شبهات

چیستی شبهه

شبهه کلمه‌ای عربی از ریشه‌ی «شَبَّهَ» به معنای مثل و نظیر است و شبهه آن است که دو چیز به دلیل شبیه شدن یکی به دیگری، به راحتی از هم تشخیص داده نشوند و موجب به اشتباه افتادن بشوند.

شبهه و سابقه آن در ادیان و اسلام

از زمان اعلام ارادهٔ الهی بر قرار دادن خلیفه بر روی زمین، خدای شبهه افکنان، شیطان رجیم لعنه الله، نخستین شبهه را بنا نهاد، قرآن کریم می‌فرماید:
«قٰالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ».{آیه۱۲سوره اعراف}
گفت: من از او نیکوترم. مرا از آتش آفریدی و او را از گِل.
و تا قیام حضرت صاحب الأمر عجّل الله فرجه، تا زمانی که ستیز حق و باطل در جریان است، شبهه و تدلیس از پست‌ترین ابزارهای هجمهٔ فرهنگى دشمنان حق خواهد بود. و شبهه‌افکنی در تمام ادیان وجود داشته و دارد.

شبهه افکنان چه کسانی هستند و چرا شبهه افکنی می‌کنند؟

ممکن است رخ دهد که گاهی، کسی به خوبی متوجّه چون و چرای مسأله‌ای نشود و آنچه را خودش فهمیده، حق جلوه دهد و برای آن دلیل بیاورد. در این باره، ندانستن موجب ایجاد شبهه می‌شود حال آن‌که گوینده، خود نمی‌داند چه کرده است. همچنین ممکن است کسی دربارهٔ موضوعی آگاهی کامل نداشته باشد و با همان علم ناکامل، سخن بگوید و قضاوت کند که در این صورت نیز ممکن است به اشتباه بیافتد و دیگران را دچار سازد، حال آن‌که نمی‌داند.

امّا در صورتی دیگر نیز ممکن است شبهه ایجاد شود: اگر کسی حق را بداند و آن‌را به خوبی بشناسد و باطل را هم بداند و بشناسد امّا در نظر وی، باطل دلپذیر آید، آن‌را لباس حق می‌پوشاند و عرضه می‌کند و اینجاست که افراد ناآگاه، به جرم ندانستن و مورد فریب قرار گرفتن، به دام شبهه و شبهه افکن گرفتار می‌شوند. بنابراین علّت به وجود آمدن شبهه، دو چیز است: جهل و جحود، ندانستن و ستیز با حق.

شبهه و شبهه افکنان در قرآن و احادیث اهل‌بیت علیهم السّلام

آیات متشابه در قرآن، مواردی هستند که از ظاهر آن‌ها معانی متعدّدی برداشت می‌شود و باید دانست که راه رسیدن به مقصود خداوند، تنها بیان اهل‌بیت علیهم السّلام است زیرا تنها آنان نسبت به اسرار و ظاهر و باطن قرآن آگاه هستند. و این کتاب آسمانی ماست که درباره متشابهات چنین بیان می‌کند:
«هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إلَّا اللهُ وَ الرّٰاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنٰا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ».

اوست کسی که این کتاب را بر تو نازل فرمود. قسمتی از آن آیات محکمات است که اصل کتاب هستند و بقیه متشابهات هستند. امّا آنان که دل‌هایشان میل به باطل دارد، به قصد فتنه انگیزی و پی بردن به باطن معنای آن‌ها (با تکیه بر هوای نفس و تفسیر به رأی) متشابهات را پیروی می‌کنند حال آن‌که جز خدا و ریشه داران در دانش، از معنای باطن آن آگاه نیستند. آنان (ریشه‌داران در دانش) می‌گویند: ما به متشابهات ایمان داریم تمامی آن‌ها از جانب پروردگار ماست. و جز صاحبان اندیشه پند نگیرند.

