة.
جلباب، پوشش سرتاسری است.
قرطبی از مفسرین مخالفین مینويسد:
الجلابيب ـ جمع جلباب ـ و هو ثوب اکبر من الخمار. و روی عن ابن عباس و ابن مسعود انّه الرّداء و قد قيل: إنّه القناع، والصحيح أنّه الثوب الّذی يستر جميع البدن.
جلابيب، جمع جلباب وآن پوششی است بزرگتر از روسری. همچنین از ابن عبّاس و ابن مسعود روايت شده که جلباب را به ردا معنا کردهاند؛ برخی آنرا به معنای روسری دانستهاند و صحيح آن استکه واژهی جلباب را به معنای پوششی بدانيم که همه بدن را میپوشاند.
اسماعيل بن کثيرازمفسرین مخالفین می نويسد:
الجلباب هو الرّداء فوق الخمار… و هو بمنزلة الإزار اليوم.
جلباب به معنای پوششی است که روی مقنعه قرار می گيرد… و امروزه آن به منزله چادر است.
اين سخن را ابن مسعود، عبيده، قتاده، حسن بصری، سعيدبن جبير، ابراهيم نخعی، عطايی خراسانی و شمار فراوان ديگری ابراز داشتهاند.
از سوی دیگر وجوب پوشیه یا پوشاندن صورت از ديدگاههايی استکه در ميان مفسّرين و فقهاء شهرت فتوايی دارد. پس کسی نمیتواند جلو بیاید و با استناد به یک روایت، آیه قرآن را نادیده بگیرد، بگذریم از خیل احادیث و سیره معصومین علیهم السّلام و اجماع مسلمین و سیره متشرّعین و … .
در روایات حتی، فرمودهاند زن در احرام هم باید چهره خود را از نظر نامحرمان بپوشاند، البته طوری که پارچه به صورتش نچسبد و حتی امام علیه السّلام راهنمایی فرموده و بیان نمودهاند که باید چادرش را تا جایی که روی بینیاش و یا تا چانهاش را بپوشاند، رها نموده، آویزان کند. یکی از روایت ها بدین شرح است: امام جعفر صادق۸ میفرماید:
«مَرَّ أبُوجَعْفَرٍ علیه السّلام بِامْرَأَةٍ مُتَنَقِّبَةٍ وَ هِي مُحْرِمَةٌ فَقالَ: أَحْرِمي وَ أَسْفِري وَ أَرْخي ثَوْبَكِ مِنْ فَوْقِ رَأْسِكِ فَإِنَّكِ إِنْ تَنَقَّبْتِ لَمْ يَتَغَيَّرْ لَوْنُكِ. فَقالَ رَجُلٌ: إلىٰ أيْنَ تُرْخيهِ؟ فَقالَ: تُغَطّي عَيْنَيْها. قالَ: قُلْتُ: يَبْلُغُ فَمَها؟ قالَ: نَعَمْ».
امام محمّد باقر علیه السّلاماز زنی که (مُحرم بود و) نقاب به صورت داشت، گذشت و فرمود: عمل به احرام کن و نقاب از صورت بگشا و چادرت را از بالای سرت رها کن (به جلو صورت خود)؛ زيرا اگر نقاب بسته باشی شکل و رنگ تو (نسبت به قبل از احرام) تغيير و تفاوتی پيدا نکرده است. مردی پرسيد: تا کجا چادرش را رها کند؟ فرمود: تا چشمش را بپوشاند. راوی گفت: پرسيدم: تا دهانش برسد؟ فرمود: بله.
توضيح: از شیوه بیان حضرت با آن زن چنین برمیآید که او پیش از احرام، نقاب به چهره میزده و این امری عادی بوده، لذا حضرت تصریح میفرمایند که اگر در حال احرام هم نقاب بزند، چهرهاش با پیش از احرام تفاوتی نكرده و مقصود از آویزان نمودن چادر، پوشاندن صورت است تا آنجا که نامحرمی نتواند چهره او را ببيند.
شيخ صدوق در کتاب شریف «المقنع» ـ که از متون احاديث اهل بيت علیهم السّلام است آورده:
جايز نيست زن در حال احرام نقاب بزند؛ زيرا احرام زن در چهره او و احرام مرد در سرِ اوست، و باکی نيست که چادر خود را اگر سوار بر مرکب است، از بالا تا گلو بياندازد. و روا نيست نقاب زدن برای زن در حال احرام و باکی نيست که چادرش را بر چهره خود تا انتهای بينی بياندازد چنانکه بتواند (جلو پايش را) ببيند و اگر مردی (نامحرم) از او گذشت با لباس خود چهره اش را نپوشاند و با دست خود را از خورشيد نپوشاند.
نتيجه: پوشاندن صورت بر زنان در همه حالات حتّی در حال احرام واجب است و نگاه کردن نامحرمان به آن جايز نيست.
اما اینکه بعضا یک نامحرم مثل سلمان و جابر بن عبد الله انصاری رضیاللهعنهما نقل کنند:
«دیدم چهره حضرت مثل شکم ملخ، زرد بود، سپس پیامبر دعا کردند و دیدم که رگههای خون در چهره حضرت به جریان افتاد».
شیخ کلینی از عدّهای از برقی از … از جابر بن عبداللّه انصاری نقل میکند که گفت:
همراه رسولالله به خانه فاطمه رفتیم … رسول الله پرسید: من و همراهم وارد شویم؟ فاطمه گفت: رسولخدا! روسری ندارم. پیامبر فرمود: ملحفه اضافی را بگیر و با آن سرت را بپوشان. فاطمه چنان کرد … پس پیامبر و من (یعنی جابر بن عبداللّه انصاری) وارد شدیم. رخسار زهرا مثل شکم ملخ، زردرنگ بود … جابر گفت: قسم به خداوند دیدم چنان خون به سیمای او دوید که چهرهاش گلگون شد و پس از آن روز، دیگر گرسنه نماند.
این روایت بنابر نظر علامه مجلسی در مرآة العقول: جلد٢٠ صفحه٣٦١ ضعیف است.
این ها چه وجهی دارد؟
آیةالله خوئی در موسوعه رجالی خود به ضعف سند این خبر اشاره میکنند. عمروبن شمر که در سند این روایت است: نجاشی یک بار در ترجمه خودِ عمرو و یک بار در ترجمه جابر بن عبدالله، یعنی دو بار او را تضعیف کرده و معمولاً روایتهای جابر را از عمروبن شمر نقل میکند و این شخص وضّاع بوده است یعنی بسیار احادیث دروغین میساخته است.
آیةالله خوئی در کتاب النکاح ص۲۵ میگویند:
فلا مجال للإعتماد علیها علی أنّ متنها غیر قابل للتّصدیق فإنّ مقام الصّدّیقة الزّهراء علیها السّلام یمنع من ظهورها أمام الرّجل الأجنبيّ بحیث یراها قطعاً فإنّ کلّ امراة شریفة تأبی ذلک فکیف بسیّدة النّساء علیها السّلام؟
کسی که از ابن ام مکتوم خود را مخفی میکند، آیا ممکن است نسبت به مردان اجنبی بینا، چنین نکند و اجازه دهد چهره یا پاهایش نزد نامحرم مکشوف شود؟
حضرت زینب سلام الله علیها خطاب به یزید لعنةالله علیه فرمودند:
«أَ مِنَ الْعَدْلِ يَا ابْنَ الطُّلَقاءِ تَخْديرُكَ حَرائِرَكَ وَ إِماءَكَ وَ سَوْقُكَ بَناتِ رَسُولِ اللهِ سَبايا قَدْ هَتَكْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْداءُ مِنْ بَلَدٍ إِلىٰ بَلَدٍ وَ تَسْتَشْرِفُهُنَّ الْمَناقِلُ وَ يَتَبَرَّزْنَ لِأَهْلِ الْمَناهِلِ وَ يَتَصَفَّحُ وُجُوهَهُنَّ الْقَريبُ وَ الْبَعيدُ وَ الْغائِبُ وَ الشَّهيدُ وَ الشَّريفُ وَ الْوَضيعُ وَ الدَّنِيُّ وَ الرَّفيعُ …
آیا از عدل است که زنان و دختران خودت پشت پرده باشند و اهل حرم رسول الله … ».
بنابراین اصل، پوشش چهرهها بوده است. حتی آوردهاند که «هند ـ زن یزید»، وارد مجلس شد و وقتی حضرت زینب را دید، روی زمین افتاد، یزید لعنة الله علیه عبایش را درآورد و روی زنش انداخت.