_

با توجّه به این آیه می‌بینیم، افرادی به دنبال متشابهات هستند که در دل‌هایشان به باطل مایل‌اند و می‌خواهند فتنه انگیزی کنند و به دنبال پی بردن به معنای باطنی این آیات هستند.
در احاديث بسيارى نیز بر لزوم پيروى از حق و اجتناب از شبهه ها، تأكيد شده است كه چند مورد را برای نمونه می‌آوریم:

مولانا امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب علیه السّلام فرمودند:
«فَيٰا عَجَبا وَ ما لي لا أَعْجَبُ مِنْ خَطَاءِ هٰذِهِ الْفِرَقِ عَلَى اخْتِلٰافِ حُجَجِها في دينِها لا یَقْتَصُّونَ أَثَرَ نَبِيٍّ وَ لا یَقْتَدوُنَ بِعَمَلِ وَصِيٍّ وَ لٰا يُؤْمِنُونَ بِغَيْبٍ وَ لٰا يَعِفُّونَ عَنْ عَيْبٍ ٍ (يَعْمَلُونَ فِي الشُّبُهاتِ وَ يَسيرُونَ فِي الشَّهَواتِ) الْمَعْرُوفُ فيهِمْ ما عَرَفُوا وَ الْمُنْكَرُ عِنْدَهُمْ ما أَنْكَرُوا (مَفْزَعُهُمْ فِي الْمُعْضِلاتِ إِلىٰ أَنْفُسِهِمْ وَ تَعْويلُهُمْ فِي الْمُهِمّاتِ عَلىٰ آرائِهِمْ) کَأَنَّ كُلَّ امْرِئٍ مِنْهُمْ إِمامُ نَفْسِهِ أَخَذَ مِنْها فيما يَرىٰ بِعُرًى ثِقاتٍ وَ أَسْبابٍ مُحْكَماتٍ».

_

امّا بعد… شگفتا و چگونه تعجّب نکنم از خطای این فرقه‌ها که ـ از روی اختلاف در دلایلشان دربارهٔ دینشان ـ مرتکب شده‌اند. نه به دنبال آنچه که به سوی پیامبر هدایت می‌کند، می‌روند و نه به کردار جانشین پیامبر اقتدا می‌کنند. و نه به غیب ایمان می‌آورند و نه از انجام هیچ عیبی (افراط و تفریط) دست می‌کشند. به شبهه‌ها عمل می‌کنند و در شهوت‌ها روان می‌شوند. «معروف» در میان آنان چیزی است که آن‌را بشناسند (بپسندند) و «منکر» نزد آنان چیزی است که خود آن‌را انکار کنند (خوش نداشته باشند). پناهگاه آنان در کارهایی که انجام آن‌ها بسیار دشوار است، خودشان هستند (خودـ محور هستند) گویا که هر کدام از آنان امام خویش است که چنین باور دارد که به استوارترین دستاویزها چنگ زده و محکم‌ترین وسیله‌ها را به کار برده است.

همچنین دربارهٔ ارزش آگاهی داشتن در رویارویی با شبهه‌ها فرموده‌اند:
«الْمُتَعَبِّدُ عَلىٰ غَيْرِ فِقْهٍ كَحِمارِ الطّاحُونَةِ يَدُورُ وَ لا يَبْرَحُ وَ رَكْعَتانِ مِنْ عالِمٍ خَيْرٌ مِنْ سَبْعينَ رَكْعَةً مِنْ جاهِلٍ لِأَنَّ الْعالِمَ تَأْتيهِ الْفِتْنَةُ فَيَخْرُجُ مِنْها بِعِلْمِهِ وَ تَأْتِي الْجاهِلَ فَتَنْسِفُهُ نَسْفاً وَ قَليلُ الْعَمَلِ مَعَ كَثيرِ الْعِلْمِ خَيْرٌ مِنْ كَثيرِ الْعَمَلِ مَعَ قَليلِ الْعِلْمِ وَ الشَّكِّ وَ الشُّبْهَةِ».

_

عبادت‏كننده‏اى كه (عبادتش) از روى فهم و دانایى نيست مانند الاغ آسيا است‌كه می‌گردد و (از جای خود) دور نمی‌شود (تلاش می‌کند امّا این تلاش او، ثمری ندارد). و دو ركعت نماز فرد عالم بهتر است از هفتاد ركعت که فرد نادان به جا آورد؛ زیرا هنگامی که فتنه به دانا روى مى‏آورد، او بوسیله دانش خود، (به آن گرفتار نمی‌شود و) از آن بيرون می‌رود حال آن‌که چون فتنه به فرد نادان رسد، او را (به سبب نادانی‌اش) از جا بر كند و پراكنده سازد (به فتنه گرفتار شود و چون ناآگاهانه خدا را می‌پرستیده، اعتقاد او، ویران می‌شود زیرا بنیان محکمی نداشته است). اندک عملی که‏ با فهم و آگاهی بسیار همراه باشد از عمل بسياری که با دانش كم و تردید و شبهه همراه باشد، نیکوتر است.