و یحیی مازنی میگوید: ۴۰سال همسایه امیرالمؤمنین بودم ولی یکبار هم قد و بالای حضرت زینب را ندیدم، صدای ایشان را نشنیدم. علامه شهید محمّد بن فتّال نیشابوری در کتاب شریف «روضةالواعظین» میفرماید: چنین روایت شده است:
… وَ أَقْبَلَ النّاسُ مِثْلَ عُرْفِ الْفَرَسِ إِلیٰ عَلِيٍّ وَ هُوَ جالِسٌ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ بَيْنَ يَدَيْهِ يَبْكِيان فَبَكَى النّاسُ لِبُكائِهِما وَ خَرَجَتْ أُمُّ كُلْثُومٍ وَ عَلَيْها بُرْقُعَةٌ وَ تَجُرُّ ذَيْلَها مُتَجَلِّلَةً بِرِداءٍ عَلَيْها تَسْحَبُها وَ هِيَ تَقُولُ: يا أَبَتاهْ يا رَسُولَ اللَّهِ! الْآنَ حَقّاً فَقَدْناكَ فَقْدًا لا لِقاءَ بَعْدَهُ أَبَداً … .
… هنگام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها مردم همچنان پشت سر یک دیگر به حضور حضرت علی علیه السّلام رسیدند در حالی که ایشان نشسته بودند و حسنین علیهما السّلام در حضور آن حضرت مشغول گریه کردن بودند و مردم به سبب گریه آنان اشک میریختند، و حضرت امّ کلثوم سلام الله علیها در حالی بیرون آمد که روبنده به صورت داشت و دامن لباسش به زمین کشیده میشد و میفرمود :ای پدر جان، ای پیامبر خدا! گویا هم اکنون تو را به گونهای از دست دادیم که پس از آن ملاقاتی در کار نخواهد بود! … .
حال چطور میشود سلمان، چهره حضرت زهرا سلام الله علیها را ببیند؟ یا دیگری ببیند و رنگ رخساره ایشان را وصف کند؟ در حالی که دختر کوچک ایشان حضرت امّ کلثوم، چند روز پس از شهادت مادر، با عبا و روبنده بیرون بیاید؟ و بنابر بعضی نقلها، خود حضرت زهرا سلام الله علیها هنگامی که پشت در آمدند و یا هنگامی که در کوچه بودند، روبنده(پوشیه)به صورت داشتند. و خود عمر در نامهای که برای معاویه لعنةالله علیه نوشت که روایتی طولانی در قسمت مفقوده از دلائل الإمامة است، آنجا مینویسد: من از روی روبنده زدم … .
حتی در حج و در احرام، زنها موظف هستند روبنده بیندازند، نقاب نزنند اما روبنده بیندازند طوری که روی صورت بیافتد تا شناخته نشوند چه رسد به کوچه و خیابان. درباره عموم چنین است، و درباره زاده بیمثال حضرت سلام الله علیهما، نیز چنین است، چه رسد به وجود طاهره مطهّره فاطمة الزّهراء صلوات الله علیها.
بماند که مجال برای حکایت سیره اهلبیت علیهم السّلام درباره پوشش و حدّ و حدود آن نیست اما باید تقوای الهی پیشه نموده و در پی آنچه آگاهی نداریم، نرویم.
و الحمدلله ربّ العالمین ۳ جمادی الثّانیة ۱۴۴۰
یوم استشهاد سیّدتنا فاطمة الزّهراء علیها السّلام
قم عشّآلمحمّد صلّی الله علیهم
عبیدهم حیدرحسین التربتي الکربلائي
پینوشتها
– سوره (٣٣) الأحزاب آيه۶۰٫
– تفسير الصّافي: ج۲ ص۳۶۶٫
– مسالک الأفهام: ج۷ ص۴۷٫
– جواهر الکلام: ج۲۹ ص۷۷٫
– صحاح اللّغة: ج۱ ص۱۰۱٫
– الجامع لأحکام القرآن: ج۱۴ ص۲۴۴٫
– تفسير ابن کثير: ج۴ ص۲۴۴٫
– در تفسير مجمع البيان است: جلباب سرپوشی است که زن، سر و صورت خود را هنگام بيرون رفتن از خانه (با آن) می پوشاند.
– الکافي: ج۴ ص۳۴۴ ح۱؛ التّهذيب: ج۵ ص۷۳ ح۲۴۳، وسائلالشّيعة: ج۱۲ ص۴۹۳ ب۴۸ ح۱۶۸۷۷٫ من لايحضره الفقيه: ج۲ ص۲۱۹ ح۱۰۰۷، وسائلالشّيعة: ج۱۲ ص۴۹۵ ب۴۸ ح۱۶۸۸۱٫ منلايحضرهالفقيه: ج۲ ص۳۵۶ ح۲۶۸۸، وسائلالشّيعة: ج۱۲ ص۴۹۵ ب۴۸ ح۱۶۸۸۲٫ منلايحضرهالفقيه: ج۲ ص۳۴۲ باب ما يجوز الإحرام فيه و… ح۲۶۲۶، وسائلالشّيعة: ج۱۲ ص۴۹۵ ب۴۸ ح۱۶۸۸۳٫ منلايحضرهالفقيه: ج۲ ص۳۵۶ ح۲۶۸۸٫
– الکافي: ج۴ ص۳۴۴ باب ما يجوز للمحرمة أن تلبسه…ح۱، تهذيب الأحکام: ج۵ ص۷۳ ب۷ ح۵۱٫
– الکافي: ج۴ ص۳۴۴ باب ما يجوز للمحرمة أن تلبسه… ح ۴٫
– الکافي: ج۲ ص۲۲۸٫
– الكافی: ج٥ ص٥٢٨ ح۵ عدّة من أصحابنا، عن أحمد بن أبي عبد اللّه، عن إسماعيل بن مهران، عن عبيد بن معاوية بن شريح، عن سيف بن عميرة، عن عمرو بن شمر، عن جابر، عن أبي جعفر علیه السّلام، عن جابر بن عبد اللّه الأنصاري قال: «خرج رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم يريد فاطمة علیها السّلام و أنا معه فلمّا انتهيت إلى الباب وضع يده عليه فدفعه ثمّ قال: السَّلامُ عَلَيْكُمْ. فقالت فاطمة: عَلَيْكَ السَّلامُ يا رَسُولَ اللَّهِ. قال: أدْخُلُ؟ قالت: اُدْخُلْ يا رَسُولَ اللَّهِ. قال: أدْخُلُ أَنَا وَ مَنْ مَعي؟ فقالت: يا رَسُولَ اللَّهِ لَيْسَ عَلَيَّ قِناعٌ. فقال: يا فاطِمَةُ خُذي فَضْلَ مِلْحَفَتِكِ فَقَنِّعي بِهِ رَأْسَكِ. ففعلت. ثمّ قال: السَّلامُ عَلَيْكُمْ. فقالت فاطمة: وَ عَلَيْكَ السَّلامُ يا رَسُولَ اللَّهِ. قال أدْخُلُ. قالت: نَعَمْ يا رَسُولَ اللَّهِ. قال: أَنَا وَ مَنْ مَعي؟ قالت: وَ مَنْ مَعَكَ. قال جابر: فدخل رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و دخلت و إذا وجه فاطمة علیها السّلام أصفر كأنه بطن جرادة فقال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم: ما لي أرىٰ وَجْهَكِ أَصْفَرَ؟ قالت: يا رَسُولَ اللَّهِ الْجُوعُ. فقال صلّی اللّه علیه و آله و سلّم: اللَّهُمَّ مُشْبِعَ الْجَوْعَةِ وَ دافِعَ الضَّيْعَةِ أَشْبِعْ فاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّدٍ. قال جابر: فو اللّه لنظرت إلى الدّم ينحدر من قصاصها حتّى عاد وجهها أحمر، فما جاعت بعد ذلك اليوم».
۱۶- روضةالواعظین: ج۱ ص ۱۵۰، بحارالانوار: ج۴۳ ص۱۹۱ ب۷ ح۲۰٫
– الإحتجاج: ج۲ ص۳۰۸ و اللهوف: ص۱۷۱ و ص۱۸۲ المسلک٣ و مثیر الأحزان و تسلیة المجالس و … .
آیت الله شیخ حیدر تربتی کربلائی