پس می‌بینیم که نزد خداوند، تنها اعتقادی ارزشمند است که با بینش به آن پای‌بند باشیم و براساس آن اعتقاد، خدا را بپرستیم و این همان پرستشی است‌که خدا را راضی می‌سازد و خدا بدان پاداش می‌دهد.

شبهه در عصر ما

در این زمان هرکس قصد گمراه کردن دیگران را داشته باشد، از رو شمشیر نمی‌بندد که اگر چنین کند، کسی فریب او را نمی‌خورد. بنابراین باید روش دیگری به کار گرفته شود و این همان پوشاندن لباس حق بر پیکر باطل است که در فرهنگ دین، به آن شبهه می‌گویند. و این همان است که امام جعفر صادق علیه السّلام فرمودند:
«وَ الْعالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوابِسُ».

کسی که نسبت به عصر خود آگاه باشد، شبهه‌ها بر او هجوم نیاورند.این‌که بدانیم در کدامین دوره به سر می‌بریم و گمراه کنندگان، از چه روش‌هایی برای فریب افراد استفاده می‌کنند. این‌که پاسخ به این باطل پوشیده در لباس حق را بدانیم و یا حدّاقل در راست بودن مسیری که ره‌پوی آن هستیم، اندکی تردید نداشته باشیم که اگر چنین نباشد، در واقع باور ما، چون بنای بی‌بنیه‌ای است‌که در انتظار نمی‌ از باران یا تکانی اندک است تا فرو بریزد. شایسته است‌که بدانیم آنچه دربارهٔ دین خود می‌دانیم، بسیار باهمّیّت است‌که اگر بنیان آن محکم نباشد یا براساس گمان و یا نادرست باشد، دیگر کدامین مانع از قلبمان به باورمان نزدیک‌تر که اگر لرزید، دیگر باوری را باور نخواهیم داشت.

وظیفه چیست؟

تفاوتی ندارد که کسی از روی درست متوجّه نشدن کمّ و کیف یک موضوع شبهه کند یا به دلیل دسترسی پیدا نکردن به تمام جنبه‌های علمی آن گرفتار شبهه شود یا حق را بداند و بدان مایل نباشد و برای میل خود، باطل را شبیه به حق کند و شبهه افکند و بفریبد. در هر سه مورد، ریسمان این دام، جهل و جحود است و چون چنین شد، نیازی به درازا نیست. بنابراین کسانی که نمی‌دانند، باید آگاهی یابند و در میان راه، رهروی را رها نکنند تا اطّلاعات کاملی به دست آورند و تمام تلاش خود را به کار بندند تا به درستی از واقعیّت مطلب آگاهی یابند که در این صورت بدیهی است‌که دیگر به دام شبهه و شبهه‌افکن گرفتار نمی‌آیند.

و آشکار است‌که افراد آگاه به حقیقت‌ها، باید آنچه را که می‌دانند، به دیگران عرضه کنند. این حکم خداست: بر آنان که می‌دانند، واجب است افراد ناآگاه را آگاهی بخشند و آنان که نمی‌دانند، باید در پی دست یابی به حقیقت‌ها باشند.

امّا آنان که در دل فتنه‌انگیزی را آرزومند هستند و با حق در ستیزند، در حقیقت آنان تنها دام می‌نهند و گرفتار شدن طعمه، به خودِ او بستگی دارد که اگر طعمه‌ای به دام آنان گرفتار نیاید، به یقین دام خود را بر می‌چینند. پس بر ماست که وظیفه‌ی خود را بشناسیم و بدان عمل کنیم.

 

منشأ این شبهه ها، کیست، کجاست و هدف او چیست؟

دشمنان اهل‌بیت، کسانی که قلب‌هایی پر از کینه‌ی آل‌الله دارند، آنان ایجاد کنندگان شبهه‌ها هستند و چون نتوانند دل‌های جوانان را به طور کامل در اختیار خود گیرند، آن‌ها را با تردید و دودلی به بیراهه می‌کشانند تا باور خود را فراموش کنند و به دنبال باطل در لباس حق درآیند. روی سخن هم با آنان نیست. روی سخن با ناآگاهان است. حال این ناآگاه از میان کسانی باشد که شیعه بودن را از پدر و مادر خود به ارث برده‌اند یا از آنانی باشد که مخالف بودن (یا به تعبیر غلط، سنّی بودن) به ارث به او رسیده است.


حضرت آیت الله شیخ حیدر تربتی کربلائی